ليلي زير درخت انار
لیلی زیر درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد گل داد سرخ سرخ
گلها انار شد داغ داغ . هر اناری هزار تا دانه داشت .
دانه ها عاشق بود ند دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود. دانه ها ترکید ند. انار ترک برداشت .
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را چید .مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود .
کافی است انار دلت ترک بخورد.![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۸۷ ساعت 8:17 توسط کیان عبداللهی منش
|