بری شوارتز: به کارگیری خِرد عملی

بری شوارتز: به کارگیری خِرد عملی

متن سخنرانی :

اول از همه می خواهم از همۀ شما تشکر کنم. دوم می خواهم همکارم در نگارش و تدریس و دوست عزیزم را معرفی کنم. اول از همه می خواهم از همۀ شما تشکر کنم. دوم می خواهم همکارم در نگارش و تدریس و دوست عزیزم را معرفی کنم. اول از همه می خواهم از همۀ شما تشکر کنم. دوم می خواهم همکارم در نگارش و تدریس و دوست عزیزم را معرفی کنم. " کِن" و من تقریبا 40 سال است که با هم کار می کنیم. ایشان " کِن شارپ " هستند آنجا. " کِن" و من تقریبا 40 سال است که با هم کار می کنیم. ایشان " کِن شارپ " هستند آنجا. " کِن" و من تقریبا 40 سال است که با هم کار می کنیم. ایشان " کِن شارپ " هستند آنجا.
(تشویق)
در بین تعداد زیادی از مردم -- بی شک در من و بیشتر مردمی که با آنان صحبت می کنم -- در بین تعداد زیادی از مردم -- بی شک در من و بیشتر مردمی که با آنان صحبت می کنم -- یک نوع نارضایتی جمعی از نحوۀ کارکرد چیزها، و نحوۀ اداره سازمان ها وجود دارد. یک نوع نارضایتی جمعی از نحوۀ کارکرد چیزها، و نحوۀ اداره سازمان ها وجود دارد. یک نوع نارضایتی جمعی از نحوۀ کارکرد چیزها، و نحوۀ اداره سازمان ها وجود دارد. به نظر می رسد معلمانِ بچه هایمان در حق آنان کوتاهی می کنند. دکترهایمان اصلا نمی دانند ما کی هستیم، دکترهایمان اصلا نمی دانند ما کی هستیم، و وقت کافی برای ما نمی گذارند. دکترهایمان اصلا نمی دانند ما کی هستیم، و وقت کافی برای ما نمی گذارند. ما مسلما به بانکی ها و دلال ها نمی توانیم اعتماد کنیم، آنها تقریباً کل سیستم مالی را به سقوط کشاندند. ما مسلما به بانکی ها و دلال ها نمی توانیم اعتماد کنیم، آنها تقریباً کل سیستم مالی را به سقوط کشاندند. ما مسلما به بانکی ها و دلال ها نمی توانیم اعتماد کنیم، آنها تقریباً کل سیستم مالی را به سقوط کشاندند. و حتی وقتی کار خودمان را انجام می دهیم، اکثر مواقع، خودمان را در موقعیت انتخاب می بینیم، و حتی وقتی کار خودمان را انجام می دهیم، اکثر مواقع، خودمان را در موقعیت انتخاب می بینیم، و حتی وقتی کار خودمان را انجام می دهیم، اکثر مواقع، خودمان را در موقعیت انتخاب می بینیم، بين انجام کاری که فکر می کنیم درست است و يا از ما انتظار می رود، یا کاری که لازم است و یا سودآور است. بين انجام کاری که فکر می کنیم درست است و يا از ما انتظار می رود، یا کاری که لازم است و یا سودآور است. بين انجام کاری که فکر می کنیم درست است و يا از ما انتظار می رود، یا کاری که لازم است و یا سودآور است. بين انجام کاری که فکر می کنیم درست است و يا از ما انتظار می رود، یا کاری که لازم است و یا سودآور است. پس هر طرف نگاه می کنیم، کمابیش در همۀ زمینه ها نگران هستیم افرادی که به آنان وابسته هستیم قلبا به منافع ما اهمیت ندهند. پس هر طرف نگاه می کنیم، کمابیش در همۀ زمینه ها نگران هستیم افرادی که به آنان وابسته هستیم قلبا به منافع ما اهمیت ندهند. پس هر طرف نگاه می کنیم، کمابیش در همۀ زمینه ها نگران هستیم افرادی که به آنان وابسته هستیم قلبا به منافع ما اهمیت ندهند. پس هر طرف نگاه می کنیم، کمابیش در همۀ زمینه ها نگران هستیم افرادی که به آنان وابسته هستیم قلبا به منافع ما اهمیت ندهند. یا اگر واقعا اهمیت می دهند، نگرانیم آنان ما را به اندازۀ کافی نشناسند تا تشخیص دهند چه کاری لازم است انجام دهند یا اگر واقعا اهمیت می دهند، نگرانیم آنان ما را به اندازۀ کافی نشناسند تا تشخیص دهند چه کاری لازم است انجام دهند یا اگر واقعا اهمیت می دهند، نگرانیم آنان ما را به اندازۀ کافی نشناسند تا تشخیص دهند چه کاری لازم است انجام دهند تا به ما اجازۀ تامین آن منافع را دهند. آنان ما را درک نمی کنند. آنان وقت آشنایی با ما را ندارند. تا به ما اجازۀ تامین آن منافع را دهند. آنان ما را درک نمی کنند. آنان وقت آشنایی با ما را ندارند. تا به ما اجازۀ تامین آن منافع را دهند. آنان ما را درک نمی کنند. آنان وقت آشنایی با ما را ندارند. تا به ما اجازۀ تامین آن منافع را دهند. آنان ما را درک نمی کنند. آنان وقت آشنایی با ما را ندارند.
ما به این گونه نارضایتی عمومی دو نوع واکنش نشان می دهیم.اگر کارها درست پیش نروند،اولین واکنش این است: ما به این گونه نارضایتی عمومی دو نوع واکنش نشان می دهیم.اگر کارها درست پیش نروند،اولین واکنش این است: ما به این گونه نارضایتی عمومی دو نوع واکنش نشان می دهیم.اگر کارها درست پیش نروند،اولین واکنش این است: ما به این گونه نارضایتی عمومی دو نوع واکنش نشان می دهیم.اگر کارها درست پیش نروند،اولین واکنش این است: ما به این گونه نارضایتی عمومی دو نوع واکنش نشان می دهیم.اگر کارها درست پیش نروند،اولین واکنش این است: بیایید قوانین بیشتری بسازیم بیایید یک سری رویه های مشروح تعیین کنیم تا مطمئن شویم مردم کار درست را انجام خواهند داد. بیایید قوانین بیشتری بسازیم بیایید یک سری رویه های مشروح تعیین کنیم تا مطمئن شویم مردم کار درست را انجام خواهند داد. بیایید قوانین بیشتری بسازیم بیایید یک سری رویه های مشروح تعیین کنیم تا مطمئن شویم مردم کار درست را انجام خواهند داد. بیایید قوانین بیشتری بسازیم بیایید یک سری رویه های مشروح تعیین کنیم تا مطمئن شویم مردم کار درست را انجام خواهند داد. به معلمان متن هایی بدهید تا در کلاس درس طبق آن تدریس کنند، تا حتی اگر آنان ندانند چه می کنند به معلمان متن هایی بدهید تا در کلاس درس طبق آن تدریس کنند، تا حتی اگر آنان ندانند چه می کنند به معلمان متن هایی بدهید تا در کلاس درس طبق آن تدریس کنند، تا حتی اگر آنان ندانند چه می کنند و اهمیتی به رفاه بچه های ما ندهند، تا هنگامی که طبق متن ها تدریس می کنند، بچه های ما تحصیل لازم را کسب خواهند کرد. و اهمیتی به رفاه بچه های ما ندهند، تا هنگامی که طبق متن ها تدریس می کنند، بچه های ما تحصیل لازم را کسب خواهند کرد. و اهمیتی به رفاه بچه های ما ندهند، تا هنگامی که طبق متن ها تدریس می کنند، بچه های ما تحصیل لازم را کسب خواهند کرد. به قاضی ها یک لیست از احکام لازم الاجرا برای اعمال مجازات بدهید، به قاضی ها یک لیست از احکام لازم الاجرا برای اعمال مجازات بدهید، در این صورت لازم نیست بر روی قضاوتِ قاضی ها متکی باشید. در این صورت لازم نیست بر روی قضاوتِ قاضی ها متکی باشید. در عوض، تمام کاری که باید بکنند این است که به لیست مراجعه کنند که چه حکمی برای چه نوع جرمی است. در عوض، تمام کاری که باید بکنند این است که به لیست مراجعه کنند که چه حکمی برای چه نوع جرمی است. در عوض، تمام کاری که باید بکنند این است که به لیست مراجعه کنند که چه حکمی برای چه نوع جرمی است. اعمال محدودیت بر روی نرخ بهره ای که شرکتهای کارت اعتباری محاسبه می کنند و کارمزدهایی که می گیرند. اعمال محدودیت بر روی نرخ بهره ای که شرکتهای کارت اعتباری محاسبه می کنند و کارمزدهایی که می گیرند. اعمال محدودیت بر روی نرخ بهره ای که شرکتهای کارت اعتباری محاسبه می کنند و کارمزدهایی که می گیرند. قوانین بیشتر و بیشتر برای حمایت از ما در برابر یک سری سازمان های بی تفاوت و بی توجه که باید با آنها معامله کنیم. قوانین بیشتر و بیشتر برای حمایت از ما در برابر یک سری سازمان های بی تفاوت و بی توجه که باید با آنها معامله کنیم. قوانین بیشتر و بیشتر برای حمایت از ما در برابر یک سری سازمان های بی تفاوت و بی توجه که باید با آنها معامله کنیم. قوانین بیشتر و بیشتر برای حمایت از ما در برابر یک سری سازمان های بی تفاوت و بی توجه که باید با آنها معامله کنیم.
یا -- یا شاید و -- علاوه بر قوانین، بیایيد ببینیم آیا می توانیم چند مشوق زیرکانه مطرح کنیم یا -- یا شاید و -- علاوه بر قوانین، بیایيد ببینیم آیا می توانیم چند مشوق زیرکانه مطرح کنیم یا -- یا شاید و -- علاوه بر قوانین، بیایيد ببینیم آیا می توانیم چند مشوق زیرکانه مطرح کنیم یا -- یا شاید و -- علاوه بر قوانین، بیایيد ببینیم آیا می توانیم چند مشوق زیرکانه مطرح کنیم تا حتی اگر مردمی که با آنان سر و کار داریم نخواهند مشخصاً منافع ما را تامین کنند، تا حتی اگر مردمی که با آنان سر و کار داریم نخواهند مشخصاً منافع ما را تامین کنند، به نفع آنان باشد که منافع ما را تامین کنند. تا حتی اگر مردمی که با آنان سر و کار داریم نخواهند مشخصاً منافع ما را تامین کنند، به نفع آنان باشد که منافع ما را تامین کنند. تا حتی اگر مردمی که با آنان سر و کار داریم نخواهند مشخصاً منافع ما را تامین کنند، به نفع آنان باشد که منافع ما را تامین کنند. این مشوق های جادویی که باعث خواهند شد مردم، حتی از روی خودخواهی محض، کار درست را انجام دهند. این مشوق های جادویی که باعث خواهند شد مردم، حتی از روی خودخواهی محض، کار درست را انجام دهند. این مشوق های جادویی که باعث خواهند شد مردم، حتی از روی خودخواهی محض، کار درست را انجام دهند. پس ما به معلمان در صورتی پاداش می دهیم که بچه هایی که زیرِ نظرشان هستند نمرۀ قبولی این امتحانات بزرگ را بگیرند. پس ما به معلمان در صورتی پاداش می دهیم که بچه هایی که زیرِ نظرشان هستند نمرۀ قبولی این امتحانات بزرگ را بگیرند. پس ما به معلمان در صورتی پاداش می دهیم که بچه هایی که زیرِ نظرشان هستند نمرۀ قبولی این امتحانات بزرگ را بگیرند. امتحاناتی که برای ارزیابی کیفیت سیستم مدارس استفاده می شوند. قوانین و مشوق ها -- چماق و هویج. امتحاناتی که برای ارزیابی کیفیت سیستم مدارس استفاده می شوند. قوانین و مشوق ها -- چماق و هویج.
امتحاناتی که برای ارزیابی کیفیت سیستم مدارس استفاده می شوند. قوانین و مشوق ها -- چماق و هویج. امتحاناتی که برای ارزیابی کیفیت سیستم مدارس استفاده می شوند. قوانین و مشوق ها -- چماق و هویج. ما یک دسته قوانین تصویب کردیم تا در واکنش به نابسامانی اخیر، صنعت مالی را کنترل کنیم. ما یک دسته قوانین تصویب کردیم تا در واکنش به نابسامانی اخیر، صنعت مالی را کنترل کنیم. ما یک دسته قوانین تصویب کردیم تا در واکنش به نابسامانی اخیر، صنعت مالی را کنترل کنیم. مصوبۀ "داد-فرانک" را داریم. ( جهت اصلاح مالی) هیئت جدید "حمایت مالی مصرف کننده" را داریم. مصوبۀ "داد-فرانک" را داریم. ( جهت اصلاح مالی) هیئت جدید "حمایت مالی مصرف کننده" را داریم. که موقتاً توسط "الیزابت وارن" به طور پنهانی هدایت می شود. که موقتاً توسط "الیزابت وارن" به طور پنهانی هدایت می شود. شاید این قوانین واقعا نحوۀ عمل این شرکتهای خدمات مالی را ارتقا دهد. خواهیم دید. شاید این قوانین واقعا نحوۀ عمل این شرکتهای خدمات مالی را ارتقا دهد. خواهیم دید. شاید این قوانین واقعا نحوۀ عمل این شرکتهای خدمات مالی را ارتقا دهد. خواهیم دید. شاید این قوانین واقعا نحوۀ عمل این شرکتهای خدمات مالی را ارتقا دهد. خواهیم دید. به علاوه، ما در تلاش هستیم برای ایجاد مشوق هایی برای افرادی که در صنعت خدمات مالی مشغول هستند، راه هایی پیدا کنیم به علاوه، ما در تلاش هستیم برای ایجاد مشوق هایی برای افرادی که در صنعت خدمات مالی مشغول هستند، راه هایی پیدا کنیم به علاوه، ما در تلاش هستیم برای ایجاد مشوق هایی برای افرادی که در صنعت خدمات مالی مشغول هستند، راه هایی پیدا کنیم مشوق هایی که آنان را به مراتب، بیشتر به منفعت رسانی بلند مدت حتی به شرکتهای خودشان، مشتاق کند. مشوق هایی که آنان را به مراتب، بیشتر به منفعت رسانی بلند مدت حتی به شرکتهای خودشان، مشتاق کند. مشوق هایی که آنان را به مراتب، بیشتر به منفعت رسانی بلند مدت حتی به شرکتهای خودشان، مشتاق کند. به جای اینکه سود کوتاه مدت را تضمین کنند. پس اگر ما مشوق مناسب را پیدا کنیم آنان کار درست را انجام خواهند داد -- همانطور که گفتم-- از روی خودخواهی. و اگر مقررات و قوانین مناسب را مطرح کنیم آنان ما را به پرتگاه نخواهند کشید. و اگر مقررات و قوانین مناسب را مطرح کنیم آنان ما را به پرتگاه نخواهند کشید. و من و "کِن" ( شارپ) با اطمینان می دانیم که شما لازم است بر بانکی ها حکمفرما باشید. و من و "کِن" ( شارپ) با اطمینان می دانیم که شما لازم است بر بانکی ها حکمفرما باشید. اگر یک درس بشود از این نابسامانی مالی گرفت، همین نکته است. اگر یک درس بشود از این نابسامانی مالی گرفت، همین نکته است.
ولی ما باور داریم، و چیزی که در این کتاب بحث کردیم، این است که هیچ سری قوانینی وجود ندارند ولی ما باور داریم، و چیزی که در این کتاب بحث کردیم، این است که هیچ سری قوانینی وجود ندارند ولی ما باور داریم، و چیزی که در این کتاب بحث کردیم، این است که هیچ سری قوانینی وجود ندارند مهم نیست که چقدر ریز باشند مهم نیست که چقدر دقیق و مفصل باشند مهم نیست که چقدر با دقت کنترل شوند مهم نیست که چقدر ریز باشند مهم نیست که چقدر دقیق و مفصل باشند مهم نیست که چقدر با دقت کنترل شوند مهم نیست که چقدر ریز باشند مهم نیست که چقدر دقیق و مفصل باشند مهم نیست که چقدر با دقت کنترل شوند و به اجرا در آیند، هیچ سری قوانینی نیستند که آنچه احتیاج داریم تامین کنند. و به اجرا در آیند، هیچ سری قوانینی نیستند که آنچه احتیاج داریم تامین کنند. و به اجرا در آیند، هیچ سری قوانینی نیستند که آنچه احتیاج داریم تامین کنند. چرا؟ چون بانکی ها افراد باهوشی هستند. و مثل آب شکاف ها را در هر سری قوانینی پیدا خواهند کرد چرا؟ چون بانکی ها افراد باهوشی هستند. و مثل آب شکاف ها را در هر سری قوانینی پیدا خواهند کرد چرا؟ چون بانکی ها افراد باهوشی هستند. و مثل آب شکاف ها را در هر سری قوانینی پیدا خواهند کرد چرا؟ چون بانکی ها افراد باهوشی هستند. و مثل آب شکاف ها را در هر سری قوانینی پیدا خواهند کرد شما یک سری قوانین طراحی می کنید تا مطمئن شوید، آنچه سبب فروپاشی تقریبی سیستم مالی شد دیگر نمی تواند اتفاق بیافتد. شما یک سری قوانین طراحی می کنید تا مطمئن شوید، آنچه سبب فروپاشی تقریبی سیستم مالی شد دیگر نمی تواند اتفاق بیافتد. شما یک سری قوانین طراحی می کنید تا مطمئن شوید، آنچه سبب فروپاشی تقریبی سیستم مالی شد دیگر نمی تواند اتفاق بیافتد. شما یک سری قوانین طراحی می کنید تا مطمئن شوید، آنچه سبب فروپاشی تقریبی سیستم مالی شد دیگر نمی تواند اتفاق بیافتد. این ساده لوحی، وصف ناپذیر است که تصور شود با مسدود کردن این ساده لوحی، وصف ناپذیر است که تصور شود با مسدود کردن منشاء این نابسامانی مالی، تمام منشاءهای ممکن برای فروپاشی مالی مسدود شده اند. منشاء این نابسامانی مالی، تمام منشاءهای ممکن برای فروپاشی مالی مسدود شده اند. این یعنی صرفا صبر برای نابسامانی بعدی و سپس حیرت از میزان حماقت مان که چطور از خودمان در برابر آن محافظت نکرده ایم. این یعنی صرفا صبر برای نابسامانی بعدی و سپس حیرت از میزان حماقت مان که چطور از خودمان در برابر آن محافظت نکرده ایم. این یعنی صرفا صبر برای نابسامانی بعدی و سپس حیرت از میزان حماقت مان که چطور از خودمان در برابر آن محافظت نکرده ایم.
آنچه ما به شدت نیاز داریم بیشتر و یا همراه با قوانین بهتر و مشوق های زیرکانۀ معقولانه، فضیلت است. آنچه ما به شدت نیاز داریم بیشتر و یا همراه با قوانین بهتر و مشوق های زیرکانۀ معقولانه، فضیلت است. آنچه ما به شدت نیاز داریم بیشتر و یا همراه با قوانین بهتر و مشوق های زیرکانۀ معقولانه، فضیلت است. آنچه ما به شدت نیاز داریم بیشتر و یا همراه با قوانین بهتر و مشوق های زیرکانۀ معقولانه، فضیلت است. ما به صفات برجسته نیاز داریم، ما به مردمی نیاز داریم که می خواهند کار درست را انجام دهند. ما به صفات برجسته نیاز داریم، ما به مردمی نیاز داریم که می خواهند کار درست را انجام دهند. و به ویژه فضیلتی که ما بیش از همه نیاز داریم فضیلتی است که "ارسطو" "خرد عملی" نامیده است. و به ویژه فضیلتی که ما بیش از همه نیاز داریم فضیلتی است که "ارسطو" "خرد عملی" نامیده است. و به ویژه فضیلتی که ما بیش از همه نیاز داریم فضیلتی است که "ارسطو" "خرد عملی" نامیده است. و به ویژه فضیلتی که ما بیش از همه نیاز داریم فضیلتی است که "ارسطو" "خرد عملی" نامیده است. خرد عملی ارادۀ اخلاقی است برای انجام کار درست و توانایی اخلاقی است برای درک اینکه چه چیزی درست است. خرد عملی ارادۀ اخلاقی است برای انجام کار درست و توانایی اخلاقی است برای درک اینکه چه چیزی درست است. خرد عملی ارادۀ اخلاقی است برای انجام کار درست و توانایی اخلاقی است برای درک اینکه چه چیزی درست است. خرد عملی ارادۀ اخلاقی است برای انجام کار درست و توانایی اخلاقی است برای درک اینکه چه چیزی درست است. خرد عملی ارادۀ اخلاقی است برای انجام کار درست و توانایی اخلاقی است برای درک اینکه چه چیزی درست است. "ارسطو" بسیار به تماشای نحوۀ عملِ صنعتگران در اطرافش، علاقه مند بود. "ارسطو" بسیار به تماشای نحوۀ عملِ صنعتگران در اطرافش، علاقه مند بود. و او از اینکه چطور آنان راه حلهای بکر برای مشکلات جدید پیدا می کنند تحت تاثیر قرار گرفته بود .-- و او از اینکه چطور آنان راه حلهای بکر برای مشکلات جدید پیدا می کنند تحت تاثیر قرار گرفته بود .-- و او از اینکه چطور آنان راه حلهای بکر برای مشکلات جدید پیدا می کنند تحت تاثیر قرار گرفته بود .-- مشکلاتی که پیش بینی نکرده بودند. برای نمونه، او سنگ تراش هایی را می دید مشکلاتی که پیش بینی نکرده بودند. برای نمونه، او سنگ تراش هایی را می دید که بر روی " جزیرۀ لزبوس" کار می کردند، و آنان باید ستون های گرد را اندازه می گرفتند. که بر روی " جزیرۀ لزبوس" کار می کردند، و آنان باید ستون های گرد را اندازه می گرفتند. که بر روی " جزیرۀ لزبوس" کار می کردند، و آنان باید ستون های گرد را اندازه می گرفتند. خب اگر درباره اش فکر کنید، واقعا اندازه گرفتن ستون های گرد با یک خط کش سخت است. خب اگر درباره اش فکر کنید، واقعا اندازه گرفتن ستون های گرد با یک خط کش سخت است. پس چکار کردند؟ آنان یک راه حل بکر برای مشکل، شکل دادند. آنان خط کشی ساختند که خم می شد، پس چکار کردند؟ آنان یک راه حل بکر برای مشکل، شکل دادند. آنان خط کشی ساختند که خم می شد، پس چکار کردند؟ آنان یک راه حل بکر برای مشکل، شکل دادند. آنان خط کشی ساختند که خم می شد، چیزی که اگر در این دوره بود یک متر-- یک خط کش قابل انعطاف، یک خط کش که خم می شود، نامیده می شد. چیزی که اگر در این دوره بود یک متر-- یک خط کش قابل انعطاف، یک خط کش که خم می شود، نامیده می شد. چیزی که اگر در این دوره بود یک متر-- یک خط کش قابل انعطاف، یک خط کش که خم می شود، نامیده می شد. و "ارسطو" گفت، آها، آنان آگاه هستند که بعضی مواقع برای طراحی ستون های گرد، لازم است خط کش را خم کرد. و "ارسطو" گفت، آها، آنان آگاه هستند که بعضی مواقع برای طراحی ستون های گرد، لازم است خط کش را خم کرد. و "ارسطو" گفت، آها، آنان آگاه هستند که بعضی مواقع برای طراحی ستون های گرد، لازم است خط کش را خم کرد. و "ارسطو" گفت، آها، آنان آگاه هستند که بعضی مواقع برای طراحی ستون های گرد، لازم است خط کش را خم کرد. و "ارسطو" گفت اغلب در برخورد با دیگران، ما نیاز به خم کردن و دور زدن قوانین داریم و "ارسطو" گفت اغلب در برخورد با دیگران، ما نیاز به خم کردن و دور زدن قوانین داریم و "ارسطو" گفت اغلب در برخورد با دیگران، ما نیاز به خم کردن و دور زدن قوانین داریم
برخورد با دیگران یک نوع انعطاف پذیری را می طلبد که هیچ سری قوانینی نمی تواند در خود بگنجاند. برخورد با دیگران یک نوع انعطاف پذیری را می طلبد که هیچ سری قوانینی نمی تواند در خود بگنجاند. برخورد با دیگران یک نوع انعطاف پذیری را می طلبد که هیچ سری قوانینی نمی تواند در خود بگنجاند. مردم خردمند می دانند که کی و چطور قوانین را دور بزنند. مردم خردمند می دانند که چطور راه جدیدی ابداع کنند. مردم خردمند می دانند که کی و چطور قوانین را دور بزنند. مردم خردمند می دانند که چطور راه جدیدی ابداع کنند. مردم خردمند می دانند که کی و چطور قوانین را دور بزنند. مردم خردمند می دانند که چطور راه جدیدی ابداع کنند. من و "کِن"،همکارم در نگارش، اینطور می گوییم که آنان شبیه به موزیسن های جاز هستند، من و "کِن"،همکارم در نگارش، اینطور می گوییم که آنان شبیه به موزیسن های جاز هستند، قوانین مانند نت های روی صفحه هستند، و برای شروع به کار شما می آیند، ولی بعد شما با نت ها بازی می کنید و قوانین مانند نت های روی صفحه هستند، و برای شروع به کار شما می آیند، ولی بعد شما با نت ها بازی می کنید و قوانین مانند نت های روی صفحه هستند، و برای شروع به کار شما می آیند، ولی بعد شما با نت ها بازی می کنید و مناسبترین ترکیب را برای این لحظۀ خاص با این گروه از نوازندگان، ارائه می کنید. مناسبترین ترکیب را برای این لحظۀ خاص با این گروه از نوازندگان، ارائه می کنید. مناسبترین ترکیب را برای این لحظۀ خاص با این گروه از نوازندگان، ارائه می کنید. پس برای "ارسطو" آن نوع دور زدن قانون و عادت، تشخیص استثنا در قانون وعرف و ابداع کردن پس برای "ارسطو" آن نوع دور زدن قانون و عادت، تشخیص استثنا در قانون وعرف و ابداع کردن پس برای "ارسطو" آن نوع دور زدن قانون و عادت، تشخیص استثنا در قانون وعرف و ابداع کردن پس برای "ارسطو" آن نوع دور زدن قانون و عادت، تشخیص استثنا در قانون وعرف و ابداع کردن که شما در صنعتگران ماهر می بینید دقیقا همان است که شما برای ماهر شدن در اخلاقیات، نیاز دارید. که شما در صنعتگران ماهر می بینید دقیقا همان است که شما برای ماهر شدن در اخلاقیات، نیاز دارید. که شما در صنعتگران ماهر می بینید دقیقا همان است که شما برای ماهر شدن در اخلاقیات، نیاز دارید. و در تقابل با مردم، تقریبا همیشه، این نوع انعطاف پذیری لازم است. و در تقابل با مردم، تقریبا همیشه، این نوع انعطاف پذیری لازم است. و در تقابل با مردم، تقریبا همیشه، این نوع انعطاف پذیری لازم است. یک فرد خردمند می داند که کی قوانین را دور بزند. یک فرد خردمند می داند که کی قوانین را دور بزند. یک فرد خردمند می داند که کی راه جدیدی ابداع کند. یک فرد خردمند می داند که کی قوانین را دور بزند. یک فرد خردمند می داند که کی راه جدیدی ابداع کند. و از همه مهم تر، یک فرد خردمند این ابداع و قانون شکنی را در خدمتِ هدف درست، انجام می دهد. و از همه مهم تر، یک فرد خردمند این ابداع و قانون شکنی را در خدمتِ هدف درست، انجام می دهد. و از همه مهم تر، یک فرد خردمند این ابداع و قانون شکنی را در خدمتِ هدف درست، انجام می دهد. اگر شما یک قانون شکن و بدعت گذار باشید بیشتر برای منفعت خودتان، آنچه بدست می آید فریبِ بی رحمانۀ مردم است. اگر شما یک قانون شکن و بدعت گذار باشید بیشتر برای منفعت خودتان، آنچه بدست می آید فریبِ بی رحمانۀ مردم است. اگر شما یک قانون شکن و بدعت گذار باشید بیشتر برای منفعت خودتان، آنچه بدست می آید فریبِ بی رحمانۀ مردم است. پس مهم این است که شما عمل خردمندانه را برای خدمت به دیگران و نه برای خدمت به خودتان، انجام دهید. پس مهم این است که شما عمل خردمندانه را برای خدمت به دیگران و نه برای خدمت به خودتان، انجام دهید. پس مهم این است که شما عمل خردمندانه را برای خدمت به دیگران و نه برای خدمت به خودتان، انجام دهید. و بنابراین نیتِ انجام کار درست به اندازۀ مهارت اخلاقی در ابداع راه های جدید و تشخیص استثنا، مهم است. و بنابراین نیتِ انجام کار درست به اندازۀ مهارت اخلاقی در ابداع راه های جدید و تشخیص استثنا، مهم است. و بنابراین نیتِ انجام کار درست به اندازۀ مهارت اخلاقی در ابداع راه های جدید و تشخیص استثنا، مهم است. و بنابراین نیتِ انجام کار درست به اندازۀ مهارت اخلاقی در ابداع راه های جدید و تشخیص استثنا، مهم است. هر دو با هم خرد عملی را تشکیل می دهند، چیزی که از نظر "ارسطو" فضیلت برتر بود. هر دو با هم خرد عملی را تشکیل می دهند، چیزی که از نظر "ارسطو" فضیلت برتر بود. هر دو با هم خرد عملی را تشکیل می دهند، چیزی که از نظر "ارسطو" فضیلت برتر بود.
من یک مثال می زنم از عمل خردمندانه در عمل. مثال دربارۀ "مایکل" است. "مایکل" یک مرد جوان است. من یک مثال می زنم از عمل خردمندانه در عمل. مثال دربارۀ "مایکل" است. "مایکل" یک مرد جوان است. من یک مثال می زنم از عمل خردمندانه در عمل. مثال دربارۀ "مایکل" است. "مایکل" یک مرد جوان است. من یک مثال می زنم از عمل خردمندانه در عمل. مثال دربارۀ "مایکل" است. "مایکل" یک مرد جوان است. او یک کار واقعا کم درآمد داشت. او زن و یک فرزندش را تامین می کرد. او یک کار واقعا کم درآمد داشت. او زن و یک فرزندش را تامین می کرد. و بچه اش به مدرسه محلی می رفت بعد او کارش را از دست داد. و بچه اش به مدرسه محلی می رفت بعد او کارش را از دست داد. او از اینکه نتواند خانواده اش را تامین کند، وحشت کرد. او از اینکه نتواند خانواده اش را تامین کند، وحشت کرد. یک شب، او کمی زیادی مشروب نوشید، و به یک راننده تاکسی دستبرد زد. او 50 دلار دزدید. یک شب، او کمی زیادی مشروب نوشید، و به یک راننده تاکسی دستبرد زد. او 50 دلار دزدید. یک شب، او کمی زیادی مشروب نوشید، و به یک راننده تاکسی دستبرد زد. او 50 دلار دزدید. او به طرف راننده اسلحه کشید. اسلحه اسباب بازی بود.دستگیر شد، محاکمه شد، محکوم شد. او به طرف راننده اسلحه کشید. اسلحه اسباب بازی بود.دستگیر شد، محاکمه شد، محکوم شد. او به طرف راننده اسلحه کشید. اسلحه اسباب بازی بود.دستگیر شد، محاکمه شد، محکوم شد. او به طرف راننده اسلحه کشید. اسلحه اسباب بازی بود.دستگیر شد، محاکمه شد، محکوم شد. بر اساس مقررات "پنسیلوانیا" حداقل محکومیت برای این نوع جرم 2 سال، 24 ماه حبس است. بر اساس مقررات "پنسیلوانیا" حداقل محکومیت برای این نوع جرم 2 سال، 24 ماه حبس است. بر اساس مقررات "پنسیلوانیا" حداقل محکومیت برای این نوع جرم 2 سال، 24 ماه حبس است. از نظر قاضی پرونده، "قاضی لوئیس فرر" این بی معنی بود. " مایکل" قبلا هرگز مرتکب جرمی نشده بود. از نظر قاضی پرونده، "قاضی لوئیس فرر" این بی معنی بود. " مایکل" قبلا هرگز مرتکب جرمی نشده بود. از نظر قاضی پرونده، "قاضی لوئیس فرر" این بی معنی بود. " مایکل" قبلا هرگز مرتکب جرمی نشده بود. او یک پدر و شوهر مسئول بود. او با شرایط بحرانی روبرو شده بود. این مجازات تنها سبب از هم پاشیدگی یک خانواده می شود. او یک پدر و شوهر مسئول بود. او با شرایط بحرانی روبرو شده بود. این مجازات تنها سبب از هم پاشیدگی یک خانواده می شود. او یک پدر و شوهر مسئول بود. او با شرایط بحرانی روبرو شده بود. این مجازات تنها سبب از هم پاشیدگی یک خانواده می شود. و بنابراین قاضی حکم را به میل خود به 11 ماه حبس تغییر داد. و نه فقط این، بلکه آزادی روزانه برای رفتن به سر کار، داد. و نه فقط این، بلکه آزادی روزانه برای رفتن به سر کار، داد. شب را در زندان و روز را برای حفظ یک شغل سپری کن. او این کار را کرد. دوران محکومیت اش را سپری کرد. شب را در زندان و روز را برای حفظ یک شغل سپری کن. او این کار را کرد. دوران محکومیت اش را سپری کرد. او جبران خسارت کرد و یک شغل جدید پیدا کرد. و خانواده اش یکپارچه بود. او جبران خسارت کرد و یک شغل جدید پیدا کرد. و خانواده اش یکپارچه بود. او جبران خسارت کرد و یک شغل جدید پیدا کرد. و خانواده اش یکپارچه بود.
و به نظر می رسید برای یک زندگی شرافتمندانه، رو به راه است. یک داستان با پایان خوش. و به نظر می رسید برای یک زندگی شرافتمندانه، رو به راه است. یک داستان با پایان خوش. و به نظر می رسید برای یک زندگی شرافتمندانه، رو به راه است. یک داستان با پایان خوش. که در آن ابداع خردمندانۀ راه جدید توسط یک قاضی خردمند، نقش داشت. که در آن ابداع خردمندانۀ راه جدید توسط یک قاضی خردمند، نقش داشت. ولی معلوم شد دادستان از این راضی نبود که "قاضی فرر" به احکام قضایی توجه نکرده، ولی معلوم شد دادستان از این راضی نبود که "قاضی فرر" به احکام قضایی توجه نکرده، ولی معلوم شد دادستان از این راضی نبود که "قاضی فرر" به احکام قضایی توجه نکرده، و به نوعی از خودش حکم صادر کرده بود و بنابراین او فرجام خواست. و به نوعی از خودش حکم صادر کرده بود و بنابراین او فرجام خواست. و تقاضای حداقل زمان حبس قانونی برای دزدی مسلحانه را کرد. و تقاضای حداقل زمان حبس قانونی برای دزدی مسلحانه را کرد. " مایکل" در هر حال یک تفنگ اسباب بازی داشت. حداقل زمان حبس در قانون برای دزدی مسلحانه پنج سال است، او برنده شد. " مایکل" به پنج سال حبس محکوم شد. حداقل زمان حبس در قانون برای دزدی مسلحانه پنج سال است، او برنده شد. " مایکل" به پنج سال حبس محکوم شد. حداقل زمان حبس در قانون برای دزدی مسلحانه پنج سال است، او برنده شد. " مایکل" به پنج سال حبس محکوم شد. حداقل زمان حبس در قانون برای دزدی مسلحانه پنج سال است، او برنده شد. " مایکل" به پنج سال حبس محکوم شد. قاضی " فرر" باید از قانون پیروی می کرد. و در ضمن، این فرجام خواهی بعد از اینکه او محکومیت اش را سپری کرده بود، انجام شد، و در ضمن، این فرجام خواهی بعد از اینکه او محکومیت اش را سپری کرده بود، انجام شد، پس او در آن زمان آزاد بود و کار می کرد و از خانواده اش را نگهداری می کرد. و حالا باید به زندان بر می گشت. پس او در آن زمان آزاد بود و کار می کرد و از خانواده اش را نگهداری می کرد. و حالا باید به زندان بر می گشت. پس او در آن زمان آزاد بود و کار می کرد و از خانواده اش را نگهداری می کرد. و حالا باید به زندان بر می گشت. قاضی " فرر" کاری را که باید می کرد، انجام داد و بعد قضاوت را رها کرد. و " مایکل" نابود شد. قاضی " فرر" کاری را که باید می کرد، انجام داد و بعد قضاوت را رها کرد. و " مایکل" نابود شد. قاضی " فرر" کاری را که باید می کرد، انجام داد و بعد قضاوت را رها کرد. و " مایکل" نابود شد. این یک نمونه است هم برای خرد عملی هم برای سرپیچی از خرد در قوانینی که، البته، برای بهتر کردن چیزها ساخته شده اند. این یک نمونه است هم برای خرد عملی هم برای سرپیچی از خرد در قوانینی که، البته، برای بهتر کردن چیزها ساخته شده اند. این یک نمونه است هم برای خرد عملی هم برای سرپیچی از خرد در قوانینی که، البته، برای بهتر کردن چیزها ساخته شده اند. این یک نمونه است هم برای خرد عملی هم برای سرپیچی از خرد در قوانینی که، البته، برای بهتر کردن چیزها ساخته شده اند.
حالا خانم " دویی" را در نظر بگیرید خانم "دویی" معلم دبستان مدرسه ای در "تگزاس" است. حالا خانم " دویی" را در نظر بگیرید خانم "دویی" معلم دبستان مدرسه ای در "تگزاس" است. او یک روز داشت به صحبت های یک مشاور گوش می داد که سعی می کرد به معلم ها برای او یک روز داشت به صحبت های یک مشاور گوش می داد که سعی می کرد به معلم ها برای بالابردن نمره های آزمون بچه ها، کمک کند، تا مدرسه به خاطر درصد قبولی بچه ها در آزمون بزرگ بتواند به دستۀ ممتاز برسد. بالابردن نمره های آزمون بچه ها، کمک کند، تا مدرسه به خاطر درصد قبولی بچه ها در آزمون بزرگ بتواند به دستۀ ممتاز برسد. بالابردن نمره های آزمون بچه ها، کمک کند، تا مدرسه به خاطر درصد قبولی بچه ها در آزمون بزرگ بتواند به دستۀ ممتاز برسد. بالابردن نمره های آزمون بچه ها، کمک کند، تا مدرسه به خاطر درصد قبولی بچه ها در آزمون بزرگ بتواند به دستۀ ممتاز برسد. تمام مدارس در "تگزاس" برای دستیابی به این امر مهم با هم رقابت می کنند. تمام مدارس در "تگزاس" برای دستیابی به این امر مهم با هم رقابت می کنند. و پاداش و مزایای گوناگونی در صورت شکست دادن سایر مدارس به شما تعلق می گیرد. و پاداش و مزایای گوناگونی در صورت شکست دادن سایر مدارس به شما تعلق می گیرد. و اما توصیه مشاور این بود: اول، وقت تان را روی بچه هایی که در هر صورت در آزمون قبول می شوند، تلف نکنید. و اما توصیه مشاور این بود: اول، وقت تان را روی بچه هایی که در هر صورت در آزمون قبول می شوند، تلف نکنید. و اما توصیه مشاور این بود: اول، وقت تان را روی بچه هایی که در هر صورت در آزمون قبول می شوند، تلف نکنید. دوم، وقت تان را روی بچه هایی که هر کاری کنید در آزمون قبول نمی شوند، تلف نکنید. دوم، وقت تان را روی بچه هایی که هر کاری کنید در آزمون قبول نمی شوند، تلف نکنید. دوم، وقت تان را روی بچه هایی که هر کاری کنید در آزمون قبول نمی شوند، تلف نکنید. سوم، وقت تان را روی بچه هایی که وقت کافی برای رساندن آنان به نمرۀ لازم نیست، تلف نکنید. سوم، وقت تان را روی بچه هایی که وقت کافی برای رساندن آنان به نمرۀ لازم نیست، تلف نکنید. سوم، وقت تان را روی بچه هایی که وقت کافی برای رساندن آنان به نمرۀ لازم نیست، تلف نکنید. تمام توجه و وقت تان را روی بچه هایی که در این دایره و حباب هستند، به اصطلاح "بچه های حباب"، متمرکز کنید تمام توجه و وقت تان را روی بچه هایی که در این دایره و حباب هستند، به اصطلاح "بچه های حباب"، متمرکز کنید تمام توجه و وقت تان را روی بچه هایی که در این دایره و حباب هستند، به اصطلاح "بچه های حباب"، متمرکز کنید بچه هایی که مداخلۀ شما شاید بتواند باعث شود آنها نمرۀ قبولی بگیرند و رد نشوند. بچه هایی که مداخلۀ شما شاید بتواند باعث شود آنها نمرۀ قبولی بگیرند و رد نشوند. بچه هایی که مداخلۀ شما شاید بتواند باعث شود آنها نمرۀ قبولی بگیرند و رد نشوند. خب خانم "دویی" این را شنید و سرش را با ناامیدی تکان داد خب خانم "دویی" این را شنید و سرش را با ناامیدی تکان داد در حالی که معلمان همکارش به همدیگر امید می دادند و سرشان را در تایید تکان می دادند. در حالی که معلمان همکارش به همدیگر امید می دادند و سرشان را در تایید تکان می دادند. انگار می خواستند فوتبال بازی کنند. خانم "دویی" با این هدف معلم نشده بود. انگار می خواستند فوتبال بازی کنند. خانم "دویی" با این هدف معلم نشده بود. انگار می خواستند فوتبال بازی کنند. خانم "دویی" با این هدف معلم نشده بود.
حالا من و " کن" ساده نیستیم و ما می فهمیم که شما به قوانین نیاز دارید. شما به مشوق ها نیاز دارید. حالا من و " کن" ساده نیستیم و ما می فهمیم که شما به قوانین نیاز دارید. شما به مشوق ها نیاز دارید. حالا من و " کن" ساده نیستیم و ما می فهمیم که شما به قوانین نیاز دارید. شما به مشوق ها نیاز دارید. مردم باید خرج زندگی را در بیاورند. اما مشکل در تکیه بر روی قوانین و مشوق ها این است که آنها فعالیت حرفه ای را تو خالی می کنند. مردم باید خرج زندگی را در بیاورند. اما مشکل در تکیه بر روی قوانین و مشوق ها این است که آنها فعالیت حرفه ای را تو خالی می کنند. مردم باید خرج زندگی را در بیاورند. اما مشکل در تکیه بر روی قوانین و مشوق ها این است که آنها فعالیت حرفه ای را تو خالی می کنند. مردم باید خرج زندگی را در بیاورند. اما مشکل در تکیه بر روی قوانین و مشوق ها این است که آنها فعالیت حرفه ای را تو خالی می کنند. مردم باید خرج زندگی را در بیاورند. اما مشکل در تکیه بر روی قوانین و مشوق ها این است که آنها فعالیت حرفه ای را تو خالی می کنند. و آنها فعالیت حرفه ای را به دو دلیل تضعيف می کنند. یک، آنها افرادی که در فعالیت درگیر هستند، دلسرد می کنند. و آنها فعالیت حرفه ای را به دو دلیل تضعيف می کنند. یک، آنها افرادی که در فعالیت درگیر هستند، دلسرد می کنند. و آنها فعالیت حرفه ای را به دو دلیل تضعيف می کنند. یک، آنها افرادی که در فعالیت درگیر هستند، دلسرد می کنند. و آنها فعالیت حرفه ای را به دو دلیل تضعيف می کنند. یک، آنها افرادی که در فعالیت درگیر هستند، دلسرد می کنند. قاضی " فرر" استعفا داد، و خانم "دویی" به کلی دلسرد شد. و دوم، آنها خود فعالیت را تضعيف می کنند. قاضی " فرر" استعفا داد، و خانم "دویی" به کلی دلسرد شد. و دوم، آنها خود فعالیت را تضعيف می کنند. قاضی " فرر" استعفا داد، و خانم "دویی" به کلی دلسرد شد. و دوم، آنها خود فعالیت را تضعيف می کنند. قاضی " فرر" استعفا داد، و خانم "دویی" به کلی دلسرد شد. و دوم، آنها خود فعالیت را تضعيف می کنند. خود عمل تضعيف می شود، و افراد متخصص دلسرد می شوند. خود عمل تضعيف می شود، و افراد متخصص دلسرد می شوند. این مردمی را می سازد -- وقتی شما با مشوق ها برای اینکه افراد کار درست را بکنند، بازی می کنید. -- این مردمی را می سازد -- وقتی شما با مشوق ها برای اینکه افراد کار درست را بکنند، بازی می کنید. -- این مردمی را می سازد که به مشوق ها معتاد هستند. یعنی، مردمی را می سازد که فقط به خاطر تشویق کار انجام می دهند. این مردمی را می سازد که به مشوق ها معتاد هستند. یعنی، مردمی را می سازد که فقط به خاطر تشویق کار انجام می دهند. این مردمی را می سازد که به مشوق ها معتاد هستند. یعنی، مردمی را می سازد که فقط به خاطر تشویق کار انجام می دهند. این مردمی را می سازد که به مشوق ها معتاد هستند. یعنی، مردمی را می سازد که فقط به خاطر تشویق کار انجام می دهند.
حالا نکته قابل توجه در این باره این است که روانشناس ها 30 سال است که این را می دانند. حالا نکته قابل توجه در این باره این است که روانشناس ها 30 سال است که این را می دانند. حالا نکته قابل توجه در این باره این است که روانشناس ها 30 سال است که این را می دانند. روانشناس ها 30 سال است کهاز عواقب منفی تشویقی کردن همه چیز خبر دارند. روانشناس ها 30 سال است کهاز عواقب منفی تشویقی کردن همه چیز خبر دارند. روانشناس ها 30 سال است کهاز عواقب منفی تشویقی کردن همه چیز خبر دارند. ما می دانیم که اگر به بچه ها بابت کشیدن نقاشی پاداش بدهید، آنها دیگر به نقاشی کشیدن اهمیت نمی دهند ما می دانیم که اگر به بچه ها بابت کشیدن نقاشی پاداش بدهید، آنها دیگر به نقاشی کشیدن اهمیت نمی دهند و فقط به پاداش اهمیت می دهند. اگر به بچه ها بابت کتاب خوانی پاداش بدهید، آنها دیگر به آنچه در درون کتاب است، اهمیت نمی دهند اگر به بچه ها بابت کتاب خوانی پاداش بدهید، آنها دیگر به آنچه در درون کتاب است، اهمیت نمی دهند و فقط به میزان طولانی بودن آنها اهمیت می دهند. اگر به معلمان بابت نمرۀ بچه ها پاداش بدهید، آنها دیگر به آموزش اهمیت نمی دهند و فقط به آماده سازی برای آزمون اهمیت می دهند. اگر به معلمان بابت نمرۀ بچه ها پاداش بدهید، آنها دیگر به آموزش اهمیت نمی دهند و فقط به آماده سازی برای آزمون اهمیت می دهند. اگر به معلمان بابت نمرۀ بچه ها پاداش بدهید، آنها دیگر به آموزش اهمیت نمی دهند و فقط به آماده سازی برای آزمون اهمیت می دهند. اگر به دکترها بابت بیشتر بودن پرونده های درمانی پاداش بدهید -- که سیستم فعلی به این صورت است-- آنان بیشتر انجام می دهند. اگر به دکترها بابت بیشتر بودن پرونده های درمانی پاداش بدهید -- که سیستم فعلی به این صورت است-- آنان بیشتر انجام می دهند. اگر به دکترها بابت بیشتر بودن پرونده های درمانی پاداش بدهید -- که سیستم فعلی به این صورت است-- آنان بیشتر انجام می دهند. اگر برعکس به دکتر ها بابت پرونده های کمتر، پاداش بدهید آنان کمتر انجام می دهند. اگر برعکس به دکتر ها بابت پرونده های کمتر، پاداش بدهید آنان کمتر انجام می دهند. آنچه ما می خواهیم، البته، دکترهایی هستند که به تعداد مناسب پرونده تحت نظر داشته باشند. آنچه ما می خواهیم، البته، دکترهایی هستند که به تعداد مناسب پرونده تحت نظر داشته باشند. و این تعداد مناسب را به خاطر دلیل درست انجام دهند.-- یعنی، رفاه حال بیمارانشان را تامین کنند. و این تعداد مناسب را به خاطر دلیل درست انجام دهند.-- یعنی، رفاه حال بیمارانشان را تامین کنند. روانشناس ها چندین دهه است که این را می دانند و وقت این رسیده که سیاستگذاران روانشناس ها چندین دهه است که این را می دانند و وقت این رسیده که سیاستگذاران کمی شروع به توجه و گوش کردن به روانشناس ها کنند. به جای اقتصاددانان. و اجباری به حفظ وضع موجود نیست. کمی شروع به توجه و گوش کردن به روانشناس ها کنند. به جای اقتصاددانان. و اجباری به حفظ وضع موجود نیست. کمی شروع به توجه و گوش کردن به روانشناس ها کنند. به جای اقتصاددانان. و اجباری به حفظ وضع موجود نیست.
کمی شروع به توجه و گوش کردن به روانشناس ها کنند. به جای اقتصاددانان. و اجباری به حفظ وضع موجود نیست. ما فکر می کنیم، من و " کن"، که دلایل واقعی برای امید وجود دارد. ما یک گروه از مردم را در تمام این فعالیت ها، شناسایی می کنیم که آنان را "یاغی های هوشمند" صدا می کنیم. ما یک گروه از مردم را در تمام این فعالیت ها، شناسایی می کنیم که آنان را "یاغی های هوشمند" صدا می کنیم. ما یک گروه از مردم را در تمام این فعالیت ها، شناسایی می کنیم که آنان را "یاغی های هوشمند" صدا می کنیم. آنان افرادی هستند که در حالی که مجبور شده اند در سیستمی عمل کنند که از آنان پیروی از قوانین را می طلبد، آنان افرادی هستند که در حالی که مجبور شده اند در سیستمی عمل کنند که از آنان پیروی از قوانین را می طلبد، آنان افرادی هستند که در حالی که مجبور شده اند در سیستمی عمل کنند که از آنان پیروی از قوانین را می طلبد، و مشوق تهیه می کند، با این حال راهی در پیرامون قوانین پیدا می کنند راهی برای بر هم زدن قوانین پیدا می کنند. و مشوق تهیه می کند، با این حال راهی در پیرامون قوانین پیدا می کنند راهی برای بر هم زدن قوانین پیدا می کنند. و مشوق تهیه می کند، با این حال راهی در پیرامون قوانین پیدا می کنند راهی برای بر هم زدن قوانین پیدا می کنند. معلمانی که باید طبق متن هایی تدریس کنند و می دانند که اگر این متن ها ‌را تدریس کنند،بچه ها یاد نخواهند گرفت. معلمانی که باید طبق متن هایی تدریس کنند و می دانند که اگر این متن ها ‌را تدریس کنند،بچه ها یاد نخواهند گرفت. پس طبق متن ها تدریس می کنند ولی متن ها را با دوبرابر سرعت تدریس می کنند و زمان اضافه را ذخیره می کنند پس طبق متن ها تدریس می کنند ولی متن ها را با دوبرابر سرعت تدریس می کنند و زمان اضافه را ذخیره می کنند پس طبق متن ها تدریس می کنند ولی متن ها را با دوبرابر سرعت تدریس می کنند و زمان اضافه را ذخیره می کنند و در طی آن به روشی که می دانند موثر است، تدریس می کنند. بنابراین آنان قهرمانهای عادی و روزمره هستند، و در طی آن به روشی که می دانند موثر است، تدریس می کنند. بنابراین آنان قهرمانهای عادی و روزمره هستند، و در طی آن به روشی که می دانند موثر است، تدریس می کنند. بنابراین آنان قهرمانهای عادی و روزمره هستند، و بسیار قابل تحسین، ولی امکان ندارد در مواجه با یک سیستم به این کار ادامه دهند و بسیار قابل تحسین، ولی امکان ندارد در مواجه با یک سیستم به این کار ادامه دهند و بسیار قابل تحسین، ولی امکان ندارد در مواجه با یک سیستم به این کار ادامه دهند سیستمی که یا آنان را ریشه کن می کند یا آنان را خُرد می کند. پس "یاغی های هوشمند" بهتر از هیچی هستند، سیستمی که یا آنان را ریشه کن می کند یا آنان را خُرد می کند. پس "یاغی های هوشمند" بهتر از هیچی هستند،
سیستمی که یا آنان را ریشه کن می کند یا آنان را خُرد می کند. پس "یاغی های هوشمند" بهتر از هیچی هستند، اما تصورش سخت است که هر یاغی هوشمندی برای مدت زمان نامعلومی این کار را ادامه دهد. اما تصورش سخت است که هر یاغی هوشمندی برای مدت زمان نامعلومی این کار را ادامه دهد. امیدوارکننده تر افرادی هستند که ما " تغییردهندۀ سیستم" می نامیم. امیدوارکننده تر افرادی هستند که ما " تغییردهندۀ سیستم" می نامیم. افرادی هستند که نه تنها می خواهند به قوانین و مقررات سیستم تن در ندهند، بلکه می خواهند سیستم را دگرگون کنند. افرادی هستند که نه تنها می خواهند به قوانین و مقررات سیستم تن در ندهند، بلکه می خواهند سیستم را دگرگون کنند. افرادی هستند که نه تنها می خواهند به قوانین و مقررات سیستم تن در ندهند، بلکه می خواهند سیستم را دگرگون کنند. و ما دربارۀ چندتا از آنان صحبت می کنیم. یک نمونۀ مشخص قاضی ای به نام " رابرت راسل" است. و ما دربارۀ چندتا از آنان صحبت می کنیم. یک نمونۀ مشخص قاضی ای به نام " رابرت راسل" است. و ما دربارۀ چندتا از آنان صحبت می کنیم. یک نمونۀ مشخص قاضی ای به نام " رابرت راسل" است. و یک روز او با پروندۀ " گری پتنگیل" روبرو بود. و یک روز او با پروندۀ " گری پتنگیل" روبرو بود. " پتنگیل" یک عضو سابق ارتش 23 ساله بود که قبلا برنامه داشت تمام زندگی شغلی اش ارتشی باشد، " پتنگیل" یک عضو سابق ارتش 23 ساله بود که قبلا برنامه داشت تمام زندگی شغلی اش ارتشی باشد، ولی بعد او در "عراق" از ناحیۀ کمر به شدت آسیب دید، و این مجبورش کرد تا معافیت پزشکی بگیرد. ولی بعد او در "عراق" از ناحیۀ کمر به شدت آسیب دید، و این مجبورش کرد تا معافیت پزشکی بگیرد. او ازدواج کرده بود و بچۀ سوم اش در راه بود. او علاوه بر ناراحتی کمر از "پی تی اس دی" (اختلال استرس پس از ضربه عاطفی) و کابوس های مکرر هم رنج می برد. او علاوه بر ناراحتی کمر از "پی تی اس دی" (اختلال استرس پس از ضربه عاطفی) و کابوس های مکرر هم رنج می برد. و شروع به مصرف "ماریجوانا" کرده بود. برای تسکین بعضی از نشانۀهای بیماری. و شروع به مصرف "ماریجوانا" کرده بود. برای تسکین بعضی از نشانۀهای بیماری. او به خاطر کمرش تنها قادر به کارِ پاره وقت بود، و بنابراین قادر نبود به اندازۀ کافی پول در بیاورد تا غذا سر میز بگذارد و از خانواده اش نگهداری کند. و بنابراین قادر نبود به اندازۀ کافی پول در بیاورد تا غذا سر میز بگذارد و از خانواده اش نگهداری کند. پس شروع به فروش ماریجوانا کرده بود. او در یک عملیات پاکسازی مواد، دستگیر شده بود. پس شروع به فروش ماریجوانا کرده بود. او در یک عملیات پاکسازی مواد، دستگیر شده بود. خانواده اش از آپارتمان بیرون انداخته شدند و سیستم رفاهی تهدید به گرفتن بچه هایش می کرد. خانواده اش از آپارتمان بیرون انداخته شدند و سیستم رفاهی تهدید به گرفتن بچه هایش می کرد. خانواده اش از آپارتمان بیرون انداخته شدند و سیستم رفاهی تهدید به گرفتن بچه هایش می کرد.
در روال عادی احکام قضایی قاضی " راسل" چاره ای نداشت در روال عادی احکام قضایی قاضی " راسل" چاره ای نداشت جز اینکه " پتنگیل" را به عنوان یک مواد فروش به حبس طولانی مدت محکوم کند. جز اینکه " پتنگیل" را به عنوان یک مواد فروش به حبس طولانی مدت محکوم کند. ولی قاضی "راسل" گزینۀ دیگری هم داشت به این دلیل که او در دادگاه ویژه بود. ولی قاضی "راسل" گزینۀ دیگری هم داشت به این دلیل که او در دادگاه ویژه بود. او در دادگاه ویژۀ اعضای سابق ارتش بود --که اولین از نوع خودش در " ایالات متحده" بود. او در دادگاه ویژۀ اعضای سابق ارتش بود --که اولین از نوع خودش در " ایالات متحده" بود. او در دادگاه ویژۀ اعضای سابق ارتش بود --که اولین از نوع خودش در " ایالات متحده" بود. و خودِ قاضی "راسل" دادگاه ویژه را درست کرده بود. این دادگاه، ویژۀ آن دسته از اعضای سابق ارتش بود که قانون شکنی کرده بودند. و خودِ قاضی "راسل" دادگاه ویژه را درست کرده بود. این دادگاه، ویژۀ آن دسته از اعضای سابق ارتش بود که قانون شکنی کرده بودند. و خودِ قاضی "راسل" دادگاه ویژه را درست کرده بود. این دادگاه، ویژۀ آن دسته از اعضای سابق ارتش بود که قانون شکنی کرده بودند. و علت اصلی تشکیل آن، این بود که قانون احکام قضایی و علت اصلی تشکیل آن، این بود که.. قانون احکام قضایی داوری را از قضاوت قاضی ها حذف کرده بود. و علت اصلی تشکیل آن، این بود که.. قانون احکام قضایی داوری را از قضاوت قاضی ها حذف کرده بود. هیچ کس نمی خواهد مجرم های نرم خو-- و به خصوص مجرم های نرم خویی که قبلا چکمه پوش بوده اند-- به زندان انداخته شوند. هیچ کس نمی خواهد مجرم های نرم خو-- و به خصوص مجرم های نرم خویی که قبلا چکمه پوش بوده اند-- به زندان انداخته شوند. هیچ کس نمی خواهد مجرم های نرم خو-- و به خصوص مجرم های نرم خویی که قبلا چکمه پوش بوده اند-- به زندان انداخته شوند. آنان می خواستند برای مشکل تکرار جرم در سیستم عدالت کیفری، کاری انجام دهند. آنان می خواستند برای مشکل تکرار جرم در سیستم عدالت کیفری، کاری انجام دهند. و کاری که دادگاه ویژه می کرد این بود که با هر مجرم به عنوان یک فرد خاص برخورد می کرد، و کاری که دادگاه ویژه می کرد این بود که با هر مجرم به عنوان یک فرد خاص برخورد می کرد، سعی می کرد که مشکلات آنان را ببیند و مجازات ها را با جرم آنان متناسب کند سعی می کرد که مشکلات آنان را ببیند و مجازات ها را با جرم آنان متناسب کند به نحوی که به آنان در بازسازی خودشان کمک می کرد، و آنان را بعد از صدور حکم به حال خود رها نمی کرد. به نحوی که به آنان در بازسازی خودشان کمک می کرد، و آنان را بعد از صدور حکم به حال خود رها نمی کرد. با آنان می ماند، حال آنان را پیگیری می کرد، و مطمئن می شد که آنان برنامه ای را که به طور مشترک سازمان یافته، دقیقا دنبال می کنند. با آنان می ماند، حال آنان را پیگیری می کرد، و مطمئن می شد که آنان برنامه ای را که به طور مشترک سازمان یافته، دقیقا دنبال می کنند. با آنان می ماند، حال آنان را پیگیری می کرد، و مطمئن می شد که آنان برنامه ای را که به طور مشترک سازمان یافته، دقیقا دنبال می کنند. تا آنان را از سختی ها عبور دهد. الان 22 شهر مثل این دادگاه های ویژه را دارند. چرا این راه حل رایج شد؟
تا آنان را از سختی ها عبور دهد. الان 22 شهر مثل این دادگاه های ویژه را دارند. چرا این راه حل رایج شد؟ تا آنان را از سختی ها عبور دهد. الان 22 شهر مثل این دادگاه های ویژه را دارند. چرا این راه حل رایج شد؟ تا آنان را از سختی ها عبور دهد. الان 22 شهر مثل این دادگاه های ویژه را دارند. چرا این راه حل رایج شد؟ خب، یک دلیل این است كه قاضی "راسل" تا فوریه امسال 108 ارتشی بازنشسته در دادگاه ویژه اش داشته است خب، یک دلیل این است كه قاضی "راسل" تا فوریه امسال 108 ارتشی بازنشسته در دادگاه ویژه اش داشته است خب، یک دلیل این است كه قاضی "راسل" تا فوریه امسال 108 ارتشی بازنشسته در دادگاه ویژه اش داشته است خب، یک دلیل این است كه قاضی "راسل" تا فوریه امسال 108 ارتشی بازنشسته در دادگاه ویژه اش داشته است خب، یک دلیل این است كه قاضی "راسل" تا فوریه امسال 108 ارتشی بازنشسته در دادگاه ویژه اش داشته است و حدس بزنید چند نفر از 108 مورد دوباره مرتکب جرم شدند. هیچکدام. هچکدام. و حدس بزنید چند نفر از 108 مورد دوباره مرتکب جرم شدند. هیچکدام. هچکدام. و حدس بزنید چند نفر از 108 مورد دوباره مرتکب جرم شدند. هیچکدام. هچکدام. و حدس بزنید چند نفر از 108 مورد دوباره مرتکب جرم شدند. هیچکدام. هچکدام. و حدس بزنید چند نفر از 108 مورد دوباره مرتکب جرم شدند. هیچکدام. هچکدام. هر کسی مجذوب چنین سیستم عدالت کیفری با چنین دستاوردی می شود. هر کسی مجذوب چنین سیستم عدالت کیفری با چنین دستاوردی می شود. هر کسی مجذوب چنین سیستم عدالت کیفری با چنین دستاوردی می شود. پس یک "تغییردهندۀ سیستم" هست و به نظر می رسد کارش همه گیر باشد.
یک فرد بانکی یک بانک انتفاعی را احداث کرد که بانکی ها را تشویق می کرد -- می دانم باورش سخت است -- یک فرد بانکی یک بانک انتفاعی را احداث کرد که بانکی ها را تشویق می کرد -- می دانم باورش سخت است -- یک فرد بانکی یک بانک انتفاعی را احداث کرد که بانکی ها را تشویق می کرد -- می دانم باورش سخت است -- بانکی هایی را که آنجا کار می کردند تشویق می کرد به کمک کردن به مشتری های کم درآمد. بانکی هایی را که آنجا کار می کردند تشویق می کرد به کمک کردن به مشتری های کم درآمد. این بانک به تامین بودجه برای بازسازی جامعه ای کمک کرد که در غیر این صورت درحال مرگ بود. این بانک به تامین بودجه برای بازسازی جامعه ای کمک کرد که در غیر این صورت درحال مرگ بود. اگر چه بر اساس استانداردها، وام دادن به آن متقاضیان وام، پر خطر بود. اما نرخ دیرکرد در پرداخت بی نهایت پایین بود. بانک سود آور بود. بانکی ها در کنار وام گیرنده ها می ماندند. اما نرخ دیرکرد در پرداخت بی نهایت پایین بود. بانک سود آور بود. بانکی ها در کنار وام گیرنده ها می ماندند. اما نرخ دیرکرد در پرداخت بی نهایت پایین بود. بانک سود آور بود. بانکی ها در کنار وام گیرنده ها می ماندند. آنان مستقیما وام نمی دادند یا وام جای دیگر را نمی فروختند. آنان بهرۀ وام ها را پرداخت می کردند. آنان مستقیما وام نمی دادند یا وام جای دیگر را نمی فروختند. آنان بهرۀ وام ها را پرداخت می کردند. مطمئن می شدند که وام گیرنده ها در پرداخت قسط ها تاخیر نمی کنند. مطمئن می شدند که وام گیرنده ها در پرداخت قسط ها تاخیر نمی کنند. بانکداری همیشه به این صورت که ما الان در روزنامه ها می خوانیم نبوده است. بانکداری همیشه به این صورت که ما الان در روزنامه ها می خوانیم نبوده است. حتی "گلدمن ساکس" ( موسسه بانکداری سرمایه گذاری و اوراق بهادار) زمانی به مشتریانش خدمت رسانی می کرد زمانی به مشتریانش خدمت رسانی می کرد قبل از اینکه به موسسه ای تبدیل شود که تنها به خودش خدمت برساند. زمانی به مشتریانش خدمت رسانی می کرد قبل از اینکه به موسسه ای تبدیل شود که تنها به خودش خدمت برساند. زمانی به مشتریانش خدمت رسانی می کرد قبل از اینکه به موسسه ای تبدیل شود که تنها به خودش خدمت برساند. بانکداری همیشه به این صورت نبوده، و لزومی هم ندارد که به این صورت باشد. بانکداری همیشه به این صورت نبوده، و لزومی هم ندارد که به این صورت باشد.
همچنین نمونه هایی شبیه این در پزشکی هم وجود دارد -- دکترها در " هاروارد" همچنین نمونه هایی شبیه این در پزشکی هم وجود دارد -- دکترها در " هاروارد" در تلاش هستند نحوۀ تدریس پزشکی را دگرگون کنند تا افراد دچار نوعی زوال اخلاقی نشوند و احساس همدلی را از دست ندهند. در تلاش هستند نحوۀ تدریس پزشکی را دگرگون کنند تا افراد دچار نوعی زوال اخلاقی نشوند و احساس همدلی را از دست ندهند. در تلاش هستند نحوۀ تدریس پزشکی را دگرگون کنند تا افراد دچار نوعی زوال اخلاقی نشوند و احساس همدلی را از دست ندهند. چیزی که در بیشتر دانشجویان پزشکی در طول مدت آموزشی، بارز است. چیزی که در بیشتر دانشجویان پزشکی در طول مدت آموزشی، بارز است. و آنان با اختصاص دادن بیماران برای یک سال کامل به هر دانشجویان سال سوم، به این هدف می رسند. و آنان با اختصاص دادن بیماران برای یک سال کامل به هر دانشجویان سال سوم، به این هدف می رسند. در نتیجه بیماران یک سری عضو نیستند، و بیماری و مرض نیستند آنان مردم هستند، مردمی که جان دارند. در نتیجه بیماران یک سری عضو نیستند، و بیماری و مرض نیستند آنان مردم هستند، مردمی که جان دارند. در نتیجه بیماران یک سری عضو نیستند، و بیماری و مرض نیستند آنان مردم هستند، مردمی که جان دارند. و برای اینکه دکتری کارآمد باشی باید مردمی را مداوا کنی که جان دارند نه صرفاً بیماری. و برای اینکه دکتری کارآمد باشی باید مردمی را مداوا کنی که جان دارند نه صرفاً بیماری. علاوه بر این در راهنمایی یک دانشجو توسط دانشجوی دیگر رفت و برگشت های زیادی وجود دارد علاوه بر این در راهنمایی یک دانشجو توسط دانشجوی دیگر رفت و برگشت های زیادی وجود دارد راهنمایی تمام دانشجویان توسط دکترها و نتیجه نسلی از دکترها است که واقعا برای مردم تحت درمان وقت می گذارند. راهنمایی تمام دانشجویان توسط دکترها و نتیجه نسلی از دکترها است که واقعا برای مردم تحت درمان وقت می گذارند. راهنمایی تمام دانشجویان توسط دکترها و نتیجه نسلی از دکترها است که واقعا برای مردم تحت درمان وقت می گذارند. خواهیم دید.
بنابراین نمونه های بسیاری از این دست برای صحبت وجود دارند. هرکدام نشان می دهند که ساخت و پرورش صفات برجسته و پای بند نگه داشتنِ یک حرفه به رسالت حقیقی اش، امکان دارد -- هرکدام نشان می دهند که ساخت و پرورش صفات برجسته و پای بند نگه داشتنِ یک حرفه به رسالت حقیقی اش، امکان دارد -- هرکدام نشان می دهند که ساخت و پرورش صفات برجسته و پای بند نگه داشتنِ یک حرفه به رسالت حقیقی اش، امکان دارد -- هرکدام نشان می دهند که ساخت و پرورش صفات برجسته و پای بند نگه داشتنِ یک حرفه به رسالت حقیقی اش، امکان دارد -- چیزی که ارسطو غایت حقیقی می نامید. و "کن" و من باور داریم که این همان چیزی است که افراد متخصص می خواهند. چیزی که ارسطو غایت حقیقی می نامید. و "کن" و من باور داریم که این همان چیزی است که افراد متخصص می خواهند. چیزی که ارسطو غایت حقیقی می نامید. و "کن" و من باور داریم که این همان چیزی است که افراد متخصص می خواهند. مردم می خواهند که اجازه داده شود بافضیلت باشند. آنان می خواهند که اجازه داشته باشند، کار درست را انجام دهند. مردم می خواهند که اجازه داده شود بافضیلت باشند. آنان می خواهند که اجازه داشته باشند، کار درست را انجام دهند. مردم می خواهند که اجازه داده شود بافضیلت باشند. آنان می خواهند که اجازه داشته باشند، کار درست را انجام دهند. آنان دوست ندارند احساس کنند هر روز وقتی از سر کار بر می گردند، برای شستن لکه های وجدان از روی خود آنان دوست ندارند احساس کنند هر روز وقتی از سر کار بر می گردند، برای شستن لکه های وجدان از روی خود آنان دوست ندارند احساس کنند هر روز وقتی از سر کار بر می گردند، برای شستن لکه های وجدان از روی خود نیاز به دوش گرفتن دارند.
" ارسطو" فکر می کرد خرد عملی کلید خوشبختی است، و حق با اوست. " ارسطو" فکر می کرد خرد عملی کلید خوشبختی است، و حق با اوست. " ارسطو" فکر می کرد خرد عملی کلید خوشبختی است، و حق با اوست. تحقیقات زیادی در روانشناسی انجام شده در زمینۀ آنچه باعث خوشحالی مردم می شود تحقیقات زیادی در روانشناسی انجام شده در زمینۀ آنچه باعث خوشحالی مردم می شود و دو چیز در تمام تحقیقات به وضوح مشخص است -- می دانم ممکن است باعث تعجب شما شود -- و دو چیز در تمام تحقیقات به وضوح مشخص است -- می دانم ممکن است باعث تعجب شما شود -- دو چیزی که بیشتر از همه در احساس خوشبختی موثر هستند عشق و کار هستند عشق: مدیریت موفق آمیز دو چیزی که بیشتر از همه در احساس خوشبختی موثر هستند عشق و کار هستند عشق: مدیریت موفق آمیز دو چیزی که بیشتر از همه در احساس خوشبختی موثر هستند عشق و کار هستند عشق: مدیریت موفق آمیز ارتباطات با افرادی که از همه به شما نزدیکتر هستند و ارتباطات با جامعه ای که شما جزئی از آن هستید. ارتباطات با افرادی که از همه به شما نزدیکتر هستند و ارتباطات با جامعه ای که شما جزئی از آن هستید. کار: درگیر بودن در فعالیت هایی که ارزشمند و ارضا کننده هستند. کار: درگیر بودن در فعالیت هایی که ارزشمند و ارضا کننده هستند. اگر شما این را دارید، یعنی ارتباط نزدیک و خوب با دیگران کاری که ارزشمند و ارضا کننده است، اگر شما این را دارید، یعنی ارتباط نزدیک و خوب با دیگران کاری که ارزشمند و ارضا کننده است، شما چندان به چیز دیگری نیاز ندارید.
خب، برای خوب عشق ورزیدن و خوب کار کردن شما نیاز به خِرد دارید. خب، برای خوب عشق ورزیدن و خوب کار کردن شما نیاز به خِرد دارید. قوانین و مشوق ها به شما نشان نمی دهند چطور دوستی خوب، چطور والدینی خوب، چطور همسری خوب، قوانین و مشوق ها به شما نشان نمی دهند چطور دوستی خوب، چطور والدینی خوب، چطور همسری خوب، قوانین و مشوق ها به شما نشان نمی دهند چطور دوستی خوب، چطور والدینی خوب، چطور همسری خوب، یا چطور دکتری خوب یا وکیلی خوب یا معلمی خوب، باشید. یا چطور دکتری خوب یا وکیلی خوب یا معلمی خوب، باشید. قوانین و مشوق ها جانشین خِرد نیستند. در واقع، ما استدلال می کنیم، هیچ جانشینی برای خِرد وجود ندارد. قوانین و مشوق ها جانشین خِرد نیستند. در واقع، ما استدلال می کنیم، هیچ جانشینی برای خِرد وجود ندارد. قوانین و مشوق ها جانشین خِرد نیستند. در واقع، ما استدلال می کنیم، هیچ جانشینی برای خِرد وجود ندارد. قوانین و مشوق ها جانشین خِرد نیستند. در واقع، ما استدلال می کنیم، هیچ جانشینی برای خِرد وجود ندارد. و در نتیجه خرد عملی از خودگذشتگی دلاورانه از طرف افراد متخصص نیاز ندارد. و در نتیجه خرد عملی از خودگذشتگی دلاورانه از طرف افراد متخصص نیاز ندارد. و در نتیجه خرد عملی از خودگذشتگی دلاورانه از طرف افراد متخصص نیاز ندارد. و در نتیجه خرد عملی از خودگذشتگی دلاورانه از طرف افراد متخصص نیاز ندارد. همراه با خواست و توانایی انجام کار درست -- انجام درست کار به ارادۀ دیگران -- خرد عملی به ما همراه با خواست و توانایی انجام کار درست -- انجام درست کار به ارادۀ دیگران -- خرد عملی به ما همراه با خواست و توانایی انجام کار درست -- انجام درست کار به ارادۀ دیگران -- خرد عملی به ما خواست و توانایی انجام درست کار به ارادۀ خودمان را نیز داده است. خواست و توانایی انجام درست کار به ارادۀ خودمان را نیز داده است.

بوم کسب و کار

سلام و درود امشب بعد از قریب  شانزده سال تصمیم به ارائه مطلب نمودم شاید که موثر و مثمر ثمر گردد

کسب‌و‌کار‌ها برای مدیریت فرایندهای خود نیاز به ابزارهایی دارند که یکی از آن‌ها بوم مدل کسب و کار است، طراحی این بوم برای رشد و پیشرفت یک کسب و کار بسیار مهم بوده و با آن می‌توانید عوامل موثر در کسب و کارتان را کنترل و مدیریت کنید

برای به ثمر نشاندن ایده‌های بزرگ یا راه‌اندازی یک کسب و کار نیاز به یک نقشه راهنما و یک برنامه‌ی جامع دارید تا بتوانید راه پر مشکل به ثمر نشستن کسب و کار را طی کنید، برای شروع کسب و کار باید همه جوانب را سنجیده تا بتوانید در کارتان پیشرفت کنید، مثلا در اول راه بهتر است شرکا و نوع مشتریان خود را تعیین کنید تا بتوانید برای به دست آوردن رضایت آنها برنامه ریزی کنید.

 

بوم کسب‌و‌کار (Business Canvas) از 9 بخش اصلی تشکیل شده که هر کدام از این قسمت‌ها، ویژگی و عناصری را توصیف کرده و فعالیت‌هایی عوامل کسب و کار باید انجام دهند را مشخص می‌کند، مثلا چطور محصولات را تولید کنند، از چه طریقی به مشتریان ارائه کنند یا اینکه درآمدزایی چطور انجام می‌شود.

 

می‌دانیم که خدمات شرکت‌های مختلف یکسان نیست، مثلا ارتباط با مشتری و منابع مالی شرکت‌ها متفاوت بوده و به همین دلیل نمی‌توان برای هر نوع کسب و کار یک بوم یکسان طراحی کرد، مثلا کسب‌‌وکارهای اینترنتی که با تجارت الکترونیک سروکار دارند، بوم متفاوتی نسبت به یک کسب‌و‌کار سنتی خواهند داشت، نمونه‌ای از بوم مدل کسب‌و‌کار را در تصویر زیر مشاهده می‌کنید:

کسب‌و‌کار‌ها برای مدیریت فرایندهای خود نیاز به ابزارهایی دارند که یکی از آن‌ها بوم مدل کسب و کار است، طراحی این بوم برای رشد و پیشرفت یک کسب و کار بسیار مهم بوده و با آن می‌توانید عوامل موثر در کسب و کارتان را کنترل و مدیریت کنید

برای به ثمر نشاندن ایده‌های بزرگ یا راه‌اندازی یک کسب و کار نیاز به یک نقشه راهنما و یک برنامه‌ی جامع دارید تا بتوانید راه پر مشکل به ثمر نشستن کسب و کار را طی کنید، برای شروع کسب و کار باید همه جوانب را سنجیده تا بتوانید در کارتان پیشرفت کنید، مثلا در اول راه بهتر است شرکا و نوع مشتریان خود را تعیین کنید تا بتوانید برای به دست آوردن رضایت آنها برنامه ریزی کنید.

بوم کسب‌و‌کار (Business Canvas) از 9 بخش اصلی تشکیل شده که هر کدام از این قسمت‌ها، ویژگی و عناصری را توصیف کرده و فعالیت‌هایی عوامل کسب و کار باید انجام دهند را مشخص می‌کند، مثلا چطور محصولات را تولید کنند، از چه طریقی به مشتریان ارائه کنند یا اینکه درآمدزایی چطور انجام می‌شود.

می‌دانیم که خدمات شرکت‌های مختلف یکسان نیست، مثلا ارتباط با مشتری و منابع مالی شرکت‌ها متفاوت بوده و به همین دلیل نمی‌توان برای هر نوع کسب و کار یک بوم یکسان طراحی کرد، مثلا کسب‌‌وکارهای اینترنتی که با تجارت الکترونیک سروکار دارند، بوم متفاوتی نسبت به یک کسب‌و‌کار سنتی خواهند داشت، نمونه‌ای از بوم مدل کسب‌و‌کار را در تصویر زیر مشاهده می‌کنید:

نمونه‌ی بوم مدل کسب و کار

قط چهارچوب کلی بوم‌های کسب‌و‌کار یکسان است و از 9 بخش مختلف تشکیل شده، ارزش واقعی این بوم وقتی مشخص می‌شود که در واقعیت اجرا شود، مهم‌ترین عواملی که در موفقیت یا شکست یک کسب‌و‌کار نقش دارد، عبارتند از:

  • نحوه پیدا کردن مشتری
  • نحوه ارتباط با مشتری
  • منابع مالی کسب‌و‌کار
  • نحوه جذب و دریافت پول

تمام موارد بالا، به‌همراه برخی از پارامترهای مهم دیگر در بوم کسب‌و‌کار وجود دارد و افراد قبل از راه‌اندازی یک بیزینس جدید، حتما باید پاسخ‌های مناسبی برای آن‌ها داشته و برنامه‌ریزی کرده باشند.

مزیت‌های بوم مدل کسب‌و‌کار

با استفاده از یک بوم کسب و کار می‌توانید این عوامل اساسی را برای پیشرفت کار خود مشخص کنید، اگر خودتان سرمایه‌گذار کسب و کارتان نباشید با ایجاد یک بوم کسب‌و‌کار می‌توانید نظر سرمایه داران را به خود جذب کرده و آنها را به سوی شرکت خود بکشانید، با اینکار قادر خواهید بود برای مشتریان شفاف‌سازی کنید که چگونه کار می‌کنید.

همانطور که می‌دانید برای سرمایه‌گذاران بسیار مهم است که از سرمایه‌ی خودشان سود کنند، شما این فرصت را دارید تا از طریق ایجاد یک بوم کسب‌و‌کار مناسب، این موضوع را به آن‌ها ثابت کنید، همچنین با ایجاد بیزینس مدل و بوم کسب‌و‌کار می‌توانید روی تمام عناصر شرکت کنترل داشته و آن‌ها را به دقت بسنجید.

اجزای بوم مدل کسب و کار

اجزای بوم مدل کسب‌و‌کار معمولا دارای 9 قسمت است که در سه بخش اصلی: برای مشتری، برای کسب‌و‌کار و ارزش‌آفرینی تقسیم می‌شوند:

  • بازار هدف یا مشتریان (Customer Segments)
  • ارزش پیشنهادی (Value Proposition)
  • کانال‌های توزیع (Channels)
  • ارتباط و تعامل با مشتری (Customer Relationships)
  • جریان‌های درآمدی (Revenue Streams)
  • شرکای تجاری کسب‌و‌کار (Partners)
  • منابع کلیدی (Resources)
  • ساختار هزینه (Cost Structure)
  • فعالیت‌های اصلی (Activities)

همانطور که پیش‌تر هم گفتیم برای داشتن یک کسب‌و‌کار موفق، باید بتوانید پاسخ‌های مناسبی برای تمام عوامل بالا داشته باشید، در ادامه این ۹ عامل را بیشتر مورد بررسی قرار داده و با آن‌ها آشنا می‌شویم.

بازار هدف یا مشتریان (Customer Segments)

بازار هدف همان افرادی هستند که قرار است مشتری خدمات یا کالای شما شوند، مثلا مشتریانی که به کسب‌و‌کار شما می‌آیند قصد دارند کیف و کفش بخرند و رفع نیاز کنند. برای پیدا کردن مشتریان خود باید به سوالات کلیدی زیر پاسخ دهید تا بتوانید راحت‌تر آن‌ها را پیدا کنید:

  • مشتری من چه کسی است؟
  • مشتری چه حسی به کالای من دارد؟
  • انتظارات مشتری از کالا یا خدمات من چیست؟

باید بدانید که دقیقا چه بخشی از بازار را هدف‌گیری کرده‌اید؟ حتی باید بدانید چه کسانی مشتری شما نیستند و در آینده نیز نخواهند بود.

ارزش پیشنهادی (Value Proposition)

برای اینکه انواع مشتریان شما راضی باشند باید خدمات یا محصولات مختلفی تولید کرده و برای رقابت با شرکت‌های دیگر ارزش بالاتری برای مشتریان ایجاد کنید، مثلا عناصری مثل تازه بودن خدمات یا محصولات می‌تواند یکی از عوامل موفقیت شما باشد، دیگر ارزش‌هایی که می‌توان از آن نام برد عبارت‌اند از:

  • برند کردن محصولات
  • کاهش هزینه‌ها
  • امنیت بیشتر خرید
  • راحتی و آسایش بیشتر
  • سفارشی کردن محصولات

به‌یاد داشته باشید در دنیای امروز، رقابت سنگینی بین کسب‌و‌کارها وجود دارد، اگر می‌خواهید یک بیزینس موفق داشته باشید لازم است با خلق ارزش مشتریان خود را حفظ کرده و مشتریان جدید پیدا کنید، چه ارزشی برای مشتری خود ایجاد می‌کنید؟ چرا مشتری باید به شما هزینه بپردازد؟

کانال‌های توزیع (Channels)

هر نوع کسب‌و‌کار نیاز به راه‌های ارتباطی با مشتریان دارد مثلا می‌تواند به صورت مستقیم خدمات یا محصولات خود را عرضه کند یا از طریق شریکان تجاری‌اش به مشتریان عرضه نماید، برای اینکه راحت‌تر بتوانید این قسمت را متوجه شوید جواب چند سوال زیر را در آن قسمت بنویسید.

  • مشتری برای خرید باید به مغازه مراجعه کند یا وبسایت؟
  • شما چگونه محصولات یا خدماتتان را به مشتری ارائه می‌کنید؟
  • مشتری از چه راهی می‌تواند از شما خرید کند؟

در این بخش باید بدانید مشتریان چگونه می‌توانند با شما در ارتباط باشند، چگونه به شما بازخورد می‌دهند و شما چطور آن‌ها را از محصولات یا خدمات جدید خود آگاه می‌کنید؟

ارتباط و تعامل با مشتری (Customer Relationships)

ارتباط و تعامل با مشتریان یکی از مهم‌ترین عامل پیشرفت یک کسب‌و‌کار به شمار می‌رود، برای ایجاد مشتریان ثابت تعامل با مشتری بسیار مهم است و اگر با روش‌های مناسب با مشتریان ارتباط داشته باشید می‌توانید سود بسیار خوبی از اینکار کسب کنید، مثلا برای تعامل با مشتری می‌توانید راه‌کارهای زیر را در پیش بگیرید:

  • خدمات ویژه برای مشتریان وفادار
  • قرعه کشی برای مشتریان
  • باشگاه مشتریان و برنامه‌های ویژه
  • به‌کارگیری سیستم گیمیفیکیشن

به‌طور کلی این بخش می‌تواند نشان‌دهنده‌ی روابط عمومی شما با مشتری باشد، شبکه‌های اجتماعی و سایر راه‌های ارتباطی نیز می‌توانند در این دسته‌بندی بگنجند، اینکه آیا فرایندهای ارتباطی با مشتری به صورت خودکار انجام می‌شود؟ آیا شما به عنوان فروشنده در انتخاب‌های مشتری به او کمک می‌کنید؟

جریان‌های درآمدی (Revenue Streams)

درآمد می‌تواند از چندین راه مختلف به دست آید، درآمد اکثر کسب‌و‌کار‌های امروزی که در زمینه‌ی تجارت الکترونیکی فعال هستند معمولا از طریق یک سایت یا اپلیکیشن است، این چند سوال می‌تواند برای تکمیل این قسمت برای شما مفید باشد:

  • از چه کسانی پول را دریافت می‌کنید؟
  • از چه روش ایجاد درآمدزایی استفاده می‌کنید؟
  • آیا مشتری و مصرف‌کننده در کار شما یکسان هستند؟

روش‌های درآمدزایی خلاقانه و متفاوتی برای کسب درآمد وجود دارد، به عنوان مثال دریافت حق اشتراک، فروش محصول یا خدمت، تبلیغات، واسطه‌گری و…

شرکای تجاری کسب‌و‌کار (Partners)

شریکان کسانی هستند که در جریان درآمدی شما نقش دارند و هم می‌توانند سرمایه گذار باشند یا یک واسطه برای پیشرفت کسب و کار شما، مثلا شما کسب‌و‌کاری مثل مغازه‌ی کفش‌فروشی دارید و می‌خواهید کارتان را توسعه دهید، برای اینکار یک وبسایت ایحاد می‌کنید و مبلغی را به شرکت سازنده‌ی وبسایت می‌دهید تا محصولات شما به صورت اینترنتی برای مشتریان در دسترس قرار دهد.

در اینجا شرکت سازنده‌ی وبسایت یک شریک محسوب می‌شود، برای اینکه راحت‌تر بتوانید شریکان خود را بشناسید این سوال را جواب دهید که چه افراد یا شرکت هایی برای توسعه کسب‌و‌کارتان با شما همکاری می‌کنند؟ این افراد می‌توانند شامل تبلیغ‌کنندگان، سرمایه‌گذاران و سایر افرادی باشند که به هر نحوی در کسب‌و‌کارتان شریک‌اند.


تولدی دیگر

داستان کوتاه برگرفته از یکی ازمجلات

چند وقت پیش باپدرومادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بودوهم چندتا میز گذاشته بودبرای مشتریها.افرادزیادی اونجانبودن 3نفرمابودیم بایه زن وشوهرجوان ویه پیرزن وپیرمردکه 60-70سالشون بود،ماغذامون روسفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا 35 ساله اومدتورستوران یه چند دقیقه ای گذشته بودکه اون جوانه گوشیش زنگ خورد.البته من بااینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رونشنیدم.بگذریم شروع کردباصدای بلند صحبت کردن وبعدازاینکه صحبتس تمام شد روکرد به همۀ ماهاوباخوشحالی گفت که خدابعداز8سال یه بچه بهشون داده وهمینطورکه داشت ازخوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق داررستوران وگفت این چند نفرمشتریتون مهمان من هستن میخوام شیرینیه بچم روبهشون بدم ، به همهشون باقالی پلوباماهیچه بده، خوب ماهمه گی باتعجب وخوشحالی داشتیم بهش نگاه می کردیم که من ازروی صند لیم بلند شدم ورفتم طرفش اول بوسش کردم وبهش تبریک گفتم وبعد بهش گفتم ما قبلا غذامون روسفارش دادیم ومزاهم شما نمیشیم ،اما بلاخره بااسرارزیادپول غذای ماواون زن وشوهر جوان واون پیرمرد وپیرزن روحساب کرد وبا غذای خودش که سفارش داده بود ازرستوران خارج شد،،خب این جریان تااینجاش معمولی وزیبابود.اما اوجایی خیلی تعجب کردم که دیشب بادوستام رفتیم سینما که توی صف برای گرفتن بلیط ایستاده بودیم ،ناگهان همان پسر جوان رودیدم که بایه دختربچه4-5ساله ایستاده بود توی صف بلیط،،ازدوستانم جداشدم ویه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شئم وبازهم باتعجب دیدم که دختره داره اونو بابا خطاب میکنه،،

دیگه داشتم ازکنجکاوی میمردمدلزدم به دریا رفتم ازپشت زدم روکتفش ،،به محض اینکه برگشت من روشناخت،یه ذره رنگ وروش پرید .اول باهم سلام وعلیک کردیم بعد من باطعنه بهش گفتم ما شاالله از2-3هفته پیش بچه تون بدنیا اومده وبزرگ شده،،همینطورکه داشتم صحبت می کردم پرید توی حرفم وگفت داداش اون جریان یه دروغ بود،یه دروغ شیرین مه خودم می دونم وخدای خودم،،

دیگه باهزار خواهش وتمناگفت،،،اون روزوقتی وارد رستوران شدم دستام کثیف بود وقبل ازهرکاری رفتم دستام روشستم،،همینطورکه داشتم دستامومیشستم صدای اون پیرمردوپیرزن روشنیدم البته اونا نمیتونستن منوببینن که دارن باخنده باهم صحبت می کنند ،پیرزن گفت کاشکی می شد کمی ولخرجی کنی امروزیه باقالی پلوبا ماهیچه بحوریم،،الان یه سال میشه که ماهیچه نخوردیم،،پیرمرده درخوابش گفت ،ببین اومدی نسازیها قرارشد بریم رستوران ویه سوپ بخوریم وبرگردیم خونه اینم فقط بخاطراینکه حوصلتسررفته بود.من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمی تونم بخاطر اینکه18هزارتومان بیشترتاسربرج برامون نمونده،،من توحال وهوای خودم نبودم همینطورآب بازبودوداشت هدر می رفت ، تمامبدنم سرد شده بود احساس کردم دارم می میرم،،روکردم به آسمون وگفتم خدایاشکرت فقط کمکم کن. بعداومدم بیرون یه جوری فیلم بازی کردم که اون پیره زنه بتونه یه باقالی پلو باماهیچه بخوده همین،، ازش پرسیدم که چرادیگه پول غذای بقیه رودادی ماها که دیگه احتیاج نداشتیم.گفت داداشمی ، پول غذای شما که سهل بود من حاضرم دنیای خودم وبچم روبدم ولی آبروی یه انسان رو تحقیر نکنم،،اینوگفت ورفت.یادم نمیاد که باهاش خداحفظی کرم یانه ولی یادمه که چند ساعت روی جدول نشسته بودم وبه درودیوار بگاه می کردم ومبهوت بودم،واقعا راسته که خداازروح خودش توبدن انسان دمیده.

باز هم سلام

سلام عزیزترین من خوبی خداجون؟باز دل شکسته اومدم سراغت میدونم منو میبینی اما نه

اونقدر ایمانم قویه که هر چی پیش اومد بگم خدا خواسته نه میتونم اونقدر ازت دور بشم که

هر کاری دلم بخواد بکنم دلم نازکه وزود میشکنه اما راست گفتن که آدما رو با نقطه

ضعفاشون امتحان میکنی هرکی از راه میاد دلمو میشکنه راستی چرا خدا؟؟؟چرا این قدر دلم

گرفته؟؟؟مگه چیز زیادی ازت خواسته بودم مگه به جز نزدیکی به خودت چیز دیگه ای ازت

خواستم؟یعنی اونقدر بی لیاقتم که نخواستی دوستم باشی که نخواستی عزیز دلم

باشی؟؟؟دلم یه دنیا پره ازهمه ازتو از اونی که... ازخودم از دوستام تنها امیدم تو زندگی تو و

خانواده گلمه خدایا شکرت برا پدر و مادر نازنینی که دارم با اینکه ازشون دورم اما اگه تمام

دنیام دلمو بشکنن بازم دلخوشیم اونا ومحبتشونه مرسی خدا برا بهترین چیزی که بهم دادی

خیلی حرف زدم خدا جون ببخش دیگه دلتنگیه و...

زلذییلیل

بب

سلام

سلام به تموم بندگان خدا خیلی وقت بود وبلاگ را رها کرده بودم امشب یعنی سحری دلم گرفته , خواب به چشمام نمیاد یاد و حسرت وقتهای از دست رفته از انصراف دکتری از .......

هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد تو او را خراب
 
کردی،به هر که و هرچه دل بستم تو دلم را شکستی،عشق هر کسی را
 
که به دل گرفتم ،تو قرار از من گرفتی،هر جا خواستم دل مضطرب و
 
دردمندم  را آرامش دهم در سایه ی امیدی،و به خاطر آرزویی برای دلم
 
امنیتی به وجود آورم تو یکباره همه را بر هم زدی و در طوفان های
 
وحشتزای حوادث رهایم کردی تا هیچ آرزویی در دل نپرورم  و هیچ
 
وقت خبری نداشته باشم  و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود
 
احساس نکنم...تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به
 
جز تو آرزویی نداشته باشم و جز تو به کسی امید نبندم و جز در سایه
 
ی توکل به تو،آرامش و امنیت احساس نکنم....

خدایا شکرت...خدایا بازم شکرت..........!!!!





آرامش ذهن از ناپلئون هیل


من ناپلئون هیل هستم. احتمالاً مي‌دانید که کتاب‌های زیادی دربارۀ موفقیت شخصی و راه‌های ثروتمند شدن نوشته‌ام. اینک مي‌خواهم یکی از خاطرات زندگی‌ام را برایتان تعریف کنم؛ اتفاق به ظاهر دردناکی که درس‌های زیادی در خود داشت.

در جوانی زندگی فقیرانه‌ای داشتم. شاید همین زندگی فقیرانه باعث شده بود در آرزوی داشتن خانه مجلل و اتومبیل‌های گران قیمت و زمین‌های چند هزار متری و سایر چیزهایی باشم که همه آدم‌ها، آنها را علامت ثروت مي‌دانند. فکر مي‌کردم اگر کسی پول داشته باشد باید آن را به نمایش بگذارد!

کتاب‌هایم خوب به فروش مي‌رفتند و به عنوان یک مدرس، شهرتی برای خودم دست و پا کرده بودم. وضع مالی‌ام خوب بود. حتی وقتی به فکرم رسید یک اتومبیل رولزرویس بخرم. چیزی نگذشت که صاحب دو رولزرویس شدم و چندی بعد خانه بسیار بزرگی در شمال نیویورک خریدم که در نظرم، داشتن آن خانه، نشان از موفقیتم داشت.

به زودی در خانه بزرگ من، خدمه مشغول به کار شدند. تصمیم داشتم در آن قصر میهمانی‌های بزرگ ترتیب دهم. حتی یک بار برای صرف شام دعوت عام کردم، تصورم این بود که حدود صد مهمان به خانه‌ام خواهند آمد اما بیش از سه هزار نفر آمدند و بزرگراهی که منتهی به خانه من مي‌شد از هر طرف به اندازۀ دو مایل مملو از اتومبیل شد! در ساختمان مخصوص مهمانان مي‌توانستم چهل نفر را جای دهم و به ندرت اتفاق مي‌افتاد که اتاقی خالی از مهمان باشد...تا آن که بحران بزرگ سال 1929 فرارسید و من همه اموالم را از دست دادم و ورشکست شدم!

سه تا از دوستانم که مجموعه ثروت‌شان کمتر از رقمي‌ بود که من از دست داده بودم علاوه بر ورشکستگی مالی، خودشان هم در هم شکستند! یکی از آنها در وال استریت خودش را از یک ساختمان بزرگ پایین انداخت و جان داد، دیگری گلوله‌ای به مغز خود شلیک کرد و جسد سومي ‌را شش هفته بعد از آن که خودش را به رودخانه ‌هادسون انداخته بود، پیدا کردند!

مي‌دانید تفاوت عمده آنها با من در چه بود؟ آنها به این اصل بزرگ اعتقاد نداشتند که هر بدبیاری و سختی، با خود بذرهایی به همان اندازه (یا حتی بیشتر) از سودمندی حمل مي‌کنند. من به این اصل اعقتاد داشتم، پس همه علم و دانش خود را در جهت رسیدن به درآمد به کار گرفتم و مجدداً ثروتمند شدم، منتها این بار، ثروتمندی‌ام منهای تظاهر و خودنمایی بود، و این همان درسی بود که باید مي‌گرفتم. بارها از خودم پرسیدم ثروتی که از آن صرفاً برای تظاهر و تفاخر استفاده شود چه سودی دارد؟ تظاهر و تفاخر، بی‌آنکه خودم بدانم آرامش را از من سلب مي‌کرد با این همه نتوانسته بودم آنها را از خود دور کنم.

بعدها فهمیدم وقتی اندرو کارنگی از ثروت عظیم خود برای ساختن کتابخانه‌های مجانی بهره گرفت توانست احساس آرامش کند. حتی هنری فورد که در مورد خرج کردن پولش بسیار سختگیر بود وقتی به این نتیجه رسید که مي‌تواند کسانی را پیدا کند که شایسته به کار انداختن و افزایش سرمایه او هستند به رضایت خاطر مشابهی دست یافت.

رضایت خاطر و آرامش من وقتی شکل گرفت که تصمیم گرفتم به جای مهمانی شام و دعوت‌های عام، خدمت دیگری به مردم ارائه دهم. به همین دلیل کتاب‌های بیشتری نوشتم و فروشندگان بیشتری را آموزش دادم. ثروت و دارایی من اطلاعات و دانشم بود که آن را با بشریت سهیم شدم و وقتی حدود هفت ميليارد نفر کتابهایم را خواندند، بالاخره احساس آرامش کردم. نمایش حقیقی ثروت به جز سهیم شدن آن با دیگران نیست.

تهیه و تنظیم: پريچهر پويان(ركسانا خوشابي)

تقدیم به صدرا پسر کشور بزرگ ایران

پسرک از پدر بزرگش پرسید : پدر بزرگ درباره چه می نویسی ؟ پدربزرگ پاسخ داد :درباره تو پسرم ، اما مهمتر از آنچه می نویسم ، مدادی است که با آن می نویسم . می خواهم وقتی بزرگ شدی ، تو هم مثل این مداد بشوی ! پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام ! پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی ، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری ، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی : صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی ، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند . اسم این دست خداست ، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد . صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر ) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی ، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی . صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه ، از پاک کن استفاده کنیم . بدان که تصحیح یک کار خطا ، کار بدی نیست ، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری ، مهم است . صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است . پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است. و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد . بدان هر کار در زندگی ات می کنی ، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی ، هشیار باشی و بدانی چه می کنی .

تقدیم به استادم در ....

درخواب نازبودم شبی

دیدم کسی درمیزند

درراگشودم روی او

دیدم غم است درمیزند

ای دوست بی وفا

ازغم بیاموزوفا

غم باان همه بیگانگی

هرشب به من سرمیزند..

امروز هم گذشت یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن

هنوز از این روزهای وحشتناک باقی مونده …

تنهای تنها میون این همه آدم سخته.

دلم میگیره وقتی بهش فکر میکنم

وقتی نگاه می کنم وتا فرسنگها کسی را پشت و پناهم نمی بینم

خسته شدم از این همه لبخند زورکی از این همه بهونه الکی

ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم

سرفه نمی کردم ونمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم

اونوقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه تو چشمم نبود

خسته ام از جواب دادن های دروغکی از اینکه به دروغ بخندمو اعلام رضایت بکنم تا کسی نفهمه روزگارم عالیه برای سوختن برای نابودی

من به اینا کار ندارم دلم واسه تو تنگ شده .

تقدیم به استاد

دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگام
آخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوام

دلم بهم میگفت تورو میشه یه جور دیگه خواست
آخه فقط قلب توئه که با من اینقدر سر به راست

از تو دلگیرم که نیستی کنارم .. من دارم می‌میرم تو کجایی من باز بی قرارم
میدونی جز تو کسی رو ندارم .. باورم نمیشه اینقدر آسون رفتی از کنارم

خدا را شاکرم

از خدای مهربان ممنونم که در اولین همایش تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه آزاد یزد در بخش آسیبهای ورزشی و بیومکانیکی مقاله من بعنوان پوستر برتر انتخاب گردید هر چند این مقاله برای ترم اول کار شناسی ارشد و در درس آسیب شناسی پیشرفته بود .از دوستم علیرضا بهجتی ممنونم که مرا در تهیه این مقاله همراهی و یاری نمود.و این نشان را تقدیم میکنم به استادم که عاشقشم. 

یاد استاد

امروز دوباره دلم برای استادم ,یارم تنگ شده نمیدونم کجاست ولی از خدا میخوام خدا یارو یاور خودش و خونوادش باشه

بسم الله الرحمن الرحیم

ارزش واقعی انسان به چیست؟
 
(این کلام از جناب علامه جعفری نقل به مضمون است)
علامه محمد تقی جعفری (رحمه­الله­ علیه) می­فرمودند:عده­ ای از جامعه­ شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».برای سنجش ارزش خیلی از موجودات معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها در چیست.هر کدام از جامعه شناس­ها صحبت­ هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.بعد گفتند: وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد.کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست.علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناس­ها صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه­السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه­ی چیزی است که دوست می­دارد».وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .حضرت علامه در ادامه می­فرمودند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است! اینجاست که ارزش «ثار الله» معلوم می­ شود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است.

مدير کيست و مدیریت چیست؟


بعضی ها در محیط کار مدیر هستند و بعضی ها در خانه. بعضی ها میز مدیریتی دارند و بعضی ها جایگاه آن. بعضی ها مدیر هستند و بعضی ها مدبر. بعضی ها پیپ مدیریتی دارند و بعضی ها تیپ آن. بعضی ها مدیر هستند و منشی دارند و بعضی ها تنها مدیر هستند و در اصل تنها منشی اند. بعضی ها مدیر هستند و ماشین مدیران را دارند و بعضی ها در اصل تنها ماشین هستند و ماشین مدیران را میرانند. بعضی ها رنگ مدیریت دارند و بعضی ها طعم آن. بعضی ها خدادادی مدیر هستند و بعضی ها مادرزادی، یعنی تنها به واسطه پدرشان با بستگانشان. بعضی ها حکم مدیریت شان از جنس کاغذ و امضاء مافوق است و بعضی ها از جنس عمل و کارکرد و تجربه شان. بعضی ها در گزارش ماهانه تنظیم شده توسط خود، مدیر موفق هستند و بعضی ها در عملکرد تنظیم شده مافوق و زیردستان خود. بعضی ها تنها مدیر هستند و بس و بعضی ها مدیر هستند و یک دنیا ارزش. بعضی ها امضایشان چند روزی اعتبار دارد و بعضی ها عملکردشان یک عمر. بعضی ها یاد خود را با خود می برند و بعضی ها خود می روند و اما نام و یادشان می ماند. بعضی ها عشق مدیریت دارند و بعضی ها مدیر عاشق هستند. بعضی ها بر نام سازمان مدیریت می کنند و بعضی ها مدرک مدیریت دارند و بعضی ها درک مدیریت.
راستی؛ انصافاً جایگاه من و شما و ما، در کجاست؟
▪ مدیریت چیست؟!شاید شنیده باشید یا خوانده باشید و یا باور داشته باشید که می گویند؛ مدیریت هم علم است و هم هنر. یعنی هم آگاهی و هم تجربه. هم اکتسابی و هم ذاتی. هم توانائی و هم عشق.
مدیریت؛ حکومت بر سازمان نیست، بلکه نشستن بر قلبهای کارکنان سازمان است. سازمان؛ یک اداره و کارخانه نیست، بلکه مجموعه ای است که در آن سهیم هستیم و روزگار را سپری می نمائیم. مجموعه؛ یک سری افراد با ویژگیهای مختلف، با عنوان همکار نیست، بلکه همراهانی هستند که با آنها روز را شب و شب را روز می کنیم.
برای مدیر شدن، نباید به دنبال کتابفروشی و کتاب و مدرس و دفتر تمرین بود. بلکه باید به دنبال واقعیت و واقعیت بینی و واقعیت پذیری و بیان واقعیت بود. برای مدیر شدن نباید به دنبال رشته مدیریت در دانشگاه مدیریت بود، بلکه باید به دنبال ریشه حقایق در بطن مسائل بود. برای مدیر شدن نباید به دنبال آرزو و آشنا و وابستگی به دوستان بود، بلکه باید به دنبال موقعیتها واکنشها، عملها و عکس العملها بود. راستی؛ تغییر روز به شب و شب به روز، برای ما یک عادت شده است یا امیدی برای یک تحول. آیا به سخن مولا علی فکر کرده ایم که می فرمایند: وای به حال آنکه امروزش مانند دیروزش باشد. پس وای به ما و حال ما که اگر در انتظار موقعیتها بمانیم و تنها منتظران شانس باشیم.
مجله موفقیت

شش سیگما

استراتژی تحولی شش سیگما ، سیستمی است كه موجب توسعه و گسترش متدهای مدیریتی، آماری و نهایتا حل مشکلات شده و به شرکت  امکان جهش و تحول را مي‌دهد.

 

قابلیتهای بهبود:

احراز كيفيت برتر و افزایش قابلیت اعتماد در محصولات تولید شده و مونتاژ شده نیازمند چارچوبی است كه به قابلیتهای سازمان در زمينه‌هاي مدیریت، کاربرد اطلاعات و تکنولوژی يكپارچگي ببخشد. براي استفاده از اطلاعات، وجود يك سری ابزارهای آماری كه بتوان به وسیله آنها عملکرد فرآیندها و تولیدات را بهينه نمود، بسیار ضروری است. در دنياي رقابتی امروز، كيفيت خوب يك ویژگی تجملاتي نيست بلکه از دیدگاه هر دوي توليدكنندگان و مصرف كنندگان يك نیاز بنیادی است.

صرف نظر از تعريفهاي متعدد كيفيت، يك سري ويژگيهاي مشترك جهاني براي آن درنظر گرفته شده است كه عبارتند از : عملكرد دقيق، حداقل تغيير و كمترين هزينه.

دانشمندان و مهندسيني كه به طور عمومي و كلي با مسائل برخورد مي كنند علاقمند به مورد اول، آمارگران، متمايل به مورد دوم و مديران تجاري دوستار مورد سوم مي باشند. بديهي است فرآيند و يا محصولي موفق است كه برخوردار از همه موارد فوق باشد.

شش سیگما فلسفه بهبود مستمر است و به سمت "عالي شدن در همه كارها" پيش مي رود. شش سیگما  سيستمي است كه تعيين مي كند كجا قرار گرفتيم، دوست داريم كجا باشيم، چگونه به آن مقصد مي رسيم و چگونه در طول راه پيشرفت مي كنيم.

شش سیگما  يك ابزار است كه براي ميزان سازي دقيق ماشين فرآيند به كار مي رود و اينكار را از طريق مشتري‌مداري، بهبود مستمر و درگير كردن و مشاركت همه اعضا در داخل و خارج سازمان انجام مي دهد.

در مبحث شش سیگما  ، 3 حوزه اصلي وجود دارد: حوزه اول "فلسفه" است كه طريقه حركت، چشم انداز و جهت حركت سازمان را تعيين مي كند. حوزه دوم "مقياس" است كه به سازمان اين امكان را مي دهد تا به طور دقيق نحوه عملكرد فرآيندها را مشخص كند. حوزه سوم نيز "روش شناسي" است. روش شناسي يك فرآيند سيستماتيك است كه موجب شناسايي، تبيين، اندازه‌گيري، تحليل، توسعه و استاندارد شدن يك فرآيند مي شود.

هر چه تعداد شش سیگما ها بيشتر باشد ميزان خطا كمتر است. هر چه تغييرات كوچكتر باشند هزینه کمتر است. بهترين سازمانها حدود 3 يا 4 سيگما بكار مي گيرند كه اين تعداد، احتمال بروز خطا در يك ميليون واحد را به 6200 عدد مي رساند. به طور عملي تعداد خطاها مي تواند تا 4/3 واحد در هر يك ميليون واحد كاهش پيدا كند و اين به معني ميليون ها دلار صرفه‌جويي است.

شش سیگما  يك رويكرد تحولي مديريتي است كه باعث ارتقا و بهبود كيفيت مي شود. شش سیگما  يك استاندارد جهاني است كه علاوه بر تامين نياز مشتريان باعث توسعه و پيشرفت كاركنان در لايه‌هاي جديد مي شود و اين به منزله يك مسئوليت براي نيروهاي انساني است نه فقط يك فرصت.

نيروهاي انساني نيازمند افزايش ارزش عملكردهاي خود مي باشند كه اين كار را با ايفاي يك نقش كليدي و پياده‌سازي شش سیگما  در سازمان خود انجام مي دهند.

 

شش سیگما  واقعاً چيست؟

به طور ساده مي توان گفت، شش سیگما  متدي است كه بر اساس داده (data) هدايت مي شود و هدف  آن دستيابي به كيفيت برتر است. چيزي كه شش سیگما  را از ساير اصول كيفيت متمايز مي كند اين است كه پيش گبري قبل از وقوع اشتباهات. به طور ويژه مي توان گفت شش سیگما  يك تلاش نظم يافته است كه فرآيندهاي تكرار شوند سازمان را در بخشهاي طراحي محصولات، عملكرد تامين كنندگان، سرويسهاي خدماتي و … از نزديك مورد سنجش قرار مي دهد.

شش سیگما  يك متد آماري است كه نيازهاي مشتري را به صورت وظايف جداگانه تعريف كرده و ضمنا يك سري ويژگي هاي بهينه در صورتيكه بين آنها عملكردهاي فيمابين وجود داشته باشد، برايشان در نظر مي گيرد. همانطور كه از شواهد پيداست، گامهايي كه براي نيل به اين هدف برداشته مي شود تاثير بسيار عميق به روي كيفيت محصولات، عملكرد سرويسهاي مشتريان و پيشرفتهاي حرفه‌أي پرسنل خواهد گذاشت.

شش سیگما  به دليل تاكيد عميق بر روي تحليلهاي آماري، مقياسهاي ارزيابي طراحي، توليد محصول و فعاليتهاي متمركز در حيطه مشتري گرايي، قادر است احتمال بروز خطا در محصولات و سرويسها را به ميزان بي سابقه‌أي كاهش دهد. شش سیگما  حاصل پيوند سيستمهاي اجتماعي و فني است.

عوامل انساني با بهره‌گيري از مزاياي پيشرفتهاي تكنولوژيكي، سرانجام نظامي بر اساس اين واقعيت ايجاد خواهد كرد كه براي حفظ بقا در دنياي رقابت آميز امروز، وجود كيفيت بسيار بالا با صرف هزينه بسيار اندك، فوق العاده ضروري است. شش سیگما  در واقع نقشه جاده بقا و موفقيت است.

براي اجراي شش سیگما  در سازمان ابتدا بايد تيمهايي تشكيل شود. نقشي كه هر يك از اعضاي تيم ايفا خواهند نمود تعيين كننده نوع و سطح آموزشي است كه دريافت مي كنند.به عنوان مثال اعضاي كليدي اين تيمها توسط متخصصين خارج از سازمان به عنوان رهبر گروه  آموزش مي بينند.

 علاوه بر اين تيمها، گروههاي حمايت كننده نيز تشكيل مي شود كه تعداد زيادي از اعضاي آن تمام وقت خود را صرف اجراي هر يك از اين پروژه‌ها مي كنند.

 زماينكه تصميم مي گيريد يك فرآيند را اصلاح كنيد بايد بهترين روش را براي اجراي آن اتخاذ كنيد. به همين منظور بايد بهترين نوع تيم انتخاب شود. اما اين تيم الزاماً بايد  (Action process team) APT باشد؟

قهرمانان - مرشدان - كمربند مشكي ها و كمربند سبزها تيمهاي مذكور را به صورت مرتبط با يكديگر در سرتاسر سازمان هدايت مي كنند. نقش مرشدان هدايت استراتژي كسب و كار - حمايت و راهنمايي است. وظيفه كمربند مشكي ها پياده‌سازي، هدايت و نتيجه‌گيري از پروژه تيمهاي شش سیگما  است. نقش كمربند سبزها هم اين است كه با بكارگيري مهارتهاي فني خود در شش سیگما  در مورد موضوعات روز درون سازماني با تيم همكاري مي كنند و اين فرصتي براي بهبود است.

جلسات تعاملي، در طول چندين هفته برگزار مي شود. (اين جلسات فقط مختص متخصصين فني و يا مديريتي است نه همه كمربند سبزها) . كمربند سبزها كساني هستند كه جلسه را با موفقيت گذرانده و براي بكارگيري ابزارهاي بهبود و توسعه آموزش ديده‌اند. پس از سپري شدن نخستين هفته، پروژه‌ها انتخاب شده و آموزش ديدگان موظف به بكارگيري و اجراي مباحثي مي شوند كه در طول دوره آموخته‌اند. پس از پايان هر برنامه نيز نتايجي را كه از اين جلسات گرفته‌اند، ارائه مي دهند. كسانيكه اين جلسات را با موفقيت پشت سر گذاشته و پروژه‌ها را اجرا مي كنند، گواهينامه "كمربند مشكي" دريافت مي كنند. اين افراد مسئول اجراي شش سیگما در واحد كسب و كار خود شده و تيمهاي مذكور را هدايت و رهبري مي كنند، علاوه بر اين مديران را نيز در جهت اولويت دادن به امور، برنامه‌ريزي و اجراي پروژه‌ها، ارشاد و هدايت مي كنند. از ديگر وظايف اين گروه بكارگيري، آموزش و توزيع ابزارها و متدهاي لازم براي كمربند سبزها و اعضاي تيمها مي باشد.

تنها تعدادي از اين افراد به سومين سطح كه بالاترين لايه نيز مي باشد راه پيدا كرده و اصطلاحاً "استاد كمربند مشكي " مي شوند. البته قبل از دريافت گواهينامه مذكور موظف به هدايت چندين تيم و پروژه مي گردند. "استاد كمربند مشكي " ها در واقع كارشناس اجراي شش سیگما  و تئوري آن مي باشند بايد فرآيندها را آموزش دهند. اين افراد متخصصين كيفيت در روش شناسي و بكارگيري ابزار بهبود در همه سطوح سازمان مي باشند. ضمناً فرآيند يكپارچه‌سازي شش سیگما  با استراتژي كسب و كار سازمان و برنامه‌هاي عملياتي آن را نيز رهبري مي كنند.

تسهيلات و امكاناتي كه شش سیگما  در بخشهاي بهبود كيفيت، كاهش هزينه، جلب رضايت مشتري و حفظ وفاداري و پيشرفت كاركنان ايجاد مي كند بسيار وسيع است. از طرفي براي تبديل قابليتهاي بالقوه شش سیگما  به صورت بالفعل بايد زمان كافي، استعداد، سرمايه‌گذاري هاي درست و … به اينكار اختصاص داده شود. اجراي شش سیگما  نيازمند تمركز بسيار و كار تيمي قوي است.

يادي از استاد و مديري مدبر

سلام امشب بياد استاد مهربانم فالي از ديوان حضرت حافظ گرفتم .استاد مهربانم دلم برات تنگ شده
ادامه نوشته

تشكر از سنسي حسن

از سنسي حسن ممنونم كه زحمت خبرهاي كاراته و رزمي وبلاگ را ميكشه فقط يك نكته قابل ذكر است كه تست آمادگي جسماني مربوط به تيم كميته جمهوري اسلامي ميباشد و نه كاتا كه كاتا قبلأ انجام شده است در ضمن بنا به دلايل متقن و با يك نامه كتبي انصراف و خداحافظي خودم را اعلام نموده‌ام و اميدوارم تمام تيمهاي اين مرز و بوم موفق باشند بخصوص رزمي كاران پرتوان و كم هزينه و بدون منت.

کاراته کاهای ملی پوش تست دادند نفرات تیم ملی کاراته کشورمان جهت حضور قدرتمند در رقابت های بین المللی تست آمادگی جسمانی دادند. به گزارش روابط عمومی آکادمی ملی المپیک وپارالمپیک، 17 نفر از کاراته کاهای منتخب سوپر لیگ کشور که به اردوی تیم ملی دعوت شدند، صبح امروز زیر نظر کارشناسان مرکز سنجش آکادمی به تست های آمادگی جسمانی پرداختند. گفتنی است که اعضای این تیم از روز سه شنبه مرحله جدید اردوی خود را آغاز می کنند تا خود را جهت حضور در مسابقات آسیایی که در اوایل مرداد برگزا ر می شود آماده کنند. شایان ذکر است حضور عبداللهي منش كاتا كار با تجربه در اين تست قابل توجه بود كه نشان داد هنوز دود از كنده بلند ميشود و نمره خوبي هم گرفت . محمد بهرامی سرمربی ،شهرام هروی مربی و حسین کوهی به عنوان مربی بدنساز ، کادر فنی این تیم را تشکیل می دهند. اردوی آمادگی این تیم تا چند روز آینده در مجموعه کبکانیان دنبال خواهد شد و اعضای این تیم تا آغاز رقابتهای خود در این اردوها شرکت خواهند کرد . لازم به ذکر است که اسامی تعداد12 نفر از این افراد پس از رقابت های انتخابی دردو بخش کمیته تیمی و انفرادی برای رقابت های آینده اعلام خواهد شد.
ادامه نوشته

شك بي‌مورد

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده است .
شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.
متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ می کند ...
آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود !
اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد !!!
زنش آن را جابه جا کرده بود...
مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت :
و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند...! 

شايد

  • خيلی وقته کتاب حافظم گم شده . توی اتاق درهم و بر هم من ( مخصوصاً اين روزا ) شتر با بارش گم می شه چه برسه به يه کتاب کوچيک و آروم !
  • روزهام همه شبيه هم شدن ٬ هيچ فرقی بين من و ديوار های صورتی اتاقم نيست هر دوتامون پر از سکونيم و دل مردگی ...

     این چه حکمتیه که اگرم بخوایی نمی تونی بدیها رو از یاد ببری ؟ این چه حکمتیه که همیشه عمر بدیها تو ذهن آدم بیشتر از خوبیهاست ؟

     خستم ...

     داغونم ....

     بی رمقم ....

     تهی ام تهی ....

     1 بغض تو گلومه که داره خفم می کنه .... 1كاراته باز زشت و بدترکیب هم جلومه و زل زده تو چشمام که نه می تونم غورتش بدم نه می تونم تحملش کنم ... چند روزه قلبم درد می کنه و همون سکوت همیشگی نمی زاره که بگم جماعت آدمهایی که من براتون شاید سر سوزنی مهم باشم ، قلبم درد می کنه ؛ درد می کنه از این همه نامردی ، درد  می کنه از این همه تنهایی ...

     تو این دنیا به کی باید اعتماد کرد ؟؟؟

    خستم ....

    از خودم ... از همه ادما .... از همه دنیا .... امیدوارم برای صدمین بار این توانو پیدا کنم که بلند شم ....

     کسی بین شما پیدا می شه که زانوشو به من قرض بده که من دستمو بزارم روشو بلند شم ؟؟؟؟ کسی هست ؟؟؟

                                 

  • یه حسی دارم..ازش خوشم اومده

    به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته ، آهسته تر

             از صداي بال پروانه ها به او بگوييد دوستش دارم با

             صدايي بلند ، بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق

             به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي، چون فرياد

            دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد فرياد

            دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان

            رساند پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم

     مي‌خواهم با تو از انتظار بگويم!

  • انتظار كمي باران،‌از اين همه برف، از اين همه سرد خسته شده‌ام...

                 يك آغوش گرم،‌بي سرما مي‌خواهم!

    مي‌خواهم با تو از رنگ بگويم!

    از اين همه سفيد، از اين همه سياه،‌از اين همه يكرنگي خسته شده‌ام...

    دلم كمي رنگين كمان مي خواهد...

  •   دفتر عشق که بسته شد  دیدم منم تموم شدم

                               خونم حلال  ولی بدون به پای تو حروم شدم

                            اونی که عاشق شده بود   بدجوری تو کار تو موند

                                   برای فاتح دلت  حالا باید فاتحه خوند

                                   تموم وسعته دلو به نام تو سند زدم

                                  غرور لعنتی می گفت بازی عشقو بلدم

                                                از تو گله نمی کنم از دست قلبم شاکی ام

                                 چرا گذشتم از خودم چرا غرق تاریکی ام

                              دوست ندارم چشمهای من  فردا به آفتاب وا بشه

                                چه خوب می شه  تصمیم تو آخر ماجرا بشه

                                    دست و دلت نلرزه   بزن تیر خلاصو

                                از اون که عاشقت بود  بشنو این التماسو

    پاسخ به آرين

    با سلام در مورد كودكان از بدو تولد ماساژ را ميتوان آغاز كرد و حتي براي رشد كودك بسيار كارساز و مناسب ميباشد از حضرت رسول نقل قول است كه اگر ديديد كه انسان مرده‌اي با ماساژ زنده شد شك نكنيد.

    ماساژ پا

    با ماساژ دادن پا به بدن خود کمک کنید
    ماساژ درمانی فوائد فراوانی برای بدن دارد از جمله : کاهش استرس , پائین آوردن فشار خون , آرامش بخشیدن به عضلات , کاهش سردرد و بسیاری فوائد دیگر . همه می توانند از فوائد ماساژ درمانی بهره مند شوند ! از نوزادان گریان گرفته تا زنان حامله و تا کسانی که دچار سختی مفاصل هستند.در هنگام استراحت پاها را ماساژ دهید . این کار به افزایش جریان خون و کاهش ورم پاها کمک می کند و خستگی پا را از بین می برد .
    برای انجام ماساژ پاها ، روی یک صندلی کوتاه بنشینید و ، تمام قسمت های کف پا ، رویه پا ، پاشنه پا و انگشتان پا را به آرامی ماساژ دهید .



    دست را مشت کنید و با برجستگی انگشتان ، کف پا را به صورت چرخشی ماساژ دهید .
    با دو دست پا را بگیرید و با حرکت چرخشی انگشتان ، رویه پا را ماساژ دهید .
    با کاهش خستگی پاها ، از خستگی کل بدن جلوگیری کنیم .
    پاشنه پا را با دست گرفته و به صورت چرخشی حرکت دهید .
    به آرامی انگشت شست دست را ، از مچ پا تا روی هر یک از انگشتان پا بکشید .
    پا را با دو دست بگیرید و به سمت کف و رویه پا فشار دهید . مثل حالتی که می خواهید تکه ای نان خشک را از وسط بشکنید .
    هر یک از انگشتان پا را به ملایمت بکشید و بچرخانید .
    در پایان پا را بین دو دست نگهدارید .
    ـ توجه :
    در صورت بروز برآمدگی های گوشتی و میخچه در پا ، از دست کاری آنها خودداری کرده و برای درمان به پزشک مراجعه کنید . این برآمدگی ها ، به علت فشار کفش ایجاد می شوند . حتی پس از درمان میخچه توسط پزشک چنانچه کفش شما مناسب نباشد دوباره میخچه ایجاد خواهد شد .بنابراین بهترین کا ر انتخاب کفش مناسب است . گاهی تغییراتی که در پاها ایجاد می شود به دلیل سایر بیماریهاست . بعنوان مثال ورم پاها ، زخمی که خودبخود بوجود آمده و یا زخمی که خوب نمی شود ، می تواند نشانه بیماری در سایر نقاط بدن باشد . پس در صورت مشاهده این تغییرات به پزشک مراجعه نمایید
    ● چرا باید از پاها مراقبت کرد ؟
    ما روی پای خود می ایستیم .به کمک پاهاست که تعادل خود را حفظ می کنیم و راه می رویم . پاها هستند که وزن بدن را تحمل میکنند .
    ▪ بسیاری از مواقع خستگی و ناراحتی ما به دلیل وجود مشکل در پاهاست .
    ▪ بروز یکسری مشکلات در پاها شایع است ، مثل
    - خشکی پوست پا
    - ترک خوردن پاشنه پا
    - شکسته شدن ناخن های پا
    - عفونت قارچی در لای انگشتان پا
    ▪ پاها بیشتر از سایر قسمتهای بدن در معرض خطر آسیب و حادثه هستند.
    ▪ زخم ها و جراحت های پا بخصوص در ناحیه کف پا ، دیرتر از سایر نقاط بدن خوب می شود .
    بنابراین لازم است از پاها بیشتر مراقبت کنیم .
    ● برای مراقبت از پاها چه باید کرد ؟
    ▪ نظافت پاها
    ۱) شستشوی پاها : هر روز پاها بخصوص لای انگشتان پا را با آب ولرم بشویید.
    ۲) کوتاه کردن ناخن ها :وقتی ناخن ها نرم باشند ،کوتاه کردن آنها آسان تر است.برای این کار می توانید قبل از کوتاه کردن ناخن ها ، بمدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پاها را در یک ظرف آب گرم قرار دهید و یا بعد از حمام کردن ناخن ها را کوتاه کنید.
    هنگام کوتاه کردن ناخن های پا دقت کنید :
    ـ لبه ناخن ها را گرد نکنید و بگذارید بشکل صاف بمانند .
    ـ ناخن ها را خیلی از ته کوتاه نکنید ، زیرا باعث زخم شدن ناخن می شود.
    ۳ ) چرب کردن پاها: بعد از شستشوی پاها بهتر است با استفاده از وازلین یا سایر کرمهای نرم کننده ، پوست پا و بخصوص پاشنه پا را چرب کنید.
    ● پوشش پاها
    ۱) جوراب: جوراب های نخی بپوشید . کش جوراب نباید سفت باشد و بهتر است ساق آن بالاتر از برآمدگی مچ پا قرار گیرد.
    ۲) کفش :کفشی بپوشید که پاهای شما را محافظت بکند و از سر خوردن و افتادن جلوگیری کند .
    کفشی مناسب است که:
    ـ پا در آن راحت باشد ، بین نوک انگشت بزرگ پا و نوک کفش ، حدود یک سانتیمتر فاصله باشد .
    ـ رویه کفش تمام عرض پا را بپوشاند ، اما به پا فشار نیاورد .
    ـ پاشنه کفش پهن بوده و بلندی آن پیش از ۳ سانتیمتر نباشد .
    ـ پا در آن عرق نکند ، مثل کفشهای چرمی و یآ گیوه های نخی
    ـ کف آن لیز نباشد .
    ۳) دمپایی : یکی از حوادث شایع در منزل ، فرو رفتن اجسام نوک تیز یا برنده در کف پا است ؛ که می تواند موجب زخم یا سوراخ شدن کف پا شود بنابراین بهتر است که در منزل و روی فرش نیز دمپایی بپوشید .دمپایی باید کاملا اندازه پا باشد .با پوشیدن دمپایی های گشاد و یا دمپایی های کوچک که پا بطور کامل در آن قرار نمیگیرد ، احتمال زمین خوردن بیشتر می شود .
    دمپایی های انگشتی بخوبی پارا محافظت نمی کند و مناسب نیستند . همچنین دمپایی ابری روی سرامیک ، کاشی ویا سنگ بخصوص اگر سطح زمین خیس باشد ، بسیار لیز و خطرناک است و باید از پوشیدن آنها اجتناب کرد.

    به خود ماساژ دهيد

    با ماساژ دادن پا به بدن خود کمک کنید ماساژ درمانی فوائد فراوانی برای بدن دارد از جمله : کاهش استرس , پائین آوردن فشار خون , آرامش بخشیدن به عضلات , کاهش سردرد و بسیاری فوائد دیگر . همه می توانند از فوائد ماساژ درمانی بهره مند شوند ! از نوزادان گریان گرفته تا زنان حامله و تا کسانی که دچار سختی مفاصل هستند.در هنگام استراحت پاها را ماساژ دهید . این کار به افزایش جریان خون و کاهش ورم پاها کمک می کند و خستگی پا را از بین می برد . برای انجام ماساژ پاها ، روی یک صندلی کوتاه بنشینید و ، تمام قسمت های کف پا ، رویه پا ، پاشنه پا و انگشتان پا را به آرامی ماساژ دهید . دست را مشت کنید و با برجستگی انگشتان ، کف پا را به صورت چرخشی ماساژ دهید . با دو دست پا را بگیرید و با حرکت چرخشی انگشتان ، رویه پا را ماساژ دهید . با کاهش خستگی پاها ، از خستگی کل بدن جلوگیری کنیم . پاشنه پا را با دست گرفته و به صورت چرخشی حرکت دهید . به آرامی انگشت شست دست را ، از مچ پا تا روی هر یک از انگشتان پا بکشید . پا را با دو دست بگیرید و به سمت کف و رویه پا فشار دهید . مثل حالتی که می خواهید تکه ای نان خشک را از وسط بشکنید . هر یک از انگشتان پا را به ملایمت بکشید و بچرخانید . در پایان پا را بین دو دست نگهدارید . ـ توجه : در صورت بروز برآمدگی های گوشتی و میخچه در پا ، از دست کاری آنها خودداری کرده و برای درمان به پزشک مراجعه کنید . این برآمدگی ها ، به علت فشار کفش ایجاد می شوند . حتی پس از درمان میخچه توسط پزشک چنانچه کفش شما مناسب نباشد دوباره میخچه ایجاد خواهد شد .بنابراین بهترین کا ر انتخاب کفش مناسب است . گاهی تغییراتی که در پاها ایجاد می شود به دلیل سایر بیماریهاست . بعنوان مثال ورم پاها ، زخمی که خودبخود بوجود آمده و یا زخمی که خوب نمی شود ، می تواند نشانه بیماری در سایر نقاط بدن باشد . پس در صورت مشاهده این تغییرات به پزشک مراجعه نمایید ● چرا باید از پاها مراقبت کرد ؟ ما روی پای خود می ایستیم .به کمک پاهاست که تعادل خود را حفظ می کنیم و راه می رویم . پاها هستند که وزن بدن را تحمل میکنند . ▪ بسیاری از مواقع خستگی و ناراحتی ما به دلیل وجود مشکل در پاهاست . ▪ بروز یکسری مشکلات در پاها شایع است ، مثل - خشکی پوست پا - ترک خوردن پاشنه پا - شکسته شدن ناخن های پا - عفونت قارچی در لای انگشتان پا ▪ پاها بیشتر از سایر قسمتهای بدن در معرض خطر آسیب و حادثه هستند. ▪ زخم ها و جراحت های پا بخصوص در ناحیه کف پا ، دیرتر از سایر نقاط بدن خوب می شود . بنابراین لازم است از پاها بیشتر مراقبت کنیم . ● برای مراقبت از پاها چه باید کرد ؟ ▪ نظافت پاها ۱) شستشوی پاها : هر روز پاها بخصوص لای انگشتان پا را با آب ولرم بشویید. ۲) کوتاه کردن ناخن ها :وقتی ناخن ها نرم باشند ،کوتاه کردن آنها آسان تر است.برای این کار می توانید قبل از کوتاه کردن ناخن ها ، بمدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پاها را در یک ظرف آب گرم قرار دهید و یا بعد از حمام کردن ناخن ها را کوتاه کنید. هنگام کوتاه کردن ناخن های پا دقت کنید : ـ لبه ناخن ها را گرد نکنید و بگذارید بشکل صاف بمانند . ـ ناخن ها را خیلی از ته کوتاه نکنید ، زیرا باعث زخم شدن ناخن می شود. ۳ ) چرب کردن پاها: بعد از شستشوی پاها بهتر است با استفاده از وازلین یا سایر کرمهای نرم کننده ، پوست پا و بخصوص پاشنه پا را چرب کنید. ● پوشش پاها ۱) جوراب: جوراب های نخی بپوشید . کش جوراب نباید سفت باشد و بهتر است ساق آن بالاتر از برآمدگی مچ پا قرار گیرد. ۲) کفش :کفشی بپوشید که پاهای شما را محافظت بکند و از سر خوردن و افتادن جلوگیری کند . کفشی مناسب است که: ـ پا در آن راحت باشد ، بین نوک انگشت بزرگ پا و نوک کفش ، حدود یک سانتیمتر فاصله باشد . ـ رویه کفش تمام عرض پا را بپوشاند ، اما به پا فشار نیاورد . ـ پاشنه کفش پهن بوده و بلندی آن پیش از ۳ سانتیمتر نباشد . ـ پا در آن عرق نکند ، مثل کفشهای چرمی و یآ گیوه های نخی ـ کف آن لیز نباشد . ۳) دمپایی : یکی از حوادث شایع در منزل ، فرو رفتن اجسام نوک تیز یا برنده در کف پا است ؛ که می تواند موجب زخم یا سوراخ شدن کف پا شود بنابراین بهتر است که در منزل و روی فرش نیز دمپایی بپوشید .دمپایی باید کاملا اندازه پا باشد .با پوشیدن دمپایی های گشاد و یا دمپایی های کوچک که پا بطور کامل در آن قرار نمیگیرد ، احتمال زمین خوردن بیشتر می شود . دمپایی های انگشتی بخوبی پارا محافظت نمی کند و مناسب نیستند . همچنین دمپایی ابری روی سرامیک ، کاشی ویا سنگ بخصوص اگر سطح زمین خیس باشد ، بسیار لیز و خطرناک است و باید از پوشیدن آنها اجتناب کرد.

    ماساژ برای کودکان

    یادگیری و انجام ماساژ کودک، کار بسیار ساده ای است. چند وسیله کوچک لازم داردو هیچ هزینه ای در بر ندارد، مگر مقداری وقت. منافع دراز مدت و کوتاه مدت آن برای کودکان زیاد است و از طرف دیگر والدین نیز با ماساژ بچه‌ها ارتباط مثبت و خوبی را با آن‌ها برقرار خواهد کرد.

    منافع ماساژ برای کودکان

    1. احساس امنیت

    ارتباط جسمی بین کودک و یکی از والدینش، احساس عشق و علاقه و ارزش را در او تقویت می‌کند و این احساس، به رشد عزت نفس و اعتماد به نفس در کودک می‌انجامد.

    2. سلامت و تندرستی کل بدن

    تحقیقات نشان می‌دهد: کودکانی که با محبت و مهربانی لمس می‌شوند، کمتر از آن‌هایی که تماس محبت آمیز با والدین شان ندارند گریه می‌کنند یا بیمار می‌شوند. ماساژ، گردش خون را بهبود می‌بخشد و سیستم ایمنی بدن را نیز تقویت می‌کند. همین طور کمک می‌کند که مایع لنفی در سرتاسر بدن پخش شود و مواد مضر نیز از بدن دفع گردد. ماساژ، درد و نشانه‌های بعضی از ناراحتی‌ها و بیماری‌های مزمن را تسکین می‌دهد. راحتی و آرامش را افزایش می‌دهد و به نوزادی که دایم گریه می‌کند، آرامش می‌بخشد.

    3. رشد جسمی

    ماساژ، خودآگاهی از جسم را افزایش می‌دهد و عضلات را محکم و مفاصل را منعطف می‌کند. بدین ترتیب برای کودکان نارس( کودکانی که زیر وزن طبیعی به دنیا می‌آیند یا آن‌هایی که نیازهای ویژه ای دارند ) منفعت ویژه ای دارد.

    4. مهارت اجتماعی

    با لمس کودکتان، چگونگی برقراری ارتباط را به او آموزش می‌دهید. ماساژ به شما کمک می‌کند ارتباطی غیر کلامی با کودک تان برقرار سازید و این موضوع باعث افزایش ارتباط زود هنگام شما با کودک خواهد شد در نتیجه کم کم عزت نفس و توان برقراری ارتباط اجتماعی در کودک پدید خواهد آمد.

    منافع ماساژ برای والدین

    1. آرامش و راحتی: وقتی کودک تان را ماساژ می‌دهید، کاملا ً بر او متمرکز می‌شوید و با او تعمل برقرار می‌کنید. طبق تحقیقات، گزارش شده که خود والدین نیز از این تعامل لذت می‌برند و احساس آرامش می‌کنند.

    2. حساس شدن نسبت به کودک: اگر کودک را از آن طور که دوست دارد نوازش کنید یا فشاری به او وارد آورید که حس کند عصبی یا ناراحت هستید، او در این حالت قادر به ابزار احساس خود نخواهد بود. از این رو خود شما باید با نگاه به عکس العمل‌های او، آن‌ها را تفسیر کنید. با این روش می‌آموزید که از روی حرکات کودک منظور او را بخوانید یا درکش کنید، وهمین مسئله باعث افزایش مهارت‌های شما در نگهداری از او می‌شود.

    3. ایجاد اعتماد به نفس: والدینی که نسبت به فرزندان شان حساسند، دوست دارند نسبت به انجام نقش‌ها و وظایف خود اطمینان پیدا کنند. ارتباط جسمی ناشی از ماساژ و تماس با کودک، در والدین نیز احساس آرامش و اطمینان ایجاد می‌شود.

    4. ایجاد ارتباط بین والدین و کودک: ارتباط غیر کلامی که همراه ماساژ کودکتان برقرار می‌کنید،جرقه ارتباطی تعاملی و دو طرفه را روشن می‌کند. تا آن جا که این ارتباط می‌تواند در آینده نیزبین هر دوی شما برقرار و ادامه داشته ابشد. ماساژ، طی زمانی مشخص و به صورت منظم داده می‌شود و می‌تواند بین شما و او صمیمیت و نزدیکی ایجاد کند.

    آمادگی برای شروع ماساژ

    بهترین زمان برای ماساژ کودک تان زمانی است که او بیدار و با نشاط است. وقتی او را بقل می‌گیرید، تحت تأثیر خلق و خوی شما قرار می‌گیرد. پس باید با خودتان نیز احساس آرامش و آسودگی کنید. هر نوع زیورآلاتی را که دوست دارید بیرون آورید و ناخن‌های تان را به اندازه کافی کوتاه کنید تا پوست لطیف کودک نخراشد. هر چیزی را که لازم دارید دور خودتان قرار دهید تا وقتی ماساژ را شروع می‌کنید بر حرکات دست تان یا هر چیزی که کودک دوست دارد تمرکز داشته باشید.

    استفاده از روغن

    چرا نباید از روغن استفاده کرد؟

    تماس پوست با پوست، رشد و نمو مطلوب را افزایش می‌دهد. پس درک کودک و ماساژ بدن برهنه او. راهی برای تقویت و پیشبرد این مسئله است. روغن کمک می‌کند تا دستان شما به آرامی روی بدن کودک حرکت کند. هم چنین به شما اجازه می‌دهد تا حرکت ماساژور را تدریجا ً محکم تر کرده و مدت بیشتری، بدون این که وقفه ای ایجاد شود، او را ماساژ دهید. روغن، پوست را مرطوب می‌کند و این کار باعث جلوگیری یا به حداقل رساندن خشکی پوست می‌شود.

    کدام روغن؟

    از روغن بادام یا کنجد استفاده کنید. این روغن‌ها بوهایی ملایم دارند، سریع جذب پوست می‌شوند وپوست را تغذیه می‌کنند. در صورت امکان روغن طبیعی را انتخاب کنید. روغن‌های طبیعی کمتر از روغن‌های مصنوعی پوست را تحریک می‌کنند. در کشورهایی که ماساژ کودک به صورت سنتی وجود دارد، استفاده از روغن بستگی به مفید بودن و قابلیت دسترسی به آن دارد. افرادی با فرهنگ‌های آسیایی و آفریقاییکه در غرب زندگی می‌کنند، ترجیح می‌دهند از روغن‌هایی استفاده کنند که آماده و قابل دسترسی است و به روغن‌های مناطق خودشان شباهت دارد، مثل روغن زیتون.

    آن چه برای ماساژ نیاز دارید

    یک اتاق گرم: کودکان وقتی برهنه هستند، سریع گرمای بدن شان را از دست می‌دهند، روغن نیز باعث کاهش حرارت بدن می‌شود، در نتیجه اتاق باید به اندازه کافی گرم باشد تا کودک تان احساس آرامش کند. 80 درجه فارنهایت (20 درجه سانتی گراد) دمای ایده آل اتاق است. اما اگر با لباس آستین کوتاه احساس سرما نمی‌کنید، گرمای شما برای ماساژ مناسب است.

    برنامه ریزی درست و معقول: کودک را در فاصله بین دو بار شیر خوردن، وقتی سر حال است ماساژ دهید. اگر بلافاصله بعد از شیر خوردن او را ماساژ دهید، ممکن است باعث ایجاد تهوع و استفراغ در وی شود. بنابراین دست کم یک ساعت صبر کنید. اگر ماساژ نزدیک به نوبت بعدی شیر دادن او باشد، ممکن است در طول ماساژ دادن گرسنه اش شود و بی تابی کند.

    زمان: اوایل برای ماساژ دادن کل بدن 20 تا 30 دقیقه را در نظر بگیرید. عجله کردن یا انجام آن بین فعالیت‌های دیگرتان شاید بی فایده باشد و منجر به بی تابی کودک شود. وقتی که هر دو به ماساژ خو گرفتید، وقت کمتری را می‌توانید صرف این کار کنید.

    فضای آرام و ساکت: اگر به عنوان مثال صدای تلویزیون و رادیو مزاحم تان نباشد، هر دوی شما از ماساژ لذت می‌برید؛ چه نوزاد که ماساژ داده می‌شود و چه شما که ماساژ میدهید. هک لذت می‌برید، هم کم کم به طور مؤثری به یکدیگر عادت خواهید کرد. شما از این پس، نسبت به کودک تان مسئول هستید و باید به این مسئله که به چه چیزی علاقه دارد و چه چیزی مورد علاقه او نیست، توجه کنید.

    حاشیه‌ها

    یافته‌های یک تحقیق

    در استرالیا پدران و فرزندانی که به وسیلۀ ماساژ با یکدیگر تماس داشتند، مورد مطالعه قرار گرفتند تا میزان ارتباط این تماس، بر رابطه پدر_فرزندی ارزیابی شود. به یک گروه از پدرانی که برای اولین بار پدر شده بودند، نشان داده شد که چگونه نوزاد چهار هفته ای خود را ماساژ دهند. ان گاه از آن‌ها خواسته شد که این کار را تا پایان مدت تحقیق ادامه دهند. گروه دیگر، یعنی گروه کنترل گروهی که در آن پدرانی بودند که نوزادشان را ماساژ نداده بودند، نیز مورد آزمایش قرار گرفتند. تحقیقات به این نتیجه رسید که کودکان 12 هفته ای که پدران شان آن‌ها را ماساژ داده بودند و با آن‌ها از طریق نگاه، لبخند و صدا ارتباط برقرار کرده بودند، نسبت به پدران و نوزادانی که در گروه کنترل قرار داشتند، واکنش‌هایشان همراه با توجه و تمرکز بیشتری بود. هم چنین رفتار دوری گزینی از پدران در آن‌ها کمتر دیده می‌شد. در پدران این بچه‌ها هم تمایل به تماس و ارتباط روزانه بیشتری با فرزندان شان مشاهده شد. ماساژ کودکان به پدران و کودکان اجازه می‌دهد که از تماس پوست با پوست_ که غالبا ً مادران هنگام شیر دادن آن را تجربه می‌کنند_ لذت ببرند،ولی پدران اغلب متوجه این مسئله نیستند. آن‌ها با ماساژ کودکان شان حالات و واکنش‌های کودکان را درک کرده و برای نگهداری از آنان اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کنند.

    

    تمرینات آب درمانی(1)

    تمرینات آب درمانی(1)
    آب درمانی

    تاریخچه آب درمانی:

    معالجه و مداوا با آب ، از قرنها پیش به عنوان یك شیوه پذیرفته شده علمی در پزشكی به كار گرفته می شود ودر میان مردم بصورت تجربی و با استفاده از آبهای معدنی رواج داشته است. درمان با آب در یونان وروم باستان و چین سابقه ای طولانی دارد. از قرن 18 استفاده از آب در پزشكی رواج یافت و اصطلاح "هیدروتراپی" متداول گشت ودر قرن 19 اولین مطب آب درمانی  در اروپا گشایش یافت. در قرن بیستم خواص آب و مداوا توسط آب گرم و سرد اثبات شد. نتایج تحقیقات نشان می داد ، آب وسیله ای بسیار مؤثر و قطعی در بهبود برخی بیماریها یا تخفیف و حتی ریشه كن كردن دردهای عضلانی و مفاصل ، مداوای نارسائیهای جسمی، سرعت بخشیدن به كاهش طول دوران نقاهت ناشی از صدمات استخوانی ، تقویت عضلات، به كار گیری عضلات غیر فعال، تسریع گردش خون در عروق و حتی تسكین بیماران روحی و روانی و... می باشد.

    هیدروتراپی اغلب به شیوه ای از معالجه گفته می شود كه در آن اجرای حركات و نرمشهای خاص در آب مورد نظر باشد. اساس این نوع معالجه سبك شدن بدن هنگام غوطه وری در آب است و به همین دلیل است كه بیمار قادر است با صرف نیروی كمتر عضلات و اندامهای خود را به حركت در آورد

    هید روتراپی:  قبل از این گفته می شد که هرگونه معالجه و مداوا به كمك آب را می توان هیدروتراپی دانست.

    ولی امروزه اعتقاد بر این است:  هیدروتراپی اغلب به شیوه ای از معالجه گفته می شود كه در آن اجرای حركات و نرمشهای خاص در آب مورد نظر باشد. اساس این نوع معالجه سبك شدن بدن هنگام غوطه وری در آب است و به همین دلیل است كه بیمار قادر است با صرف نیروی كمتر عضلات و اندامهای خود را به حركت در آورد و همچنین  چون فشار بدن روی مفاصل كاهش می یابد در اجرای حركات نیز درد كمتری احساس می شود. علاوه بر اینكه آب با خاصیت نشاط انگیزی و فرح بخشی كه دارد ، شوق لازم برای تمرین تكرار و اجرای حركات را ایجاد می کند.

     هیدروتراپی 2 نوع است: 1-  هیدروتراپی عمومی 2-  هیدروتراپی عضوی

    در هیدروتراپی عمومی : به طور معمول تمام بدن ( به جز سر و گردن ) بیمار در آب قرار می گیرد.

    در هیدروتراپی عضوی: فقط همان عضوی كه دچار ضایعه شده است در آب قرار می گیرد.

    در هیدروتراپی ، یك قسمت یا تمام بدن (بستگی به مورد دارد) به دفعات گرم و سرد می شود با این كار گردش خون در عروق تسهیل می گردد. هیدروتراپی به روشهای مختلفی اجرا می شود. درهیدروتراپی به كمك دوش از سوراخهای ریز آن آب با فشار به اعضاء و اندامها برخورد می کند و باعث تحریك اعصاب ، حركات عضلات و تسهیل جریان خون در عروق می شود.

    چندین تمرین برای دردهای مفصلی و عضلانی دراستخر

    تمرین (1)

    تمرینات آب درمانی11

    این حركت در محل كم عمق استخر در جایی كه آب تا ناحیه سینه قرار دارد،انجام شود. حركات با تكیه دادن بدن به دیوار استخر آغاز می شود و همزمان با راه رفتن موزون در آب دستها حول محور شانه از عقب به حركت در می آید.(شكل 1)

    تمرین(2)

    تمرینات آب درمانی10

    شخص در حالی كه یك پای خود را ثابت نگه می دارد ، پای دیگر را به اندازه نیم متر به جلو می برد و سپس به حالت اول خود باز می گرداند. (شكل 2)

    تمرین(3)

    تمرینات آب درمانی9

    شخص در حالی كه یك پای خود را ثابت نگه می دارد، پای دیگر را به اندازه نیم متر به عقب می برد و سپس به حالت اول خود باز می گرداند. (شكل 3)

    تمرین(4)

    تمرینات آب درمانی8

    شخص در حالت ایستاده دو دست را بر دیوار استخر تكیه داده ، سپس یك پا را از عقب به اندازه یك زاویه 90 درجه بالا می آورد. در این حالت پا بعد ازطی یک نیم دایره به حالت اول برمی گردد. (شكل 4)

    تمرین(5)

    تمرینات آب درمانی7

    شخص با حالت ایستاده دو دست را بر دیواره استخر تكیه داده سپس یك پا را از ناحیه زانو خم كرده و به طرف بالا می آورد و سپس در همان حال آن را صاف می كند و به جای اول خود باز می گرداند و همین عمل را با پای دیگر نیز انجام می دهد. (شكل 5)

    تمرین (6)

    تمرینات آب درمانی6

    شخص در محل كم عمق استخر قرار می گیرد و در حالی كه یك پا ثابت می ماند پای دیگر از زانو خم شده و بعد از تشكیل یك زاویه قائمه مجددا" راست شود و به جای اول خود بازمی گردد و همین عمل در مورد پای دیگر نیز انجام می شود. (شكل 6)

    تمرین(7)

    تمرینات آب درمانی5

    شخص در محل كم عمق استخر یك دست را بر دیوار استخر تكیه داده و دست دیگر را در امتداد آن معلق روی آب قرار می دهد و حركت پا به گونه ای است كه یك پا ثابت می ماند و پای دیگر بدون خم شدن زانو در جهت طرفین بدن باز و بسته می شود.این حركت برای پای دیگر نیز در جهت مخالف باید انجام  شود. (شكل 7)

    تمرین (8)

    تمرینات آب درمانی4

    شخص در حالی كه با دستهای باز لبه استخر را در اختیار دارد ، خود را به دیواراستخر می چسباند و یك پای خود را از زانو به طرف بالا خم می كند و سپس در حالی كه پا را رفته رفته باز می نماید ، با پیمودن یك نیم دایره دوباره به حالت اولیه خود باز می گرداند .این حركت به همین شكل برای پای دیگر نیز انجام می شود.(شكل 8)

    تمرین (9)

    تمرینات آب درمانی3

    شخص از پشت به دیوار استخر می چسبد و با دستهای باز لبه استخر را می گیرد. سپس زانو را در حالت بالا كشیدن به سمت چپ بدن خم می كند، آنگاه با یك چرخش دایره وار آن را به حالت اول خود باز می گرداند همین كار را برای پای دیگر نیز انجام می شود. (شكل 9)

    تمرین (10)

    تمرینات آب درمانی2

    شخص در حالتی كه دو دست را به دیواره استخر تكیه می دهد، یك پا را ثابت نگه داشته و پای دیگر را به اندازه ای از جلو به بالا خم می كند كه با تنه خود یك زاویه 90 درجه درست كند.آنگاه در حالیكه پا را در جهت طرفین بدن به چرخش در آورد به حال اول خود باز  می گرداند و با پای دیگر همین كار را انجام می دهد. (شكل 10)

    تمرین (11)

    تمرینات آب درمانی1

    در این حركت شخص دستها خود را به صورت باز به لبه استخر می گیرد و یك پای خود را ثابت روی زمین نگه می دارد، آنگاه پای دیگر را بدون خم شدن زانو به دور پای ثابت به چپ و راست به حركت در می آورد. (شكل 11)

    تمرین (12)

    تمرینات آب درمانی16

    شخص در كنار دیواراستخرمی ایستد و دستهای خود را به لبه استخر می گیرد ، سپس زانو را به بالا خم می كند و یك بار از سمت راست و بار دیگراز سمت چپ به حالت اول باز می گرداند.این كار باید در دفعات پی در پی وبه كرات انجام گیرد. (شكل 12)

    تمرین (13)

    تمرینات آب درمانی15

    شخص از پشت به دیواره استخر با دو دست باز بر روی آبریز استخر تكیه داده و هر دو پا را از زانو خم كرده و به سمت بالا می آورد و به جای خود باز می گرداند در این حالت باسن و پشت شخص باید با بدنه استخر تماس داشته باشد. (شكل 13)

    تمرین (14)

    تمرینات آب درمانی14

    شخص در نقطه ای از استخر قرار می گیرد كه آب تا زیر سینه او باشد وسپس دو دست را بالا برده در حالی كه بدن ثابت است ، دستها را حول محور شانه از عقب به جلو به چرخش در می آورد و این كار به همین ترتیب ادامه می یابد. (شكل 14)

    تمرین (15)

    تمرینات آب درمانی13

    در حالی كه شخص با هر2 دست بدنه استخر را در اختیار دارد ، زانوهای خود را خم كرده و پنجه دو پا را بالا می آورد و روی دیوار استخر قرار می دهد ، سپس در حالی كه دستها ثابت می ماند زانو ها را به دفعات خم و راست می كند.(شكل 15)

    تمرین (16)

    تمرینات آب درمانی12

    در این حركت شخص بوسیله 2 حلقه نجات خود را روی آب شنا ور نگه می دارد ، سپس زانوهای خود را به بالا خم كرده و به چپ و راست به چرخش در می آورد. (شكل16)

    معنای لغوی میوپاتی و دیستروفی

    معنای لغوی میوپاتی و دیستروفی :
    میوپاتی : میو (myo ) به معنای ماهیچه و پاتی ( pathy ) به معنای ضایعه یا اختلال است .
    دیستروفی : دیس ( dys ) به معنای بی کفایتی و ناتوانی و تروفی ( trophy ) به معنای حجم عضله می باشد .
    علائم و نشانه های بیماری دیستروفی عضلانی :
    1- ضعف یا weakness : منظور اختلال در ظرفیت انجام یک حرکت اداری به دلیل از بین رفتن قدرت عضلانی است که بصورت اشکال در پوشیدن لباس ، راه رفتن و برخاستن از حالت نشسته و بالارفتن از پله ظاهر می شود .
    2- گرفتگی عضلانی و درد
    بعد از انجام یک فعالیت عضلانی بیمار از دردناکی عضلاتش شکایت می کند .
    3- خستگی پذیری
    ماهیچه یک عضو خاص قادر به تحمل فعالیت تا پایان آن بدلیل خستگی مفرط نمی باشد مثلا در وسط غذا خوردن بیمار به دلیل خستگی عضلات صورتی باید چانه اش را با دست گرفته و حرکت دهد .
    4- آتروفی عضلانی
    کمربند ماهیچه های اطراف لگن و اطراف شانه لاغر شده و طوری که استخوان کتف در کمربند شانه ای چنان بیرون می زند که به کتف بالدارتوصیف می توان کرد .
    5- هیپروتروفی عضلانی کاذب
    بزرگ شدگی ماهیچه ها در نتیجه ی جایگزینی و افزایش بافت همبند و چربی به جای بافت عضلانی اتفاق می افتد . این علامت خاص بیماری روشن نیست .
    6- چهره هیوپاتیک
    به معنای چهره بیحال ، افتاده و بی تفاوت است و این بدلیل این است که محکم بستن چشم ها و غنچه کردن لبها درست صورت نمی گیرد و پلک ها نیز می افتند .
    7- میوتونی
    یعنی انقباض عضلانی با انبساط طولانی و کند همراه است . مثلا اگر بیمار دستش را مشت کند به کندی قادر به باز کردن آن خواهد بود .
    8- اختلال در راه رفتن
    راه رفتن شبیه به راه رفتن اردک خواهد شد چون از ماهیچه های تنه برای برداشتن گام یا بلند کردن پا استفاده می کند .
    9- پتوزیس یا افتادگی پلک ها
    10- اختلال در بلع و اختلال در تکلم : که بدلیل گرفتاری عضلات حنجره – صورت و گلو و حتی صدا نیز تغییر می کند .
    11- کاهش رفلکس ها
    تنها رفلکسی که حتی در نوع پیشرفته آن نیز باقی می ماند آشیل است .
    12-تغییر شکل تنه و اندام ها
    در مراحل پیشرفته بیماری بدلیل ضعف عضلات سرینی و گلوتئوس ها تنه انحناء لوردوتیک پیدا می کند که به آن لوردوز جبرانی می گویند .
    تشخیص دیستروفی
    در مرحله بدون علامت هیچ گونه نشانه ای از بیماری نیست . با بررسی بافت عضلانی غیر طبیعی بودن آن مشخص می شود . قبل از تولد هم می توان بیماری را در سه ماهه اول بارداری با روش های مولکولی تشخیص داد .
    معمولا تا هنگام راه رفتن والدین متوجه بیماری نخواهند شد . مهارتهای حرکتی اولیه مانند غلطیدن – نشستن و ایستادن در سن مناسب با کمی تاخیر بدست می آید . اما در راه رفتن اولین علائم پیدا می شوند . 90% قبل از 5 سالگی علائم بیماری را نشان می دهند و در تشخیص بیماری در این سن علامت گاورس مثبت تائید کننده وجود بیماری است . در 74% سن شروع قبل از 4 سالگی است و در 35% زیر دو سال است .
    پیش آگهی بیماری
    این بیماران درمان قطعی ندارد و تنها می توان عوارض آن را تا حدی درمان کرد . تغذیه خوب و درمان ملایم فیزیوتراپی از بهترین پیشنهادات درمانی محسوب می شوند . از بزرگترین علل مرگ و میر در این بیماری اول عفونت های ریوی ( بدلیل کاهش ظرفیت حیاتی ریه ها ، اسکلیوز ، پنومونی ، نارسایی تنفسی در خواب و گاهی انسداد راههای هوایی ) و دوم نارسایی احتقانی قلب می باشد .
    تفاوت انواع دیستروفی عضلانی
    دو نوع دوشن و بکر وجود دارد که بسیار شبیه به هم هستند اما سیر پیشرفت بیماری در نوع بکر آهسته تر است ، ضعف عضلانی دیرتر شروع می شود و بیماران دیرتر توانایی راه رفتن را از دست می دهند . گاهی تا 16 سالگی گاه تا 20 و گاه تا 50 سالگی قادر به راه رفتن می باشند .
    در نوع بکر شیوع 1 در 18500 فرزند پسر است .
    در نوع دوشن شیوع 1 در 3500 فرزند پسر است
    این بیماری وابسته به کروموزوم X از مادران ناقل است .
    وضریب هوشی تنها در30% بیماران کمتر از 75 است.
    پیشنهاداتی برای کمک های آموزشی به کودک دیستروفی
    1- عدم خستگی
    2- گرفتگی عضله حتما مورد توجه قرار گیرد
    3- فعالیت هایی بدون نیاز به قدرت بدنی بالا
    این دانش آموز را نباید با فعالیت خسته کرد و فعالیت تنها تا مرز خستگی باید ادامه یابد . از فعالیت هایی در ساعات کلاس استفاده شود که نیاز به قدرت عضلانی بالا ندارد مثل پاک کردن تخته تغییر وضعیت برای جلوگیری از گرفتگی عضلانی مفید است . از میز و صندلی متناسب با وضعیت دانش آموز برای جلوگیری از خستگی و تغییر شکل مفصل استفاده شود ( منظور جای دست و پا در ارتفاع صحیح قرار گیرد )
    در ساعات ورزش از فعالیت هایی استفاده شود که دامنه حرکتی مفاصل ( ROM ) کامل و قدرت عضلانی ( Power ) کم باشد .

     

    منبع:سایت علمی دانشجویان ایران

    اسب درمانی یا هیپوتراپی

    ” اسب درمانی ” ، شیوه درمانی نوظهوری جهت درمان ناتوانی‌های جسمانی یا روانی انسان ها می باشد

     

    شیوه درمانی نوظهوری به نام اسب درمانی می‌گوید سوار شدن بر اسب نه تنها لذت بخش است بلکه می‌تواند به آموختن مهارتهای ارتباطی و نیز به افرادی با ناتوانی‌های جسمانی یا روانی کمک کند.

    به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از  خبرگزاری فرانسه ،  لیندا کوهانف ، پیشگام این فکر می گوید : ” اسب‌ها احساساتی را که انسانها می‌خواهند پنهان کنند، بازتاب می‌دهند. “

    کوهانف که مرکز اپونا را در آریزونای آمریکا اداره می‌کند می‌گوید اسب ها مهارتهای مربوط به برقراری ارتباط را به انسانها می‌آموزند.

    سواری درمانی دو شاخه اصلی دارد که یکی کمک به روان درمانی و دیگری کمک به توسعه مهارتهای ارتباطی شخصی است.

    اما بریژیت مارتین، نایب رییس فدراسیون سواری در خدمت درمان گفت کار درمانی با استفاده از اسب‌ها لزوما به معنای سوارکاری نیست بلکه این تاثیر درمانی می‌تواند از طریق تیمار اسب و یا راه بردن آن با استفاده از یک لگام بلند باشد.

    مارتین با کودکان نابینا یا ناشنوا و یا دچار اختلال اوتیسم کار می‌کند و تماس آنها با یک اسب کوچک یا پونی را فراهم و آسان می‌سازد. به گفته او، احساس ناآرامی و آشفتگی این کودکان کمتر می‌شود و آنها حالت آرامتری پیدا می‌کنند.

    سواری درمانی می‌تواند حال و هوا و وضعیت بهتری برای انسانها به وجود آورد. ژوزه لورا دلاکو از انجمن ملی سواری درمانی فرانسه می‌گوید انسانها در ارتباط با اسب‌ها دریچه روحشان را باز می‌کنند و بیشتر لبخند می‌زنند او می‌گوید اسب‌ها بسیار حساس هستند. حس انسان را درک می‌کنند بی‌انکه او را مورد قضاوت قرار دهند و همین به انسانها اجازه می‌دهد که احساسات درونیشان را بیرون بریزند.

    کلر مورین از انجمن فرانسوی ارتباط با اسب می‌گوید سوارکاری الزامی نیست اما می‌تواند بسیار مهم باشد.

    او می‌گوید زندگی مردم می‌تواند در تعامل با اسب دگرگون شود. آنها می بینند که چگونه می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند و باید در خود چه تغییراتی بدهند. آنها می‌آموزند که چگونه نه بگویند و چه محدوده‌هایی ترسیم کنند و این کار را به شیوه‌ای طبیعی و به دور از مبارزه بر سر قدرت انجام می‌دهند.

    مورین معتقد است که بین اسب‌ها و انسانها یک ارتباط ذاتی وجود دارد و می گوید در اسب درمانی ، این اسب‌ها هستند که نقش درمانگری را انجام می دهند و نقش آن در این میان فقط آسان کردن برقراری ارتباط بین دو طرف است.

    اسب، انسان را وارد دنیای واقعی و ملموس می‌کند.

    ایو ریوه بنیانگذار یک مدرسه سوارکاری در شارنت-ماریتیم است که در آن معلولان ذهنی به عنوان کمک مربی کار می‌کنند . او می‌گوید این ابتکار باعث شده است که آنها نسبت به خود دید دیگری پیدا کنند و کسانی که برای سوارکاری به این مکان می‌آیند به آنها نه به عنوان معلول بلکه به عنوان یک کارگر ماهر در اصطبل نگاه کنند. به این ترتیب ننگ عقب ماندگی از بین می رود.

    او می‌گوید سواری درمانی در دهه ‪ ۱۹۷۰‬در فرانسه آغاز شد و از دهه ‪۱۹۸۰‬ برای کمک به معلولان ذهنی مورد استفاده قرار گرفت. او توضیح داد ابتدا فیزیوتراپیست‌ها این شیوه را به کار بردند سپس از آن برای کمک به کودکانی که مشکلات اجتماعی ، خانوادگی و یا رفتاری داشتند و حتی دچار اختلالات شخصیتی بودند استفاده شد.

    اینها کودکانی بودند که نمی‌خواستند قوانین جامعه را رعایت کنند. اما زمانی که کسی سوار بر اسب می‌شود، الزاما باید قوانین این حیوان را رعایت کند و نقض آن می‌تواند پیامدهای بسیار ناخوشایندی داشته باشد.

    ریوه مورد یک کودک دچار اوتیسم را به یاد می‌آورد که مادرش او را رها کرده بود.

    این کودک سرش را روی گردن اسب می‌گذاشت و به یالهای او می‌چسبید. یک روز این پسر کوچک صورتش را در میان یالهای اسب فرو برد و در میان سیل اشک ، مادرش را فریاد کرد. در عالم ناخودآگاه ، یال اسب او را به یاد موهای بلند و سیاه مادرش انداخته بود و از آن روز ، نشانه‌های اوتیسم در این کودک از بین رفت.

    ونسان فولاتر از انجمنی به نام انجمن دوستی با اسب مجمع الجزایر می‌گوید اسب نماد بسیار قدرتمندی است. آهنگ حرکت اسب شبیه به حرکت جنین در رحم و یا تکان‌های ملایم کودک در آغوش مادر است.

    اسب درمانی برای مبارزه با اعتیاد به مواد مخدر و اختلالات تغذیه‌ای و حتی کمک به بازپروری زندانیان نیز مورد استفاده قرار گرفته است.

    کوهانف گفت جای تعجب نیست که بسیاری از رهبران بزرگ جهان، سوارکاران ماهری بوده اند. اسب، به روح انسان شکوه می‌بخشد و به او کمک می‌کند که زیبایی واقعی و قدرت زندگی را لمس کند.

    دردم از یار است و درمان نیز هم

    دردم از یار است و درمان نیز هم این که می​گویند آن خوشتر ز حسن یاد باد آن کو به قصد خون ما دوستان در پرده می​گویم سخن چون سر آمد دولت شب​های وصل هر دو عالم یک فروغ روی اوست اعتمادی نیست بر کار جهان عاشق از قاضی نترسد می بیار محتسب داند که حافظ عاشق است                  
    دل فدای او شد و جان نیز هم یار ما این دارد و آن نیز هم عهد را بشکست و پیمان نیز هم گفته خواهد شد به دستان نیز هم بگذرد ایام هجران نیز هم گفتمت پیدا و پنهان نیز هم بلکه بر گردون گردان نیز هم بلکه از یرغوی دیوان نیز هم و آصف ملک سلیمان نیز هم

    زآی و دل تنگ مرا مونس جان باش

    بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش زان باده که در میکده عشق فروشند در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک دلدار که گفتا به توام دل نگران است خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش تا بر دلش از غصه غباری ننشیند حافظ که هوس می​کندش جام جهان بین                  
    وین سوخته را محرم اسرار نهان باش ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش گو می​رسم اینک به سلامت نگران باش ای درج محبت به همان مهر و نشان باش ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش گو در نظر آصف جمشید مکان باش