اگر که اشتباه بود
هنوز روی بالشم، نشسته عطر تن تو
خیال من
بو میکنه، نقش گل پیرهنتو
هنوز
صدای تو میاد، میون بازیهای باد
کنار
قاب پنجره، هنوز دلم تورو میخواد
تو این
کسالت عبث، تو این دیار همهمه
تو این
سراب که بیکسی، یه عمر عادت منه
به یاد
دستهای تو، تکرار روزُ میشکنم
به جست
و جوی یاد تو، با آدما حرف میزنم
«به هم
نمیرسیم ما چارهای جز فاصله نیست
عهدیه
که بسته شده پس دیگه جای گله نیست ...»
نوازش
تو حک شده، رو شرم گونههای من
اسم تو حرمت منه، همبستهی جدای من
به اشتیاق این که باد از گونهی تو بگذرهلبای بیقرار من به باد بوسه میزنه
«به هم نمیرسیم ما چارهای جز فاصله نیست
عهدیه که بسته شده پس دیگه جای گله نیست ...»
اگر که اشتباه بود... چه خوب بود اشتباه!
اگر که کورهراه بود... چه امن بود کورهراه!
اگر که اشتباه بود... اگر که کورهراه بود!
«به هم نمیرسیم ما چارهای جز فاصله نیست
عهدیه که بسته شده پس دیگه جای گله نیست ...»
ویتامین ها
بسم الله الرحمن الرحیم
ویتامین ها
انواع ویتامین ها
ویتامین ها موادی هستند که وجود شان به مقدار کم در سبد غذایی روزانه ضروری است برای تنظیم اعمال اندام های بدن، برای تولید مثل و نیز برای جلوگیری از بیماریها به کار می آیند. در صورت کمبود برخی ویتامین ها در بدن، انسان دچار بیماری می شود. مثلا کمبود ویتامین C موجب بیماری اسکوربوت و خونریزی لثه می شود.
ویتامین ها بیشتر در مواد غذایی بوده و برخی بر اثر تابش نور خورشید در بدن ساخته می شود، مانند ویتامین D3 و مشتقات آن که برای استحکام استخوان به کار می رود. ضمنا توصیه می شود که ویتامین ها را به مقدار افراط استفاده نکنید، زیرا نتیجه عکس خواهد داشت. مانند ویتامین D.
امروزه
در برخی از کشورهای غربی، مقداری ویتامین به برخی از مواد غذایی یا آب
میوه جات اضافه می کنند، و یا در صنعت داروسازی انواع ویتامین ها را سنتز
می کنند و به صورت قرص، کپسول و شربت در آورده و به مصرف می رسانند.
ویتامین ها عموما در میوه جات و سبزیجات تازه و حبوبات و غلات نیز به
مقدار قابل ملاحظه ای وجود دارند.
ويتامين ها به دو گروه عمده تقسیم می شوند:
ویتامین محلول در چربی:
ویتامین A – D – E – K
ویتامین A: این
ویتامین بیشتر برای سیستم بینایی انسان مفید است و در تولید آنزیم
رودوپسین استفاده می شود و کمبود آن موجب شب کوری می گردد. همچنین ویتامین
A
در تشخیص رنگ ها نیز نقش به سزایی دارد و دید انسان را نقویت می کند. این
ویتامین بیشتر در مواد رنگی که آن را بتاکاروتن می نامند، مانند گوجه
فرنگی، هویج، خرمالو، کدوحلوایی و انبه وجود دارد و برای سلامتی جسم و
خشکی پوست و ناراحتی های مغز و اعصاب مفید است.
ویتامین D: این
ویتامین یکی از فاکتورهای مهم رشد استخوان بندی و در نهایت جلوگیری از
نرمی استخوان و راشیتیسم است و در جذب کلسیم و فسفر به کار می رود.
ویتامین D
محرک غده پاراتیروئید است و موجب می گردد این غده جذب و دفع کلسیم را
کنترل کند. بر اثر تابش نور خورشید این ویتامین در ملانین های پوست یا
رنگدانه ها تشکیل شده و جذب می شود.
ویتامین E: این ویتامین یکی از ویتامین های ضروری و لازم برای بدن است و حیاتی ترین نقش را در بدن انسان ایفا می کند؛ زیرا غدد جنسی را فعال می کند و در واقع ضد نازایی است. منبع اصلی این ویتامین جوانه گندم است و اگر با روغن زیتون طبیعی مصرف شود، بیشترین اثر را خواهد داشت. این ویتامین در زیبایی و طراوت پوست و نیز در جلوگیری از سفید شدن و ریزش مو اثر فوق العاده ای دارد.
ویتامین K: این ویتامین نقش مهمی در سیستم انعقاد خون دارد. ویتامین K در سنتز پروترومبین کاربرد فراوانی دارد و کمبود آن موجب رقیق شدن بیش از حد خون می شود و با وارد آمدن کمترین صدمه به بدن، خونریزی صورت خواهد گرفت و بند نخواهد آمد. این ویتامین بیشتر در گیاه یونجه و شبدر و بذر آنها به مقدار فراوان یافت می شود. استفاده از این گیاه به افرادی که از کمبود ویتامین K رنج می برند، خصوصا افرادی که در فصل تابستان خون دماغ می شوند توصیه می شود. بهتر است این افراد جوانه این دو گیاه را استفاده نمایند. مقدار مصرف بذرهای این ذو گیاه روزانه دو تا سه قاشق غذاخوری به صورت جوانه زده است. مهمترین توصیه این است که ویتامین های فوق را حتما با روغنهای گیاهی به خصوص روغن زیتون مصرف نمایید تا حداکثر بهره را ببرید؛ زیرا این نوع ویتامین ها محلول در چربی هستند.
ويتامين محلول در آب:
ویتامین C و تمامی گروه ویتامین های B محلول در آب هستند (B1, B2, B3, B5, B6, B7, B9, B12)
ویتامین C: این ویتامین بیشتر در مرکبات وجود دارد و بهترین عاملی است برای متابولیسم و افزایش سوخت و ساز بدن. ویتامین C بیشتر در میوه جات ترش و کال و نیز در سبزی جات یافت می شود.
ویتامین B1 (تیامین): این ویتامین در تنظیم فعالیت های عصبی و کاهش اختلالات شدید آن سهم به سزایی دارد. همچنان که در سوخت و ساز کربوهیدراتها موثر است و بیماری بری بری نقصان شدید ماهیچه ها را نیز از بین می برد.
ویتامین B2 (ریبوفلاوین): این ویتامین یکی از ویتامین های مهم و اساسی برای بدن است و در بینایی انسان اثر به سزایی دارد. این ویتامین برای بهبود تب خال و جراحت های روی لب مفید است و باعث جلوگیری از خون مردگی و سوزش چشم می شود و حساسیت زیاد به نور را از بین می برد و برای رشد و متابولیسم کودکان مفید است.
ویتامین B3 (نیکوتین آمید یا نیاسین): این ویتامین در سوخت و ساز ATP (آدنوزین تری فسفات) بکار می رود و در جلوگیری از توقف رشد موثر است.
ویتامین B5 (پانتوتنیک اسید): این ویتامین عامل رشد است و از کاهش شدید رشد جلوگیری می کند.
ویتامین B6 (پیروکسین): این ویتامین در سوخت و ساز و متابولیسم اسیدهای چرب اثر به سزایی دارد و برای جلوگیری از کاهش رشد یا متوقف شدن آن موثر است. با استفاده معقول از این ویتامین انسان می تواند به رشد خود ادامه دهد. ویتامین B6 بیماری آنمی را درمان و از افزایش گلبولهای سفید نیز جلوگیری می کند. برای افراد بی خواب مفید است و از تغییر شکل غیر عادی در اطراف چشم ها و بینی و دهان جلوگیری می کند.
ویتامین B7 (بیوتین): این ویتامین عامل رشد است و بر روی پوست های چرب اثر مطلوبی دارد و برای افرادی که پوست دست یا بدن آنها پوست پوست می شود نیز مفید است. ویتامین B7 گاز CO2 موجود در بدن را نیز تثبیت می کند و بیماری کبدی را بهبود می بخشد و چربی های کبد را تحلیل می برد.
ویتامین B9 (اسید فولیک): این ویتامین یکی از ویتامین های مهم است که در روده انسان ساخته می شود و عامل فوق العاده موثری است برای درمان افراد کم خون. ویتامین B9 برای سوخت و ساز تیروزین بکار می رود و برای درمان بیماری های خونی از جمله بیماری های بدخیم نیز مفید است.
ویتامین B12 (سیانوکوبالامین): این ویتامین در درمان بیماری های خونی مزمن از جمله کم خونی شدید (آنمی) بسیار موثر و حیاتی است. همچنین عامل رشد و درگیر در سنتز DNA و هموگلوبین است.
منابع ویتامین های گروه B: ویتامین های گروه B عموما در روده بزرگ انسان ساخته می شوند. تولید این ویتامین ها در گرو چند فاکتور است:
1- فاکتور خارجی، یعنی غذا
2- فاکتور داخلی، یعنی اسیدی که معده ترشح می کند
3- کلیه ها، که آنزیم اریتروپوئتین تولید می کنند
4- سلول های مغز استخوان یعنی سلولهای مادر، که سازنده گلبولهای قرمزند
5- استخوانهای سازنده خون که عبارتند از استخوان لگن، ستون فقرات و دنده ها.
مهمترین و حیاتی ترین فاکتور در این راستا، فاکتور خارجی یعنی همان غذایی است که به صورت روزانه مصرف می کنیم. اگر کیفیت غذای مصرفی خوب باشد، همه کارها روی روال صحیح خود انجام خواهد شد. در غیر این صورت و با اشکال پیدا کردن فاکتور داخلی، سیستم گوارش نخواهد توانست کار خود را به خوبی انجام دهد و در نتیجه موجب کم خونی، کسالت، ناراحتی، بی قراری و بی حوصلگی انسان خواهد شد.
منبع اصلی ویتامین B در سبزیجات و میوه جات بخصوص در پوست میوه جات و غلات و مغزها مانند: گردو، بادام، فندق، پسته، کنجد، نارگیل، جوانه گندم و سایر مواد غذایی موجود است. متاسفانه امروزه ما پوست میوه جات و غلات را به مصرف دام و طیور می رسانیم و خود تفاله های میوه را مصرف می کنیم.
هشدار: مصرف شیرینی جات قنادی موجب از بین رفتن ویتامین های گروه B در روده بزرگ می شود و عوارضی مانند ناراحتی های پوستی را در بر دارد و همچنین موجب به وجود آمدن انواع کیست های تخمدان و رحم در خانمها و کیست های بیکر در آقایان می شود.
اي كاش من هم پرنده بودم،
اومدم از شما بنويسم. از شمايي كه دوستتون داشتم و فكر مي كردم دوستم داريد. از شمايي كه هزار تا عشق و فداكاري توي آستينم براي روزي كه براتون خرج بشه جمع شده بود؛ فداكاري هايي كه مجالي براي عرضه شدن پيدا نكردند.
شما مِهرِ من رو به خودم پس داديد. مِهرِ من ارزش شما رو نداشت، خيلي كوچيك شده بود. شما مثل پرنده هاي كوچيكي بوديد كه وقتي بزرگ مي شن ديگه نيازي به مادر و لونه ي كوچيكش ندارند، من حتي مادر شما هم نبودم، چه توقع بي جايي... شما پرواز كرديد...
اي كاش من هم پرنده بودم، اگه پرنده بودم از اين همه دوريِ ناخواسته دلگير نمي شدم. اگه پرنده بودم از اين كه ديگه دوستم نداريد غمگين نمي شدم... اي كاش پرنده بودم تا از حقارتي كه به رخم كشيديد قلبم نمي شكست... اي كاش تحقيرم نمي كرديد...
اي كاش پرنده بودم تا از رفتنتون دلخور نشم... و حالا سعي مي كنم مثل پرنده ي مادر به رفتن شما راضي بشم ولي قول ميدم كه مثل يك انسان تا آخرين لحظات نسبت به شما مهربان باشم و اگر برگشتيد دوستتون داشته باشم و اگر برنگشتيد، كه يقين مي دونم برنمي گرديد، ديگه به شما فكر نكنم...
...
من ياد شما را مانند شما رها خواهم كرد.
تقديم به همه خوبان
تقديم به LKH
|
زلال که باشی آسمان در تو پیداست |

پرسیدم..... ،
چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با كمی مكث جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
و بدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .
پرسیدم ،
آخر .... ،
و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..
داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد ...
هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،
آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، كه میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..
مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ... ،
مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ..
به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،
كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد :
زلال باش .... ، زلال باش .... ،
فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ،
زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست![]()
دو چيز را هميشه فراموش كن:
خوبي كه به كسي مي كني
بدي كه كسي به تو مي كند
دنيا دو روز است:
يك با تو و يك روز عليه تو
روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه عليه توست مايوس نشو. چرا كه هر دو پايان پذيرند.
به چشمانت بياموز كه هر كسي ارزش نگاه ندارد
به دستانت بياموز كه هر گلي ارزش چيدن ندارد
به دلت بياموز كه هر عشقي ارزش پرورش ندارد
دو چيز را از هم جدا كن:
عشق و هوس
چون اولي مقدس است و دومي شيطاني، اولي تو را به پاكي مي برد و دومي به پليدي.
در دنيا فقط 3 نفر هستند كه بدون هيچ چشمداشت و منتي و فقط به خاطر خودت خواسته هايت را بر طرف ميكنند، پدر و مادرت و نفر سومي كه خودت پيدايش ميكني، مواظب باش كه از دستش ندهي و بدان كه تو هم براي او نفر سوم خواهي بود.
چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده ميكني؟ مانند تيري زهرآلود يا آفتابي جهانتاب، زندگي گير يا زندگي بخش؟
بدان كه قلبت كوچك است پس نميتواني تقسيمش كني، هرگاه خواستي آنرا ببخشي با تمام وجودت ببخش كه كوچكيش جبران شود.
هيچگاه عشق را با محبت، دلسوزي، ترحم و دوست داشتن يكي ندان، همه اينها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.
هميشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن، آنگاه مي بيني كه چگونه قبل از اينكه خودت دست به كار شوي ، كارها به خوبي پيش مي روند.
از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.
از خلق خدا خواستن خفت است، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.
پس هر چه مي خواهي از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه براي او غير ممكن وجود ندارد و تمام غير ممكن ها فقط براي شماست.
عوامل آمادگی جسمانی و روش های توسعه آن
استقامت عبارتست از توانايی ادامه يک فعاليت جسمانی و تحمل خستگی ناشی از آن . استقامت يکی از عوامل مهم آمادگی جسمانی مي باشد.به طور کلی استقامت به عوامل زير بستگی دارد :
1 – عوامل درونی شامل : الف : انگيزه ب : اراده شخصی برای تحمل سختی ها
2 – عوامل فيزيولوژيک شامل : الف : استقامت موضعی که توانايی يک يا گروهی از عضلات را برای تکرار يک حرکت در مقابل يک نيروی مقاومتی سبک مورد توجه قرار می دهد . ب : استقامت عمومی که استقامت بدن را برای انجام يک فعاليت جسمانی يا ورزشی در يک مدت زمان قابل توجه و تحمل خستگی ناشی از آن در نظر دارد . رابطه زير گويای تمرينات استقامتی است :
استقامت نيروی مقاوم سبک + تکرار زياد + سرعت کم.
عوامل موثر در استقامت موضعی عبارتند از :
1 – قدرت عضله يا عضلات مورد نظر
2 – ذخيره انرژی عضلات مورد نظر
3 – عوامل عروقی پيرامون عضلات
عوامل موثر بر استقامت عمومی عبارتند از :
1 – قدرت عمومی عضلات بدن
2 – ذخيره انرژی
3 – عوامل مربوط به گردش خون در رابطه با فعاليتهای هوازی يا غير هوازی
4 – قابليت تبادل حرارت
5 – قابليت سيستم عصبی برای حفظ و نگهداری مهارت و هماهنگی بالا
6 – قابليت عضلات برای توليد انرژی مورد نياز لازم به توضيح است که در رابطه با فعاليتهای هوازی کارکرد تنفسی ، بازده قلبی ، ظرفيت حمل اکسيژن و حجم شبکه عروقی بافت عضلانی و در رابطه با فعاليتهای غير هوازی ، ذخيره گليکوژن عضلات ، ذخيره ATP و PC و ذخيره آلکالين موثر هستند . توضيح اينکه در عبارت فوق منظور از ذخيره آلکالين ، بوفرها يا تامپونهايی است که در خون وجود دارند و کارشان مقابله با اثرات سمی تجمع اسيد لاکتيک در عضله و جلوگيری از اسيدی شدن PH خون می باشد .
استقامت موضعی: استقامت يک يا گروهی از عضلات را برای ادامه انقباض و مقاومت در برابر خستگی ايجاد شده در عضله را ، زمانی که عضله در برابر يک نيروی مقاومتی نه چندان سنگين به کار می پردازد ، استقامت موضعی گويند . به عنوان مثال وقتی يک نفر عضلات تاکننده آرنج را در مقياس 60 درصد حداکثر قدرت انقباضی به صورت ايزومتريک به حال انقباض در آورده و اين حالت را نگه می دارد ، مدت زمانی که شخص می تواند اين حالت را حفظ کند بيان کننده ميزان مقاومت عضلات تا کننده آرنج او ( دو سربازو و عضله بازويی ) هستند .
سه عامل زير تعيين کننده ميزان استقامت عضلانی هستند :
1 – قدرت عضله : هر چقدر عضله قويتر باشد می تواند مدت زمان بيشتری شرايط ايجاد شده فوق را تحمل کند .
2 – ذخيره انرژی موجود در عضله : منظور از اين امر ذخيره آدنوزين تری فسفات ATP و فسفو کراتين PC و گليکوژن ذخيره در عضله هستند .
3 – شبکه عروقی پيرامون عضله که منظور ترکيبات خون و حجم شبکه مويرگی می باشد . منظور از ترکيبات خون ميزان بوفرهای موجود درخون و منظور از حجم شبکه مويرگی ، گسترش شبکه مويرگی در پيرامون عضله و حجم خونی است که می تواند عضله را مشروب نمايد .
استقامت عمومی بدن: استقامت عمومی به قابليت عمومی بدن برای انجام يک فعاليـت جسمانی يا ورزشی در يک زمان قابل توجه مربوط می گردد که در طی آن بدن قادر است کليه نيازهای فيزيولوژيک مورد نياز آن فعاليت را تامين کرده و علاوه بر آن در مقابل خستگی ناشی از فعاليت به قدر کافی تحمل نشان دهد .
مهمترين عاملی که در استقامت عمومی بدن دخالت دارد : ظرفيت سيستم قلبی ، تنفسی می باشد .
نقش سيستم قلب و عروق و سيستم تنفس در فعاليت های نسبتاً طولانی مدت و فعاليت های استقامتی اين است که ، اين سيستم ها همزمان با پيشرفت فعاليت و در ارتباط با شدت آن ، فعاليت های خود را افزايش داده و در نتيجه ميزان متابوليسم توليد انرژی افزايش پيدا کرده و انرژی مورد نياز برای فعاليت طولانی عضلات را در اختيار آنها قرار داده و متقابلاً مواد زايد ناشی از سوخت و ساز مواد را از بافت عضلانی خارج می سازد . از آنجايی که در فعاليت های استقامتی و نيمه استقامتی وجود مقدار کافی اکسيژن براس سوخت و ساز هوازی و همچنين تکميل فرايند های نيمه کاره توليد انرژی ( که منجر به توليد غير هوازی انرژی می گردد ) بسيار ضروری است ، بنابراين کارکرد سيستم تنفسی برای اينکه اکسيژن مورد نياز را به اندازه کافی در دسترس عضلات قرار دهد ، از اهميت زيادی برخوردار است . اهميت اکسيژن در استقامت عمومی بدن تا حدی است که فيزيولوژيست ها اين عامل را به عنوان معيار سنجش آمادگی شخص مورد استفاده قرار می دهند .
روش های توسعه استقامت: 1 – تمرينات تناوبی يا اينتروال تمرينات اينتروال مجموعه ای از دوره های متناوب فعاليت و استراحت را تشکيل می دهد . انجام متناوب تمرين به همراه استراحت به شخص امکان می دهد که اولاً بدون مواجهه با خستگی شديد به فعاليت پرداخته وثانياً فعاليت را با شدت و سرعت بيشتری اجرا نمايد . به عنوان مثال : اگر شخص به جای دويدن مداوم يک مسافت هزار متری آن را در ده مسير 100 متری متناوب همراه با استراحت بين هر دوره فعاليت طی نمايد ، ضمن اينکه همين مسافت را در مجموع دويده است اولاً خستگی ايجاد شده در او کمتر است و ثانياً مجموع اين مسافت را با زمان کمتری می دود .
در يک برنامه تمرين اينتروال مراحل زير وجود دارد :
1 – دوره فعاليت : به بخشی از تمرين اطلاق می گردد که در آن فعاليت شديد انجام شود .
2 – دوره استراحت : به بخشی از تمرين گفته می شود که شخص بعد از يک دوره فعاليت شديد به استراحت می پردازد . اين استرحت می تواند بر سه نوع باشد : الف : استراحت مطلق : اين استراحت برای فعاليت های بسيار شديد که با 100 % توان و در کمتر از 30 ثانيه انجام می گيرد ، پيشنهاد شده است . ب : استراحت فعال : اين استراحت برای فعاليت هايی پيشنهاد شده که با شدت 75 % توان و به مدت حداکثر 3 دقيقه انجام می گيرد و به صورت دويدن های سبک و حرکات نرمشی ملايم و راهپيمايی ، به منظور تسريع در دفع اسيد لاکتيک قابل اجرا است . ج : استراحت نوع سوم : که ترکيبی از نوع اول و دوم می باشد و برای فعاليت های دراز مدت و سبک که با 50 % توان انجام می شوند ، توصيه شده است .
3 – مرحله تمرين : به مجموعه ای از دوره های فعاليت و استراحت گفته می شود که در هر مرحله از تمرين انجام می شوند به عنوان مثال يک مرحله تمرين ممکن است شامل 5 دو 100 متر در زمان تعيين شده به علاوه زمان های استراحت بين آنها باشد . برای تنظيم زمان فعاليـت و شدت آن در تمرينات اينتروال ، روش های مختلفی وجود دارد که در اينجا روش استفاده از ضربان قلب را ، به دليل سادگی و سهولت کاربرد آن مورد استفاده قرار می دهيم . از آن جائی که ريتم ضربان قلب در ارتباط مستقيم با شدت فعاليت می باشد بنابراين با در نظر گرفتن ضربان قلب می توان يک فعاليت با حداکثر شدت يا 80 % حداکثر شدت و يا 60 % حداکثر شدت و غيره را تنظيم کرد . برای اين منظور دانستن مرز حداکثر ضربانی که هر شخص می تواند به آن برسد ضروری است .
جدول زير حداکثر ضربان قابل دسترس بر حسب سن را نشان می دهد :
حداکثر ضربان قابل دسترس به هنگام دوره فعاليت برای زنان و مردان سن ضربان قلب در دقيقه زير 20 سال- 20 تا 29 سال- 30 تا 39 سال- 40 تا 49 سال- 50 تا 59 سال- 60 تا 69 سال-: 190 180 170 160 150 140.
به اين ترتيب اگر شدت حداکثر انتخاب شود به هنگام فعاليت ، زمانی که ضربان قلب به حد مورد نظر رسيد تمرين از نظر شدت و زمان اجرا مناسب خواهد بود . به همين ترتيب می توانيم 80 % حداکثر و غيره را نيز محاسبه نمائيم .
برای تنظيم زمان استراحت می توان ازرابطه بين زمان فعاليت وزمان استراحت استفاده نمود ، به اين معنی که برای فعاليتهای شديد نسبت يک به سه انتخاب گردد . يعنی زمان استراحت سه برابر زمان فعاليـت می باشد . برای فعاليتهای ملايم تر اين نسبت کم می شود به طوريکه برای فعاليتهای با مدت طولانی تر نسبت يک به دو برای فعاليتهای طولانی با شدت کم نسبت يک به يک يا دو به يک انتخاب می شود . از ضربان قلب می توان برای امتحان صحت زمان تنظيم شده استفاده کرد .
در جدول زير حداقل ضربان قلب برای دوره استراحت و همچنين برای فاصله بين دو تمرين آورده شده است :
سن ضربان قلب در دقيقه دوره استراحت فاصله بين دو مرحله تمرين: زير 20 سال 20 تا 29 سال- 30 تا 39 سال- 40 تا 49 سال- 50 تا 59 -سال 60 تا 69- سال 150 140 130 120 115 ---------- 105 125 120 110 105 100 90
روشهای ديگر تمرينات استقامتی عبارتند از :
1 – دويدن آهسته يا جاگينگ : اين روش اغلب برای افراد مسن که قصد دارند سلامت دستگاه قلب و گردش خون و دستگاه تنفسی را توسعه بخشند تجويز می گردد.
2 – دوفارتلک : اين روش تمرين اولين بار توسط سوئديها ابداع گرديد . اين تمرين اغلب در محوطه های خارج از شهر همراه با موانع طبيعی انجام می شود که طی آن افراد فواصل مختلف را با ريتم های کند و تند می دوند . در واقع دوفارتلک نوعی از تمرينات اينتروال است که در آن بين دوره فعاليت و دوره استراحت زمان بندی خاصی وجود ندارد .
3 – دويدن مداوم : ممکن است با ريتم تند و در زمان کمتری انجام شود يا اينکه با ريتم ملايم و در زمان طولانی انجام می گردد.
يکی از روشهای دو مداوم تست کوپر يا 12 دقيقه دويدن مداوم است که توسط دکتر کوپر ابداع گرديد . سرعت يا توان بی هوازی ميزان حرکت يا مسافت طی شده توسط يکی از اعضاء بدن و يا کل بدن را به ترتيب سرعت عضوی و عمومی گويند . وقتی صحبت از سرعت حرکت می شود بايستی توجه داشت که برای شروع و ادامه حرکت نيرويی لازم است تا بر عواملی که مانع از شروع و ادامه حرکت می شوند غلبه کرده و حرکت را در سرعتی مشخص به پيش ببرد . در بدن انسان يک سری عوامل مثبت و منفی در ارتباط با نيروی محرکه آن وجود دارد که هر لحظه در چگونکی ايجاد حرکت و کيفيت آن دخالت دارند . عامل مثبت حرکت ، نيروی عضلانی و نيروی الاستيک ذخيره شده در بدن است و عامل منفی به طبيعت و ويژگی خود حرکت بستکی دارد که به عنوان مثال در حرکت دويدن عبارتند از : نيروی ثقل ، تغييرات سرعت ، شتاب تند شونده عضو و شتاب کند شونده عضو . بنابراين سرعت در مجموع بستگی به اين دارد که عوامل مثبت تقويت گرديده و تاثير عوامل منفی حتی الامکان کاهش يابند .
برای تقويت مثبت سرعت ، بايستی قدرت عضلانی تقويت شود و کاهش عوامل منفی از طريق توسعه مهارت و افزايش قابليت انعطاف پذيری امکان پذير می گردد.
به طور کلی می توان استنباط کرد که حداکثر سرعت شخص به دو عامل عمده بستگی دارد :
1 – سرعت درونی يا ذاتی که عبارتست از نوع عضله ( نسبت تارهای عضلانی کند انقباض به تارهای تند انقباض ) سرعت ذاتی با تقويت قدرت و استقامت عضله افزايش می يابد .
2 – چگونگی حرکت که به درجه مهارت شخص در اجرای حرکت و هماهنگی عصبی ، عضلانی وی به هنگام اجرای حرکت مربوط می شود .
روشهای تمرين سرعت تمرينات سرعتی براساس دو مقوله برنامه ريزی می شوند : 1 – تمرينات سرعتی با نيروی مقاومت کننده : در اين نوع تمرينات شخص ضمن انجام تمرينات بايستی به يک نيروی مقاومت کننده نيز غلبه کند ، مانند دويدن با سرعت در سربالايي ها و دويدن با سرعت در حالی که يک وزنه اضافی به شخص آويزان است . 2 – تمرينات سرعتی با نيروی همراهی کننده : در اين روش در هنگام دويدن نيرويي به شخص وارد می شود که شتاب او را از ماکزيمم شتابی که قبلاً داشته است فراتر برد . مثال اين تمرينات دويدن در سرازيری يا دويدن در حالی که شخص از طريق وسيله به يک اتومبيل بسته شده است .
رابطه زير گويای تمرينات سرعتی است :
سرعت ( توان عضله ) نيروی مقاوم متوسط + تکرار متوسط + سرعت زيادقدرت عضلانی
قدرت عبارتست از: ظرفيت يک يا گروهی از عضلات برای اعمال حداکثر نيرو در مقابل يک مانع و در يک مدت زمان مشخص . اين مانع ممکن است وزن شخص يا حريف ، وزنه يا نيروی فنر باشد .
عوامل موثر در قدرت عضلانی الف : سطح مقطع عضله : قدرت عضله با سطح مقطع آن نسبت مستقيم دارد ، يکی از اثرات مثبت تمرينات قدرتی به روشهای مختلف افزايش حجم عضله می باشد به اين پديده هيپرتروفی می گويند . افزايش سطح مقطع عضله ناشی از همين پديده می باشد . پديده هيپوتروفی بر اثر عوامل زير در عضله به وجود می آيد : - تعداد مايوفيبريل ( تارچه های ميکروسکوپی که تار عضلانی از مجموعه آنها ساخته شده است ) افزايش می يابد . - مقدار پروتئين موجود در عضله افزايش پيدا می کند . - تراکم شبکه مويرگی افزايش می يابد . - مقدار بافت پيوندی تشکيل دهنده تاندون و ليگامنت و همچنين قدرت آن افزايش می يابد . - افزايش فيبرهای عضلانی - تغييرات بيوشيميايی که موجب می گردد ميزان آدنوزيوتری فسفات ATP و فسفو کراتين PC و ميتوکندری و آنزيم های مختلف افزايش پيدا کند . ب : زاويه کشش عضله : با توجه به اينکه حرکت ناشی از انقباض عضلات مختلف بدن براساس قوانين اهرمی صورت می گيرد ، زاويه کشش بر نيروی حاصل از انقباض عضله تاثير می گذارد . براساس تحقيقات انجام شده معلوم گرديده که در زاويه مشخص از هر مفصل ، نيروی حاصل از انقباض عضلانی بيشترين مقدار را دارا خواهد بود .به عنوان مثال در مفصل آرنج در حرکت خم کردن بر روی بازو موقعی که زاويه مفصل 100 درجه باشد قدرت انقباضی عضله دو سر بيشترين مقدار خواهد بود .
ج : طول عضله : نيروی حاصله از انقباض عضله به طول عضله ( قبل از انقباض ) بستگی دارد ، به اين معنی که اگر عضله قبل از انقباض به خوبی تحت کشش در آيد ، نيروی بيشتری حاصل می گردد. به همين دليل است که يک فوتباليست برای اينکه توپ را با قدرت بيشتری شوت نمايد ، قبل از انقباض عضلات راست کننده ( در مفصل ران عضله سوئز و خاصره ای و در مفصل زانو عضله چهار سر ران ) با بردن پا به عقب اين عضلات را در حداکثر طول خود قرار می دهد .
د : نيروی انقباض يک عضله به چگونگی فرايند ارتباط عصبی ـ عضلانی آن عضله بستگی دارد ، اين رابطه به دو شکل قابل شناسايی می باشد : اول اينکه در اثر تداوم تمرينات قدرتی ، کيفيت ارتباط عصبی ـ عضلانی توصعه می يابد و در واقع سيستم عصبی فرامين لازم برای ايجاد تغييرات فيزيولوژيک و بيوشيميايی را که منجر به افزايش قدرت در عضله می گردد صادر می نمايد ، عامل دوم که در فرايند ارتباط عصبی ـ عضلانی از نقطه نظر قدرت انقباضی دخالت دارد ريشه در شخصيت و وضعيت روانی شخص دارد .
ساير عواملی که در نيروی عضلانی موثر هستند عبارتند از :
- سن : تا سن 30 سالگی يک رابطه تقريباً مستقيم بين سن و قدرت عضلانی وجود دارد و بعد از سی سالی اين رابطه به تدريج معکوس می گردد .
- جنس : تحقيقات نشان می دهد نيروی عضلانی زنان کمتر از مردان است ( در حدود دو سوم ) اين اختلاف ناشی از دو عامل است : اول اينکه کمتر بودن نيروی عضلانی زنان به دليل اختلاف در اندازه حجم عضلات می باشد و دومين عامل به انگيزه زنان در اعمال حداکثر نيرو مربوط می شود .
منبع : علم تمرين آمادگی جسمانی مؤلف : عباس چمنيان http://www.khschool.i
مروری بر مسائل بهداشتی قالیبافان ترکمن برگرفته از سايت دكتر سردار
عضله مستقیم شكمی كه مسئول نزدیك كردن تنه به لگنتان است در بالا به استخوان جناغ و دندههای پنجم تا هفتم شما میچسبد و در پائین به قسمتی از استخوان لگن شما كه در جلو قرار گرفته است و پوبیس نام دارد میچسبد. عضلات مورب داخلی و خارجی، همانطور كه از اسمشان برمیآید بصورت مورب از كناره دندهها تا استخوان پوبیس كشیده شدهاند و مسئول خم كردن تنه شما به راست و چپ و حركات چرخشی تنه هستند. و در آخر عضله عرضی شكم در زیر عضلات مورب بصورت عرضی قرار گرفته است و به شما كمك میكند تا شكمتان را سفت كنید و به درون بكشید و همچنین در بازدم نیز به شما كمك میكند.
● حركت اول:
۱-۱ به پشت دراز بكشید. یك زانوی خود را خم كنید بهصورتی كه كف آن پا بر روی زمین باشد. پای دیگرتان را بر روی زمین كشیده نگه دارید. سپس آرنجهای خود را بالای سرتان خم كنید و بدون اینكه دستانتان را در هم قفل كنید، كف دستهایتان را پشت سرتان بگذارید. مهرههای گردن خود را خم نكنید.
۱-۲ سعی كنید با منقبض كردن عضلات شكم و به خصوص عضله مستقیم شكمی و همزمان با بازدم تنه خود را بالا بكشید. حركت را به این صورت آغاز كنید كه در ابتدا مهرههای گردن خود را به جلو خم كنید تا چانهتان كمی به قفسه سینهتان نزدیك شود،سپس با فعال كردن عضلات شكم،شانهها و سپس پشت خود را از روی زمین بلند كنید و خود را بالا بكشید بطوری كه حداقل یك زاویه ۰۶ درجه بین زمین و كمرتان بوجود بیاید. وقتی كه به قله حركت رسیدید، چند لحظه توقف كنید،سپس به آرامی به حالت شروع باز گردید. این حركت در ابتدا برای شما مشكل خواهد بود ولی نباید این اشتباهات شایع را مرتكب شوید:
▪ اشتباه: خم كردن بیش ازحد گردن بطرف جلو. برای جلوگیری از این اشتباه تصور كنید كه یك پرتقال بین چانه و گردن شما قرار گرفته است، این فاصله را در انجام حركت حفظ كنید.
▪ اشتباه: آوردن آرنجها به جلو. برای اصلاح این اشتباه به یاد داشته باشید كه آرنجهایتان را نباید ببینید، یعنی دور از میدان بینایی شما باشد.
▪ اشتباه: نگه داشتن نفس. برای اصلاح این اشتباه،بر بازدم هنگام مرحله بالا كشیدن خود، تمركز كنید.
● حركت دوم:
۲-۱ به پهلو دراز بكشید و زانوانتان را ۰۹ درجه خم كنید. آرنج خود را درست زیر شانهتان قرار دهید و تنهتان را از زمین بلند كنید و به آرنجتان تكیه كنید سپس به آرامی و بدون اینكه كمرتان را به بالا خم كنید با استفاده از عضلات مورب شكمی لگن خود را همزمان ودر راستای تنهتان از زمین بلند كنید .
۲-۲ این حالت را بطوری كه تنه و پاها و گردنتان در یك امتداد باشند به مدت 10 تا 15 ثانیه حفظ كنید و سپس به آرامی به روی زمین برگردید.
▪ اشتباه: به پائین خم كردن كمر. برای اصلاح این اشتباه، عضلات با سن و شكم خود را همزمان منقبض كنید تا راستای مناسب حفظ شود.
▪ اشتباه: خم كردن گردن به بالا یا پائین.
وقتی كه حسابی در این حركت قوی شدید، برای سختتر كردن حركت،پاهای خود را كامل باز كنید و بجای زانوها بر روی پاشنه پایتان بلند شوید.
● حركت سوم:
۳-۱ مجددا به پشت دراز بكشید، زانوی چپ خود را خم كنید و كف پای چپ را بر روی زمین قرار دهید. پای راست خود را از مفصل ران به میزان ۰۹ درجه یا حتی بیشتر بالا بیاورید.
۳-۲ دستهای خود را كنار تنهتان بر روی زمین در حالت كشیده نگه دارید. سپس همزمان با خم كردن پای راست بر روی شكمتان بهصورت مورب، سر و گردن و شانهتان را از زمین بلند كنید و چند لحظه صبر كنید و سپس به حالت شروع برگردید و در حركت بعد پاهای خود را جابهجا كنید.
▪ اشتباه: استفاده از دستها و بازوها به عنوان تكیهگاه برای انجام حركت. برای اصلاح این اشتباه میتوانید بازوهایتان را ریلكس كنید، دستهایتان را بر روی سینهتان بگذارید و یا كف دستها را رو به بالا قرار دهید.
▪ اشتباه: نگه داشتن نفس. باز هم به یاد داشته باشید كه هنگام انجام حركت، نفس خود را به آهستگی بیرون بدهید.
● حركت چهارم:
۴-۱ بر روی پشت خود دراز بكشید، رانهای خود را بالا بیاورید و زانوهایتان را ۰۹ درجه خم كنید. یك باندكشی در دستان خود بگیرید و آن را بر روی رانهای خود كمی بالاتر از زانوها بگذارید. دستان خود را بهطرف خارج از پاهایتان هل بدهید بهطوری كه كف دستانتان در حالی كه باندكشی را گرفتهاند، بهطرف زمین باشند. سر و گردن و شانه و پشتتان را بر روی زمین ریلكس كنید.
۴-۲ عضلات شكم خود را منقبض كنید، زانوهایتان را بهطرف صورتتان بكشید و همزمان شانهها و پشتتان را از زمین بلند كنید،با هر بار انجام این حركت،دستهایتان را كه باندكشی را محكم گرفتهاند بهطرف بیرون از بدنتان فشار دهید. سعی كنید تا شانهها و گردنتان را ریلكس كنید و آرنجهایتان را بهصورت كشیده قفل نكنید. 10 تا ۵۱ ثانیه صبر كنید و سپس به حالت شروع برگردید و حركت را مجددا شروع كنید.
● اگر مبتدی هستید:
▪ ۳ بار در هفته حركات را به این صورت انجام دهید كه هر حركت را 10 تا 15 بار تكرار كنید و سپس یك دقیقه استراحت كنید و ۰۳ بار این كار را برای هر حركت تكرار كنید.
● اگر آمادگی بدنی بیشتری دارید:
▪ ۳ بار در هفته حركت را ۴ یا ۵ بار انجام دهید و در هر سری، حركت را 20 تا 25 بار تكرار كنید. در فواصل هر سری هم میتوانید ۲ دقیقه استراحت كنید.
راه كاري براي قاليبافان
از جمله اين کارها مي توان به هنر قالي بافي اشاره کرد. قالي بافي که جزء ظريف ترين کارها محسوب مي شود از ساليان پيش در جامعه ما رواج پيدا کرده است و در حال حاضر هم براي خود ، خواهان زيادي دارد.
اما در اين هنر علاوه بر اينکه مزيت هاي زيادي از جمله بيکار نماندن افراد ، تامين امور اقتصادي و مالي خانواده ها و جامعه وجود دارد،گاهأ هم با مضرات آن نيز روبرو مي شويم که در برخي مواقع هم اثرات جدي و خطر سازي را به همراه دارد ،براي مثال به بيماري هاي ناشي از کمبود نور ،بيماري هاي اسکلتي عروقي و سياه زخم مي توان اشاره کرد که با گذر زمان قالي بافان را دچار ميکند.
البته بيماري هايي که به دليل کمبود نور به وجود مي آيند ،بيشتر از بقيه امراض در بين قاليبافان شايع مي باشد.
با توجه به اينکه کار قاليبافي نسبت به ساير کارهاي معمولي به نور و روشنايي زيادي نياز دارد،بايد محل اين شغل به نور کافي مجهز باشد اما به دليل اينکه بيشتر ساختمان ها و يا کارگاه هايي که قاليبافان در آنجا مشغول به قاليبافي هستند،کاهگلي بوده و داراي انعکاس نور کمتري هستند. به همين دليل در اکثر کارگاه هاي قالي بافي کمبود روشنايي از عمده ترين مشکلات محسوب مي شود.
ادامه کار در چنين شرايطي سبب مي شود که فرد دچار سردرد،سرگيجه ،خستگي زودرس و ضعف بينايي شود همچنين در اثر نتابيدن نور طبيعي (آفتاب) ممکن است قاليبافان دچار پوکي استخوان شوند.
براي اينکه هنر و کار قاليبافي به دلايل بالا بين افراد جامعه از رونق نيفتد بايد از راهکارهاي اصولي و زير بنايي استفاده کرد تا دلهره اينکه بر اثر قاليبافي افراد دچار انواع بيماري ها مي شوند را در قاليبافان از بين برد و براي رسيدن به اين مهم بايد از محل يا کارگاهي که در آن قاليبافان مشغول هستند راهکارها را عملي سازيم.
به عنوان مثال براي اينکه انعکاس نور در محل کار بيشتر باشد سقف و ديوارها را سفيد کاري نموده و مساحت پنجره ها را حداقل يک پنجم مساحت کار در نظر بگيريم.
مي توانيم در حد کافي از نور طبيعي بهره مند شويم همچنين براي ايجاد نوردهي عمومي کارگاه از لامپهاي مهتابي و براي نوردهي موضعي در پشت کارگاه براي يک نواخت بودن نور از لامپهاي آويز 150 يا 100 وات مي توان استفاده نمود.
بيماري هاي اسکلتي و عروقي از ديگر عوارضي است که اکثر قاليبافان به آن دچار مي شوند.
در چنين وضعي استخوانهاي زانو حالت کج به خود گرفته مفاصل پا ورم ميکند ،لگن خاصره هم در زنان تنگ شده که باعث بوجود آمدن اشکال در زمان زايمان مي شود در نتيجه شخص نياز به عمل سزارين پيدا ميکند که گاها هم موجب مرده زايي يا سقط جنين مي شود.
خم شدن مکرر روي دارهاي افقي براي قيچي کردن خامه ها و نيز به طور نامناسب نشستن ها هم مي تواند سبب تغيير شکل ستون فقرات شود و حالت قوزي شکل بوجود مي آورد.
ضمن اينکه به علت گرفتن تارها با انگشتان دست ورم مفاصل نيز بوجود مي آيداما براي آن که تا حدودي از بروز اين اختلالات جلوگيري شود بايد اصول ايمني و حفاظتي را رعايت نمود.
مثلا هنگام بافتن و گرفتن تار مغا بايد از سيخکهاي مخصوص استفاده شود تا مفاصل ورم نکند و يا در بافتن قاليچه هاي کوچک از دارهاي مخصوص که به صندلي هاي مناسب و زيرپايي مجهز است استفاده شود.
همچنين در قالي هاي بزرگ از دارهاي استاندارد که نيمکت هاي آنها قابل تنظيم و مجهز به تشک و پشتي مناسب است استفاده نمود.
مهمتر از همه اينکه از بکار بردن دختران 12 سال به پايين در کارگاه هاي قاليبافي جدا خودداري بايد شود زيرا اين افراد استعداد زيادي براي مبتلا شده به بيماري هاي فوق را دارند.
علاوه بر موارد ذکر شده قاليبافان به علت اينکه به پشمهاي گاها آلوده تماس بيشتري دارند باعث مي شود که آنها به راحتي دچار بيماري هاي سياه زخم شوند بنابراين بايد پشم ها را از محلي خريداري کنند که ضد عفوني هستندو يا اينکه خود پشم ها را به مدت 10 دقيقه جوشانده و ضد عفوني نمايند.
قاليبافان،در زمانهاي بيکاري و استراحت مي توانند با انجام ورزش هايي از بروز بيماري هاي فوق پيشگيري کنند که اين ورزش ها عبارتند از :
- براي ورزش و استراحت ( چشمها را به هر چهار طرف راست، بالا ،پايين و چپ )در جهت عقربه هاي ساعت و خلاف آن بچرخانند و نگاه کنند.
چشمها را بسته و تا 10 بشمارند.
- به مناظر دور دست به ويژه چشم اندازهاي سبز نگاه کنند.
- عضلات سرشانه را به طرف بالا آورده و تا 10 بشمارند و سپس رها کننداين حرکت را چند مرتبه در طول کار تکرار کنند.
- سر را به جهت عقربه هاي ساعت و سپس خلاف آن بچرخانند.
- در حالت ايستاده دستها را از آرنج خم کرده و سپس باز نموده و به عقب ببرند
- در بين کار پاها را دراز نمايند و هنگام خوابيدن پاها را دراز نمايند و زير پاها يک بالش قرار دهند. اين عمل از بروز واريس جلوگيري مي کند.
- در فواصل زماني معين ماهيچه هاي پا را منقبض کرده و سپس رها کنند. تکرار اين عمل از سفت شدن مايع بين بافتي زانو جلوگيري مي کند.
كاهش ناهنجاريهاي بدن
چنانچه اين آموزش و يادگيري با الگوي صحيح صورت بگيرد، تا پايان زندگي به همين صورت ادامه پيدا خواهد کرد. آشنايي با حرکات اصلاحي و کاربرد صحيح آن مي تواند در کاهش شدت ناهنجاري¬ها و رفع آن مفيد واقع شود واز بروز ساير عوارض مربوط به ناهنجاري ويا تاثير آن در عملکرد فرد جلو گيري کند. نتايج حاصل از بررسي ها و تحقيقات اخير تغيير شکل هاي بدني به خصوص در بين دانش آموزان را نشان مي دهد. اين تغيير شکل ها که معمولاً شديد نيست با تمرين يک سري حرکات ساده اصلاح مي شود. در کشورهاي پيشرفته به مسايل مربوط به وضعيت هاي بدني صحيح در بين کودکان مدرسه اي توجه زيادي مي شود. ناهنجاريهاي بدن: وضعيت هاي نادرست راه رفتن و ايستادن وضعيت هاي صحيح راه رفتن و ايستادن وضعيت هاي نادرست نشستن وضعيت هاي صحيح نشستن وضعيتهاي نادرست خوابيدن وضعيت هاي صحيح خوابين وضعيت هاي نادرست راه رفتن و ايستادن
1 ـ راه رفتن و ايستادن با حالت خميده :اين افراد هنگام راه رفتن و ايستادن سر خود را به سمت پايين خم مي کنند که موجب فشار آمدن روي عضلات پشت مي شود و ستون فقرات نيز تحت فشار قرار گرفته و تغيير شکل داده و موجبات وضعيت پشت گرد را فراهم مي آورد.
2 ـ حمل اجسام با يک دست : در دراز مدت موجب انحراف ستون فقرات به يک سمت ـ ـ ـ مي گردد.
3 ـ کار کردن با وضعيت خميده در حالت ايستاده: در اين وضعيت فشارهاي زيادي روي مهره هاي کمري و عضلات پشت وارد آمده و فرد را مستعد کمر درد مي کند.
4 ـ ـ بالا رفتن از سطح شيب دار : برخي افراد در اين حالت به جلو خم مي شوند و فشارهاي نا متعارفي را درعضلات پشت و مفاصل کمري تحمل مي کنند.
وضعيت هاي صحيح راه رفتن و ايستادن
1 ـ ايستادن: در ايستادن هاي طولاني مدت فرد بايد سعي کند صاف بايستد و در جابجايي وزن به طور متناوب از يک پا به پاي ديگر اين وضعيت را براي خود آسان کند.
2 ـ راه رفتن: فرد در حين راه رفتن بايد سر را صاف، در امتداد تنه نگاه داشته و از انحراف پنجه هاي پا به طرفين اجتناب کند.
3 ـ بالا رفتن از پله : تنه را نبايد به جلو خم کرد. بايد وضعيت صاف را در بالا رفتن از پله ها به خود گرفت.
5 ـ ـ حمل اجسام با يک دست: فرد بايد مسافت را تقسيم نمايد و اجسام قابل حمل را با دست راست و چپ حمل نمايد، کيف را هم بايد به طور متناوب روي شانه راست و چپ حمل نمايد. استفاده از کوله پشتي ترجيح داده ميشود. وضعيتهاي نادرست نشستن ـ
1 ـ نشستن در حالت خميده به جلو: در اين حالت عضلات پشت دچار کشش ممتد ميشود و در دراز مدت ضعف ناشي از کشش پيدا مي کنند . تکرار اين حالت باعث مي شود ستون فقرات از حالت طبيعي خارج شده و فرد دچار گوژ پشتي گردد.
2 ـ نشستن با حالت لم داده روي مبل يا صندلي : در اين حالت ستون فقرات از حالت طبيعي خارج شده و گنجايش ريه ها با توجه به جمع شدن قفسه سينه کم و فرد را در دراز مدت دچار مشکل مي سازد .
3 ـ نشستن روي زمين: کج نشستن فرد و به يک طرف نشستن و عادت کردن به اين وضعيت
4 ـ مطالعه کردن و نوشتن : شايع ترين وضعيت، غلط خم شدن به سمت دست برتر است .
وضعيت هاي صحيح نشستن:
1 ـ نشستن : فرد بايد روي صندلي صاف بنشيند به طوري که بين پشت او و تکيه گاه صندلي هيچ فاصله اي نباشد. سر در امتداد تنه قرار گيرد و شيب نشيمنگاه صندلي به گونه اي باشد که زانوها بالاتر قرار گيرد تا اين شيب مدام شخص را وادار به تکيه دادن کند.
2 ـ نوشتن : ميز تحرير بايد از ارتفاع کافي برخوردار باشد و داراي شيبي به طرف فرد باشد تا موقع نوشتن، فرد کاملاً مسلط بوده و نياز به خم شدن به سمت جلو نباشد.
3 ـ نشستن روي زمين : فرد به ديوار تکيه داده و هيچ فاصله اي بين او و ديوار نباشد استفاده از ميز کوتاه براي نوشتن و خواندن توصيه مي شود .
وضعيت هاي نادرست خوابيدن
1 ـ خوابيدن روي شکم : اين گونه خوابيدن موجب افزايش قوس کمري و اختلال در تنفس فرد مي شود وفرد مجبور است صورت خود را به يک سمت بچر خاند که اين عمل خود باعث درد گردن، بي حسي دست و سردرد و سرگيجه مي شود .
2 ـ خوابيدن به پهلو : در صورتي که فرد روي سطح نرم بخوابد بدن در داخل آن فرو رفته و موجبات دردهاي عضلاني و مفاصل مي شود.
3 ـ خوابيدن به پشت : اگر فرد روي سطح سفت و يا کاملا نرم بخوابد و يا از بالشت هاي بلند استفاده کند با ناراحتي هاي عضلاني و مفصلي به ويژه در ناحيه گردن و کمر مواخه خواهد شد . ـ
وضعيت هاي صحيح خوابيدن :
1 ـ خوابيدن به پهلو : در اين روش بايد از بالشتي استفاده کرد که مهره هاي گردن را در امتداد مهره هاي پشتي قرار دهد و بهتر است يک پا جمع و بالشتي در زير آن قرار گيرد .
2 ـ خوابيدن به پشت : بالش زير سر فرد بايد به گونه اي باشد که فشاري به عضلات و مهره هاي گردن اعمال نکند، به طوري که قوس گردن حفظ شود و بهتر است براي کمر و زانوها از بالش کوچکي استفاده شود. حرکات اصلاحي : در يک نگاه اجمالي مي توان اصلي ترين علل و عوامل را که موجب بروز ناهنجاري هاي وضعيتي مي شوند به شرح ذيل بيان داشت
البته برخي از اين عوامل مربوط به وضعيت خود فرد و برخي ديگر مربوط به محيط و شرايط بيروني هستند .
1 ـ اختلالات زنتيکي و مادر زادي : مانند کساني که با انواع انحرافات ستون فقرات و انحراف پاها و کف پاي صاف به دنيا مي آيند .
2 ـ افرادي که دچار بيماري هاي عصبي – عضلاني و مفصلي مي شوند .
3 ـ فقر حرکتي و عدم حرکت و جنبش مناسب که منجر به ضعف عضلات مي شوند. مانند کودکان آپارتماني که بنا به شرايط فيزيکي زندگي امکان تحرک کمتري را دارند.
4 ـ عادات نا مناسب در ايستادن راه رفتن و نشستن و حمل اشياء سنگين مانند حمل کيف هاي سنگين در کودکان دبستاني به صورت يک طرفه و ممتد که مي تواند موجب کجي ستون فقرات و افتادگي شانه آنها گردد.
5 ـ شغل و وضعيت هاي ثابت بدني و انجام امور روزمره در حلت نامناسب و يا فعاليت هاي ورزشي و حرکتي نامناسب مستمر. مثلا افرادي که به طور يکنواخت در طول روز به طور مستمر ـ و مداوم پشت يک دستگاه پرس يا بافندگي مي ايستند.
6 ـ تقليد الگو هاي حرکتي وضعيت هاي بدني غلط و نامناسب که بيشتر در سنين پايين تر و در دوران نوجواني ديده مي شود که اين الگو ها از طريق مشاهده فردي و رسانه هاي عمومي صورت مي گيرد .
7 ـ استفاده از پوشاک نامناسب مانند کفش يا تجهيزات غير استاندارد مانند ميز و صندلي و نيمکت هاي مدارس.
8 ـ کمبود محرک هاي رشدي مانند نور و آب و هواي مناسب، محيط و تغذيه
9 ـ وضعيت هاي رواني و شخصيتي افرادي که خجالتي هستند و يا افسردگي روحي دارند که عمدتاً سرشان به طرف پايين است ودر دراز مدت مي تواند موجب عارضه سر به جلو ـ يا پشت گرد مي شوند .
10 ـ افزايش وزن ـ عاملي است که مي تواند در بروز بسياري از بيماري ها يک علت اوليه و تشديد کننده باشد. مانند عارضه کف پاي صاف .
11 ـ مسايل فرهنگي و تربيتي و نژادي ـ مثلاً چهار زانو نشستن را نشانه ادب و احترام يا نوعي از راه رفتن را نشانه تواضع افراد مي دانند .
12 ـ تيپ بدني و وضعيت ظاهري ، افراد چاق استعداد بيشتري براي کف پاي صاف و زانوي ضربدري داشته و افراد قد بلند ميل افتادن شانه ها و در نتيجه پشت گرد دارند .
13 ـ عامل سن در برخي از سنين ابتلا به برخي از عوارض بيشتر است مثلا بين 2تا6 سالگي عارضه کق پاي صاف بيشتر ديده مي شود البته در بيشتر موارد با رشد کودک بهبود مي يابد.
عوارض:
الف )ايجاد مشکلات بينايي
ب)کشش عضلات در يک قسمت و کوتاهي عضلات در سمت ديگر گردن
ج)وارد آمدن فشار زياد روي مهره هاي گردن د)ايجاد درد و ظاهر نا خوشايند
ه)محدوديت در حرکات گردن
ورزش هاي اصلاحي :
الف ) خم کردن سر به سمت مخالف جهت کشش عضلات
ب) در مقابل خم کردن سمت مخالف با دست ايجاد مقاومت کردن ـ
ج) خم کردن در جهت مخالف و کمک با دست جهت کشش بيشتر
د) تلاش فرد براي صحيح نگه داشتن وضعيت سر
گرفتگي عضلات پا در شب
گرفتگی عضلات در خواب اغلب به دلیل عكس العمل (reflex) بیش از حد عضلات است. وقتی شما در خواب جابجا شده و تكان می خورید، ماهیچه های ساق پایتان جمع شده و تاندون ها كشیده می شوند. این عمل، باعث تحریك گیرنده های عصبی موجود در تاندون ها شده و با فرستادن پیام های عصبی به نخاع، منقبض شدن عضلات را اعلام می كنند.
بعضی اوقات، عضلات در همان حالت انقباض باقی مانده و صدمه می بینند.
گرفتگی درد ناك عضلات درشب، می تواند به دلیل صدمات عصبی مانند كوفتگی عصب، آسیب های عضلانی، قطع موقتی جریان خون به پاها و مقادیر غیرعادی املاح یا هورمون ها در بدن شما باشد كه اگر دارای یكی از این مشكلات بودید، بایستی به پزشك مربوطه مراجعه كنید.
ولی اگر مشكل جدی نداشتید، می توانید قبل از خواب با انجام كارهایی كه باعث كاهش رفلكس ( واكنش) كششی می شوند، از گرفتگی عضلات پایتان جلوگیری كنید كه این اعمال شامل موارد زیر است:
1- انجام ورزش مخصوص پا كه باعث كشیدگی ساق پا شوند. در این ورزش، فرد روی شكم دراز كشیده و كف دستها را بر روی زمین گذاشته و با بالا و پایین آوردن دست ها ، شكم را به زمین نزدیك و دور می كند.( مطابق تصویر پایین )
2- استفاده از تشك گرماده به مدت 10 دقیقه قبل از خواب كه باعث گرم شدن پا شود.
تنها داروی موثر برروی گرفتگی شبانه عضلات، " كوئی نین" است ولیFDA اعلام كرده است هیچ یك از داروهای تجویز شده برای گرفتگی عضلات، سالم وموثر نیستند.
پزشكان معمولاً 1 یا 2 كپسول كوئی نین را به هنگام خواب تجویز می كنند. اما این دارو می تواند باعث مشكلات تنفسی و سقط فوری وخودبخودی جنین شود. بنابراین خانم های باردار بایستی از مصرف آن خودداری كنند.
همچنین باعث شنیدن صدای زنگ درگوش، سردرد، تهوع، اختلال در دید، درد قفسه سینه و آسم نیز می شود.
منبع : مقالات اینترنتی
به اندازه فاصله زانو تا زمین [کلام ساده ولی پر معنا , ]
روزی دو مرد جوان نزد شیوانا آمدند و از او پرسیدند : فاصله بین دچار مشکل شدن تا راه حل یافتن برای آن مشکل چقدر است ؟ شیوانا اندکی تامل کرد و گفت : فاصله مشکل یک فرد و راه نجات او از آن مشکل برای هر شخصی به اندازه فاصله زانوی او تا زمین است !
آن دو مرد جوان گیج و آشفته از نزد شیوانا بیرون آمدند و در بیرون مدرسه با هم به بحث و جدل پرداختند .اولی گفت : من مطمئنم منظور استاد معرفت این بوده است که باید به جای روی زمین نشستن از جا برخاست و شخصا برای مشکل راه حلی پیدا کرد. با یک جا نشینی و زانوی غم در آغوش گرفتن هیچ مشکلی حل نمی شود.
دومی کمی فکر کرد و گفت : اما اندرزهای پیران معرفت معمولا بار معنایی عمیق تری دارند و به این راحتی قابل بیان نیستند .آن چه تو می گویی هزاران سال است که بر زبان همه جاری است و همه آن را می دانند .شیوانا منظور دیگری داشت.
آن دو تصمیم گرفتند نزد شیوانا بازگردند و از خود او معنای جمله اش را بپرسند.
شیوانا با دیدن مجدد دو جوان لبخندی زد و گفت : وقتی یک انسان دچار مشکل می شود. باید ابتدا خود را به نقطه صفر برساند.نقطه صفر وقتی است که انسان در مقابل کاینات و خالق هستی زانو می زندو از او مدد می جوید.بعد از این نقطه صفر است که فرد می تواند پا خیزد و با اعتماد به همراهی کاینات دست به عمل زند.بدون این اعتماد و توکل برای هیچ مشکلی راه حل پیدا نخواهد شد.باز هم می گویم فاصله بین مشکلی که یک انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بین زانو ی او و زمینی است که بر آن ایستاده است
مادر
وقتی از گل فروشی خارج می شدند،مرد به دخترک گفت:«مادرت کجاست؟می خواهی تـو را برسانم؟»دختر دست مرد را گرفت و گفت:«آن جا»و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد.مرد او را بـه قبرستان برد و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را ان جا گذاشت.مرد دلش گرفت،طاقت نیاورد،به گل فروشی برگشت،دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.
يك كم انگليسي ياد بگيريم
There was a one hour interview on CNBC with Warren Buffet, the second richest man who has donated $31 billion to charity
مصاحبه
ای بود در شبكه سی ان بی سی با آقای وارنر بافیت، دومین مرد ثروتمند دنیا كه مبلغ
31 بیلیون دلار به موسسه خیریه بخشیده بود.
Here are some
very interesting aspects of his life:
در اینجا
برخی از جلوه های جالب زندگی وی بیان شده:
1. He bought
his first share of stock at age 11 and he now regrets that he started too late!
1- او
اولین سهامش را در 11 سالگی خرید و هم اكنون از اینكه دیر شروع كرده ابراز پشیمانی
می نماید!
2. He bought
a small farm at age 14 with savings from delivering newspapers.
2- او از
درآمد مربوط به شغل توزیع روزنامه ها، یك مزرعه كوچك در سن 14 سالگی خرید.
3. He still
lives in the same, small 3-bedroom house in midtown Omaha , that he bought after he got married
50 years
ago. He says that he has everything he needs in that house. His house does not have a wall or a fence.
3- او هنوز در همان خانه كوچك 3 اتاق خوابه واقع در مركز شهر اوماها زندگی می كند
كه 50 سال قبل پس از ازدواج آنرا خرید. او می گوید هر آنچه كه نیازمند آن می
باشد، درآن خانه وجود دارد. خانه اش فاقد هرگونه دیوار یا حصاری می باشد.
4. He drives
his own car everywhere and does not have a driver or security people around
him.
4- او همواره خودش اتومبیل شخصی خود را می راند و هیچ راننده یا محافظ شخصی ندارد.
5. He never
travels by private jet, although he owns the world's largest private jet
company.
5- او
هرگز بوسیله جت شخصی سفر نمی كند هرچند كه مالك بزرگترین شركت جت شخصی دنیا می
باشد.
6. His company, Berkshire Hathaway, owns 63 companies.He writes only one letter each year to the CEOs of these ompanies, giving them goals for the year. He never holds meetings or calls them on a regular basis. He has given his CEO's only two rules.
6- شركت وی به نام بركشایر هات وی، مشتمل بر 63 شركت می باشد. او هرساله تنها یك
نامه به مدیران اجرائی این شركتها می نویسد و اهداف آن سال را به ایشان ابلاغ می
نماید. او هرگز جلسات یا مكالمات تلفنی را بر مبنای یك شیوه قاعده مند برگزار نمی
نماید. او به مدیران اجرائی خود 2 اصل آموخته است:
Rule number
1: Do not lose any of your shareholder' s money.
اصل اول:
هرگز ذره ای از پول سهامداران خود را هدر ندهید.
Rule number
2: Do not forget rule number 1.
اصل دوم:
اصل اول را فراموش نكنید.
7. He does not socialize with the high society crowd. His pastimeafter he gets
home is to make himself some popcorn and watch television.
7- او به كارهای اجتماعی شلوغ تمایلی ندارد. سرگرمی او پس از بازگشتن به منزل،
درست كردن مقداری ذرت بوداده (پاپكورن) و تماشای تلویزیون می باشد.
8. Bill Gates,
the world's richest man, met him for the first time only 5 years ago. Bill
Gates did not think he had anything in common with Warren Buffet. So, he had
scheduled his meeting only for half hour. But when Gates met him, the meeting
lasted for ten hours and Bill Gates became a devotee of Warren Buffet.
8- تنها 5
سال پیش بود كه بیل گیتس، ثروتمندترین مرد دنیا، او را برای اولین بار ملاقات
نمود. بیل گیتس فكر نمی كرد وجه مشتركی با وارنر بافیت داشته باشد. به همین دلیل
او ملاقاتش را تنها برای نیم ساعت برنامه ریزی نموده بود. اما هنگامی كه بیل گیتس
او را ملاقات نمود، ملاقات آنها به مدت 10 ساعت به طول انجامید و بیل گیتس یكی از
شیفتگان وارنر بافیت شده بود.
9. Warren Buffet
does not carry a cell phone, nor has a omputer on his desk. His advice to young
people: 'Stay away from credit cards and invest in yourself and remember:
9- وارنر
بافیت نه با خودش تلفن همراه حمل می كند و نه كامپیوتری بر روی میزكارش دارد.
توصیه اش به جوانان اینست كه: از كارتهای اعتباری دوری نموده و به خود متكی بوده و
بخاطر داشته باشند كه:
A. Money doesn't create man, but it is the man who created money.
الف) پول
انسان را نمی سازد، بلكه انسان است كه پول را ساخته.
B. Live your
life as simple as you are.
ب) تا حد
امكان ساده زندگی كنید.
C. Don't do what others say. Just listen to them, but do what makes you feel good.
ج) آنچه
كه دیگران می گویند انجام ندهید. تنها به آنها گوش فرا دهید و فقط آن چیزی را
انجام دهید كه احساس خوبی را به شما عرضه
می كند.
D. Don't go
on brand name. Wear those things in which you feel comfortable.
د) بدنبال
ماركهای معروف نباشد. آن چیزهائی را بپوشید كه به شما احساس راحتی دست میدهد.
E. Don't
waste your money on unnecessary things. Spend on those who really are in need.
ه) پول خود را بخاطر چیزهای غیر ضروری هدر ندهید. تنها بخاطر چیزهائی خرج كنید كه
واقعا به آنها نیاز دارید.
F. After all, it's your life. Why give others the chance to rule your life?'
و) نكته
آخر اینكه، این زندگی شماست. چرا به دیگران این فرصت را می دهید كه برای زندگیتان
تعیین تكلیف نمایند؟

نوشتن عاشقانه
سلام
امشب میخوام یه عاشقانه بنویسم برای تو یا شایدم واسه آروم شدن دلی که این روزا خیلی بی قراری میکنه ، میخوام عمیق ترین و ناب ترین چیزی رو که تو قلبم حس میکنم با ساده ترین کلمات رو کاغذ بیارمو تمام عشقو دلدادگیمو تو سفیدی کاغذ جاری کنم تا تو دلم طوفان به پا کنی تا آسمونش نرم نرم بباره و عطر سادگیش مستم کنه. میخوام این بار تو حالت مستی و راستی چشامو ببندم و تمام اون غلیان درونی رو که به نامی مرتعش میشه و میلرزه بیان کنم ...
صدا رو میشنوی ؟ این نوای دل مسته منه که هوای کوی تو داره
بی هیچ حرفی ،بی هیچ تقلایی ، بی هیچ نشونی عزم تو کرده
میخواد تو زمونه ایی که همه مشق جنگ مینویسند ،درس عشق بده
میخواد تو زمونه ایی که سرماش ستون میلرزونه ، دلی رو گرم کنه
میخواد تو هبوط ارزش ها ، شرف انسانی رو به نظاره بشینه
میخواد تو سقوط آدما ، صعود روحی رو بسط بده
میخواد تو رجعت دوباره اش از گردونه خارج شه
اما چیزی رو که تو نخوای نمیخواد !
که چقدر بزرگ و بی حدی ، انقدر عظیم که دلم میخواد آگاهیم در اوج عظمت حست کنه ، هرچند اوجی در کار نیست ! اونم جایی که منم و تو بی هیچ دلیل و منطقی ، بی هیچ حکم و دینی ، بی هیچ صدا و محرکی ...همینش برام قشنگه که میشه فارغ از تمام اصول و حواشی ، فارغ از تمام سوالات و کشمکش ها تو یه قلمرو لطیف در نهایت عمق و زیبایی حست کرد ،یا شایدم تو تجلی عشقی رو به نظاره نشستی ! هرچند هر چی هست حکمت و فلسفه درونیش بدجوری روحو جلا میده ،انقدر حسش دست نخورده و پاکه که دوست دارم تو اون حال و هوا رهاتر از همیشه برقصم و بخونم و بچرخم و دست آخر رو خاک بیفتم و سجده شکر کنم ... خوندن و فریاد زدن تو میون کوه ها رو دوست دارم جایی که تمام القابو زمین گذاشتی و یک صدا فریاد میشی تا انعکاسش موجی از قدرت و شکوه و شعفو تو وجودت زنده کنه و تو بکر ترین جای زمین از خودت یه حضور زیبا خلق کنی تا طبیعت بهت جواب بده و آسمون برات کف بزنه و خدا فقط ذره ایی از شکوه و عظمت عشقشو نشونت بده و تو با تمام احساس بزرگیت سر رو خاک بزاری و از هوش بری !
که وقتی به خودت میای و حال و هوای مستی از سرت میپره کالبد سنگینتو از رو زمین بلند میکنی و با شوری دو چندان پرواز میکنی انگار که این بار قلبت دوست داره بیرون بیاد و تمامیت حضورتو به رخ بکشه ،حضوری یکپارچه از شعفی بی بدیل ، تجلی عشقی ملکوتی که فقط در نهایت آزادی و گسستن بندها تجربه میشه
الهی !
این روح کم بضاعت و این تشنهء بی نام و نشونو دریاب تا به نام تو نشونه دار شه و به یاد تو هر لحظه "هو" کنه !
الهی !
این خسته دل دل سپرده رو به نگاهی سرافراز کن و بر نی وجودش بدم تا که سر بر بزم عشق دهد و از شور مستی بنیااااد برافکند ...
الهی !
این دل آشوبان رهت را کامروا گردان تا که عمری بر سر معشوق قربانی کنند ..
آمین !
هفت اصل بیل گیتس
هفت اصل بیل گیتس
به گزارش ایسنا، اصول بیل گیتس به این شرح است:
اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار میرود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم: پس از فارغالتحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوقالعاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم: اگر فکر میکنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزی در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار «یک فرصت» بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما میرسد، ملالآور نبود5 ماده غذايى براى افزايش قدرت عضلات
|
|
|
در واقع ماهيچه ها همه كار انجام مى دهند، كمك به شما در حركت كردن تا هضم غذا، در مورد ماهيچه هاى قلب هم، مواد مغذى را به بدنتان پمپاژ مى كنند. قلب، مغز، پوست و ديگر ارگان هاى بدن همواره درحال تغيير شكل توسط بافت هايى هستند كه ساخته شده و از بين مى روند. ماهيچه ها بخش مهمى از اسيدهاى آمينه را براى اين بخش هاى حياتى تأمين مى كنند تا همواره قوى بمانند.
ماهيچه هاى فعال نه تنها خطر ابتلا به ديابت و پوكى استخوان را كاهش مى دهند، بلكه هرچقدر مقدار عضله در شما بيشتر باشد، كالرى بيشترى خواهيد سوزاند. براى اينكه ماهيچه هايتان را قوى و سالم نگه داريد، بايد رژيم صحيحى داشته باشيد:
ماهى:
به خصوص ماهى هايى كه از نظر امگا۳ غنى باشند مانند قزل آلا، تن، هاليبوت و كنسرو ساردين. ماهى ها شامل تمام اسيد آمينه مورد نياز براى ساخت ماهيچه ها هستند و مواد مورد نياز براى بازسازى بافت ها را در خود دارد. حجم ماهيچه به ميزان پروتيين مصرفى بستگى دارد. مصرف امگا۳ به سرعت از بين رفتن ماهيچه ها در هنگام پيرى را كاهش مى دهد. پيشنهاد مى شود شما در هفته دو يا سه وعده ماهى غنى از چربى هاى امگا۳ مصرف كنيد.
سيب زمينى شيرين:
سيب زمينى شيرين منبع بسيار غنى از پتاسيم و آنتى اكسيدان هاست كه براى ساخت ماهيچه مفيد است. هر كسى كه براى عضلانى شدن تمرينات ورزشى مى كند، در بدنش راديكال آزاد توليد مى شود. آنتى اكسيدان ها مى توانند به خنثى كردن راديكال هاى آزاد و بازسازى آن كمك كنند.
مواد خوراكى غنى از پتاسيم مانند سيب زمينى شيرين مى توانند تأثير غذاهايى كه اسيد اضافى توليد مى كنند (گوشت، لبنيات) را خنثى كنند زيرا اين غذاها قادرند سرعت زايل شدن ماهيچه ها را افزايش دهند.
غذاهاى ديگرى كه حاوى پتاسيم و آنتى اكسيدان مانند كاهو، فلفل، كيوى، هندوانه، خربزه و مركبات هستند كه به صورت ايده آل شما بايد ۵ تا ۹ وعده انواع سبزيجات و ۳ وعده خوراكى هاى غنى از پتاسيم مصرف كنيد.
ماست كم چرب:
ماست كم چرب از نظر پروتيين، كلسيم، پتاسيم و ويتامين دى غنى است و عملكرد عضلات را بهبود مى بخشد. كمبود ويتامين دى باعث ضعف عضلات خواهد شد. ماست يك توليدى را كه ويتامين دى مناسبى دارد انتخاب كنيد. اين مى تواند يك چهارم نياز شما را در يك وعده روزانه تأمين كند.
كينوا:
نوعى از حبوبات است كه منشا آن امريكاى جنوبى است و پر از كربوهيدرات هاى مفيد است كه بدن براى تأمين انرژى آنها را ترجيح مى دهد. كربوهيدرات ها براى متراكم كردن عضلات بسيار لازم است، كمبود آن باعث مى شود بدن براى انرژى همين مقدار كم را استفاده كند و چيزى براى نسوج جديد نماند. كينوا منبع مناسبى براى پتاسيم و ديگر مواد معدنى مانند آهن نيز هست.
نصف فنجان كينوا را براى صبحانه همراه با ميوه خشك و آجيل يا همراه با لوبيا يا سبزيجات يا اضافه كردن شير يا ريختن آن در سوپ و سالاد مصرف كنيد.
تخمه كدو:
تخم كدو حاوى منيزيم، منگنز، آهن و مس است. مواد معدنى موجود در بدن به يكديگر مرتبط هستند. آنها با هم كار مى كنند تا بافت ها را بسازند و آنزيم ها را تشكيل دهند و از ارتباطات بين سلولى پشتيبانى كنند. همچنين در رشد عضلات نقش دارند. منيزيم به توليد پروتيين براى ماهيچه ها كمك مى كند. منگنز براى ساخت پروتيين مناسب است و بخشى از آنزيم ها را كه نقش آنتى اكسيدان در بازسازى نسوج را دارند تأمين مى كند. آهن نيز به استقامت بافت ها كمك مى كند.
۲۸ گرم از تخمه كدو در حدود نيمى از منگنز مورد نياز شما در يك روز را تأمين مى كند.
راه و رسم عاشقی
راه و رسم عاشقی ...
یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد ...
، می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد،
هر آن چه گفتم را باور کرد
و هر بهانه ای آوردم را پذیرفت،
هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.
اما من!
هرگز حرف خدا را باور نکردم،
وعده هایش را شنیدم، اما نپذیرفتم،
چشم هایم را بستم تا او را نبینم
و گوش هایم را نیز، تا صدایش را نشنوم،
من از خدا گریختم بی خبر از آن که او با من و در من بود.
می خواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم می خواست بسازم
نه آن گونه که خدا می خواست،...
به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد
و زیر خروارها آوار بلا و مصیبت مدفون
شدم، من زیر ویرانه های زندگی دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم،
اما هیچ کس فریادم را نشنید و هیچ کس یاریم نکرد،
دانستم که نابودی ام حتمی است، با شرمندگی فریاد زدم:
"خدایا اگر مرا نجات دهی، اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی،
با تو پیمان می بندم هر چه بگویی همان را انجام دهم،
خدایا! نجاتم بده که تمام استخوان هایم زیر آوار بلا شکست"،
در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باور کرد
و مرا پذیرفت، نمی دانم چگونه اما
در کمترین مدت خدا نجاتم داد،
او مرا از زیر آوار زندگی بیرون آورد و به من دوباره احساس آرامش بخشید،
گفتم: "خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمایم"،
خدا گفت: "هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن
و بدان در همه حال در کنار تو هستم"،
گفتم: "خدایا عشقت را پذیرفتم و از این لحظه عاشقت هستم"،
سپس بی آنکه نظر او را
بپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگی ام ادامه دادم،
اوایل کار هر آن چه را لازم داشتم از خدا درخواست می کردم
و او نیز فوری برایم مهیا می نمود، از درون خوشحال نبودم،
نمی توانستم هم عاشق خدا باشم و هم به او بی توجه،
از طرفی نمی خواستم در ساختن کاخ آرزوهای زندگی ام
از خدا نظر بخواهم، زیرا
سلیقه اش را نمی پسندیدم،...
با خود گفتم: "اگر من پشت به خدا کار کنم
و از او چیزی در خواست نکنم بالاخره او هم مرا ترک می کند
و من از زحمت عشق و عاشقی به خدا راحت می شوم"،
پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا این که وجودش را کاملاً فراموش کردم،
در حین کار اگر چیزی لازم داشتم
از رهگذرانی که از کنارم رد می شدند درخواست می کردم،
عده ای که خدا را می دیدند
با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ایستاده بود،
نگاه می کردند و سری به نشانه تاسف تکان داده و می گذشتند،
اما عده ای دیگر که جز سنگهای طلایی قصرم چیزی نمی دیدند به کمکم آمدند
تا آنها نیز بهره ای ببرند،
در پایان کار نیز همان هایی که به کمکم آمده بودند
از پشت خنجری زهرآلود بر قلب زندگی ام فرو کردند،
همه اندوخته هایم را یک شبه به غارت بردند
و من ناتوان و زخمی بر زمین افتادم و فرار آنها را تماشا کردم،
آنها به سرعت از من گریختند...
همان طور که من از خدا گریختم،
هر چه فریاد زدم، صدایم را نشنیدند،
همان طور که من صدای خدا را نشنیدم،
من که از همه جا ناامید شده بودم باز خدا را صدا زدم،
قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود،
گفتم:
"خدایا! دیدی چگونه
مرا غارت کردند و گریختند، انتقام مرا از آنها بگیر و کمکم کن که
برخیزم."
خدا گفت: "تو خود آنها را به زندگی ات فرا خواندی،
از کسانی کمک خواستی که محتاج تر از هر کسی به کمک بودند"،
گفتم: "مرا ببخش. من تو را فراموش کردم و به غیر تو روی آوردم و
سزاوار این تنبیه هستم،
اینک با تو پیمان می بندم که اگر دستم را بگیری و بلندم کنی
هر چه گویی همان کنم،
دیگر تو را فراموش نخواهم کرد"،
و خدا تنها کسی بود که حرف ها و سوگندهایم را باور کرد،
نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره می توانم روی پای خود بایستم
و به زودی خدای
مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گریخته مرا، تنبیه کرد.
گفتم: "خدای عزیزم، بگو چگونه محبت تو را جبران نمایم؟"،
و خدا پاسخ داد: "هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن
و بدان بی آنکه مرا بخوانی همیشه در کنار تو هستم"،
پرسیدم: "چرا اصرار داری تو را باور کنم
و عشقت را بپذیرم؟"،
گفت: "اگر مرا باور کنی، خودت را باور می کنی،
و اگر عشقم را بپذیری،
وجودت آکنده از عشق می شود،
آن وقت به آن لذت عظیمی که در جست و جوی آن هستی، می رسی و
دیگر نیازی نیست خود را برای ساختن کاخ رویاهایت به زحمت بیندازی،
چیزی نیست که تو نیازمند آن باشی، زیرا تو و من یکی می شویم،
بدان که من عشق مطلق، آرامش مطلق و نور مطلق هستم
و بی نیاز از هر
چیز، اگر عشقم را بپذیری تو نیز نور، آرامش و بی نیاز از هر چیز خواهی
شد.."
اگر گوشه ای از داستان زندگی من برای شما نیز صادق است،
تنها بدانید که او همیشه آنجاست، در کنار شما، مشتاق برای یاری رساندن به شما،
عشق او را بپذیرید، خواهید دید که با چه سرعتی زندگی شما ر متحول خواهد نمود.من شما را باور دارم...
یوسف پیامبر
اینجا
امروز
ذهن دو قسمت دارد:
قسمت اول مثل کامپیوتر مغز می ماند. اگر آن را با اطلاعات لازم و ضروری برنامه ریزی کنید، در صورت لزوم این اطلاعات را به یاد خواهد آورد.
اما قسمت دوم مغز، قسمتی است که موفقیت و شکست شما را تعیین می کند—نفس. نفس قسمتی از مغز است که کامپیوتر را با اطلاعات غیر ضروری درهم می ریزد. ضمیر نفس را با اطلاعات غیر ضروری درمورد تجربه های سابق، تجربیات احتمالی آینده، دیدگاه دیگران درمورد شما، و غیره تغذیه می کند. اگر اجازه بدهید که نفستان اختیار شما را در دست گیرد، فرصت موفقیت را از شما خواهد گرفت.
اجازه بدهید مثالی بزنیم:
در بازی فوتبال، وقتی لازم است تکل کنید، اگر ذهنتان را از همه ی اطلاعات غیرضروری و بی فایده پاک کنید و اجازه بدهید کامپیوتر مغزتان کنترل امور را در دست گیرد، این تکل را به بهترین نحو انجام خواهید داد. به عبارت دیگر، اگر فکر کردن را کنار گذاشته، و عمل کنید.
اگر بخواهید مغزتان را با اطلاعات بیهوده در مورد فردی که می خواهید او را تکل کنید (سایز، حالت چهره، اتفاقی که ممکن است بیفتد، آنچه در گذشته اتفاق افتاده است) یا شرایط محیط (باران می بارد، خسته ام و...) پر کنید، کامپیوتر مغزتان با مجبور کردن بدنتان به پاسخ گویی، واکنش می دهد (یعنی شما مطمئن ترین و بی خطرترین کار را انجام خواهید داد و دست ها را چرخانده، درحالیکه فرد مقابل توپ را پرت کرده و آنسوی دروازه ی حریف فرود خواهد آمد).
این به این خاطر است که وقتی شما مغزتان را با همه ی اطلاعات اضافی پر کنید، سردرگم خواهد شد و تصور خواهد کرد که شما ترسیده اید و نیاز به امنیت دارید، از اینرو دست هایتان را بی تاثیر خواهید چرخاند.
اگر مغزتان را فقط با اطلاعات ضروری و لازم مثل جهت و سرعت حریف پر کنید، مطمئناً تکل بهتری انجام خواهید داد. (اگر قبلاً تکل کردن را تمرین کرده باشید، کامپیوتر مغزتان به طور خودکار این تکنیک را به یاد می آورد و دیگر نیازی به فکر کردن نیست.)
در برخورد با خانم ها هم وضع به همین منوال است.
اگر مغزتان را با اطلاعات غیر ضروری مثل ظاهر آن زن، دوستانش، اتفاقی که ممکن است بیفتد، آنچه در گذشته اتفاق افتاده است و...) پر کنید، لکنت زبان پیدا کرده و قادر به حرف زدن نخواهید بود.
نباید مغزتان را با اطلاعاتی غیر از لبخند زدن و برقراری تماس چشمی و کنترل امور پر کنید. (زیبایی کامپیوتر مغزتان در این است که وقتی چند بار این کارها را انجام دهید، و برای انجام کار درست به خودتان اطمینان داشته باشید، دیگر لازم نیست موقع نزدیک شدن به خانم نگران چیزی باشید و به چیزی فکر کنید.)
این به تصور برنمی گردد، مربوط به پر کردن مغزتان با اطلاعات لازم و مناسب است، و نه هیچ چیز دیگر.
به همین خاطر است که من به قانون سه ثانیه اعتقاد دارم. چون دیگر زمانی باقی نمی ماند تا به مغزتان اجازه ی دخالت دهید.
اگر بتوانید کنترل نفستان را در دست گیرید و کاری کنید تا فقط در زمان حال زندگی کند و فقط اطلاعات لازم را بدون انتقال حس ترس، تردید، یا رجوع به تجربه های آتی یا قبلی، به مغز برساند، آنگاه موفق خواهید شد!



بنام بخشنده بزرگ همه حرف خوب میزنند اما کی خوبه این وسط همه حرف از خدا میزنند حرف از عشق ،عشق خداوند
نینجوتسو یعنی چه ؟
نین جوتسو در لغت به معنای حرکت پنهانی است
نینجوتسوشیوه ای است برای دفاع از خویشتن ورسیدن به مهارتهایوی ویزه رزمی برای غلبه بر دشمن . نین جوتسو هیچگاه فرم ثانتی ندارد یعنی برای پذیرش تغییرات امادگی کامل دارد البته این تغییرات لازمه بهتر بودن و بهتر اجرا کردن فنون است ... نین جوتسو شامل مجموعه متنوی از فنون تخصصی رزمی است که از یک هنر جو شخصی فوق
العاده می سازد.. نین جوتسو هنری است باهزاران تکنیک که پایانی ندارد.درنین جوتسو تقویت روح. جسم وقلب را // نینپوجوتسو// می گویند
پنج عامل درکلیات این هنرسهم دارد که عبارت است از سرعت.تمرکزقدرت.تعادل.تنفس وکنترل ان.تنظیم زمان دفاع وحمله سریع.







ارزش هر نينجا، به اندازه دانش اوست .
خردمندترين نينجا، قدرتمندترين نينجا است .
اقبال، حامي نينجايي شجاع است .
اعتماد به نفس، اولين راز نينجاست .
پایداری و وفاداری سرشت مردان و زنان پاک اندیش نینجاست .
عمل به حق ، ظرافت نينجاست .
يك نينجاي شجاع، به هزار شمشير مي ارزد .
براي يك نينجاي شجاع، هيچ چيز غير ممكني وجود ندارد .
بزرگترين سرمايه يك نينجا، اعتماد به نفس است .
ارزش هر نينجا، به قدر همت اوست .
ورزش – قدرت – تواضع
تصور بيهوده خرد را كم مي كند.
نينجا صبردرنوميدي را ابزار فلسفه مي داند.
وجودوافكار دروني هرانساني به مانندجزيزه اي است كه درآن بايد پا گذاشت وجستجو كرد.
جزيزه بعضي از انسانها به اندازه كف دست آنان است .
هنر در عمل نینجاست نه تنها دراندیشه
* به كلمه ي « نينجاي شجاع » توجه كنيد
شجاعت يك نينجا خيلي مهم است *




اگر کسی انتقاد و پیشنهادی در مورد وبلاگ داره در همین قسمت نظر بده تا ما به اون رسیدگی کنیم.ضمنا".اگر سوالی یا... هم هست بیان کنید.
ممنون..
يگانگي
داستاني ديگر
او اين خبر را به دخترش داد. دخترش گفت كه او هم به آن مهماني خواهد رفت. مادر گفت: تو بختي نداري، نه ثروتمندي و نه خيلي زيبا. دختر جواب داد: مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي كند اما فرصتي است كه دست كم براي يك بار هم كه شده او را از نزديك ببينم. روز موعود فرارسيد و شاهزاده به دختران گفت: به هريك از شما دانه اي مي دهم، كسي كه بتواند در عرض شش ماه زيبا ترين گل را براي من بياورد ملكه آينده چين مي شود. آن دختر هم دانه را گرفت و در گلداني كاشت. سه ماه گذشت و هيچ گلي سبز نشد. دختر با باغبانان بسياري صحبت كرد و آنان راه گلكاري را به او آموختند. اما بي نتيجه بود و گلي نروييد. روز موعود فرا رسيد دختر با گلدان خاليش منتظر ماند و ديگر دختران هر كدام با گل زيبايي به رنگ ها و شكل هاي مختلف در گلدانهاي خود حاضر شدند. شاهزاده هر كدام از گلدانها را با دقت بررسي كرد و در پايان اعلام كرد كه دختر خدمتكار، همسر آينده او خواهد بود. همه اعتراض كردند كه شاهزاده كسي را انتخاب كرده كه در گلدانش هيچ گلي سبز نشده است. شاهزاده گفت: اين دختر تنها كسي است كه گلي را به ثمر رسانده كه او را سزاوار همسري امپراطور مي كند؛
گل صداقت ............
زيرا چيزي كه به شماها داده بودم دانه نبود بلكه سنگريزه بود
داستاني ديگر
پادشاه در آن یادداشت نوشته بود هر سد ومانعی می تواند یک فرصت ، برای تغییر زندگی تو باشد.
داستاني ديگر
روزی دريک مراسم همسرايی, تصوير کامل مسيح را در چهره ی يکی از جوانان همسرا يافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هايی برداشت.سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچی هنوز برای يهودا مدل مناسبی پيدا نکرده بود.
کاردينال مسئول کليسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی ديواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا کليسا بياورند , چون ديگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهميد چه خبر است به کليسا آوردند, دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچی از خطوط بی تقوايی, گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند, نسخه برداری کرد.
وقتی کارش تمام شد گدا, که ديگر مستی کمی از سرش پريده بود, چشمهايش را باز کرد و نقاشی پيش رويش را ديد, و با آميزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچی شگفت زده پرسيد: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل, پيش از آنکه همه چيزم را از دست بدهم. موقعی که در يک گروه همسرايی آواز می خواندم , هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره ی عيسی بشوم!.
داستاني ديگر
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد.پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي. مادر به ما آموخته كه نيكي مابه ازائي ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد. پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد. بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد. لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد. در اولين نگاه او را شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري، پيروزي ازآن دكتر گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود. به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چيزي نوشت. آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد. سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد. چيزي توجه اش را جلب كرد. چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود. آهسته انرا خواند:
«بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است »
ليلي زير درخت انار
لیلی زیر درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد گل داد سرخ سرخ
گلها انار شد داغ داغ . هر اناری هزار تا دانه داشت .
دانه ها عاشق بود ند دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود. دانه ها ترکید ند. انار ترک برداشت .
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را چید .مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود .
کافی است انار دلت ترک بخورد.![]()
![]()
![]()
![]()


