خودمونی

* کهنه فروش داد میزنه: چراغ شکسته میخریم..... کفشهای پاره میخریم....اسباب کهنه میخریم.....بی اختیار داد میزنم کهنه فروش قلبم شکسته میخری؟

* دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم.

* دوستت داشتم ........يادت هست؟ گفتم دوستت دارم............و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم.........اما انقدر بزرک شدم که يادم رفت دوستت دارم

* چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه کودکانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم !........... .ولي هنوز هم دوستت دارم! غريبانه