براي F

گلدانی خریدم ازجنس زندگی اورا با خاک خوش با تو بودن لبریز کردم گلی کاشتم به نام تو
آنچه را که داشتم عشق بود ومحبت نثارش کردم
آرزو کردم که گلم تازه وخوشبو بماند
ارزو کردم که عمرش مثل گل کوتاه نباشد

آرزو دارم که همواره موفق باشی گلم

12 قدم به سوي شادي

 12قدم بسوی شادی

 

انسان با این دو واقعیت روبرواست : گاهی غم و زمانی شادی.

شادابی به معنای انکار واقعیات و ندیدن مشکلات خود و دیگران نیست. شادابی ، به معنای چشم بستن بر تلخی های زندگی نیست و بالاخره ، شادابی ، به معنای خوش بینی بی پایه و خودفریبی نیست.

 

انسان شاداب ، ناکامی و تلخی را انکار نمی کند اما معتقد است که می توان آنها را به کامیابی و شیرینی تبدیل کرد. او فشار های زندگی را مانند حرکات ورزشی می داند که هرچه شدیدتر باشد ، بدن او را نیرومندتر خواهد کرد ، او شکست را مقدمۀ پیروزی ، و سختی را طلیعۀ آسانی میداند. چنین کسی با نگاه امیدوارانه به زندگی و اعتماد به خدا و در نتیجه ، امید به هدایت او و اعتقاد به نیروهای درونی خود ، دلیلی برای افسردگی نمی بیند.

 

این شادی ها گاهی برای خود آدمی و زمانی برای دیگران است. تبسم به دیگران ، پوشیدن لباس های شاد ، استفاده از بوی خوش ، مهربانی کردن ، شاد کردن مردم و ... همه برای ایجاد فضای شاد و در نتیجه تجدید قوا برای ادامه حرکت تکاملی است.

 

با شادی زندگی انسان معنا می یابد و ناکامی و نا امیدی و ترس و نگرانی بی اثر می شود. در پرتو شادی است که انسان می تواند خودسازی کند و در اجتماع مفید باشد.

 

عوامل شادی آفرین

 

1. ایمان

نگاه گذرا به تعالیم دینی نشان می دهد که از آثار ایمان مذهبی ، شادابی و سرزندگی است ؛ چرا که مذهب ، بر زمینه های پیدایش شادی سفارش کرده و نشانه هایش را ستوده است.

 

نداشتن نگرانی و اضطراب و رسیدن به اطمینان قلبی اساس هر نوع شادی است و این ممکن نیست ، مگر با ایمان به قدرت مطلقی که سرچشمۀ همه نیکی هاست. مهربان دانستن خداوند و امکان گفتگوی مشتقیم با او ، چراغی از امید و اطمینان در دل موُ من می افروزد.

 

2.رضایت و شکیبایی 

در زندگی گاهی مشکلاتی بوجود می آید که رفع آنها بیرون از توان انسان است. ما بطور معمول از این مشکلات خشنود نیستیم و آنها را با دید ظاهری ، مانع امیال و اهداف خود می دانیم. بیشتر ناخرسندی های ما در همین مواقع بروز می کند ، خون می خواهیم به هر صورت مشکلات فوق طاقت خود را رفع کنیم ، در حالیکه بهترین راه غلبه بر این رخدادها ، کنار آمدن با آنها است.راضی بودن به رضای خدا ، به انسان آرامش می بخشد و در سخت ترین حوادث مددکار آدمی می شود.

 

3.پرهیز از گناه

لذت و خوشی ، فقط با عوامل مادی بدست نمی آید بلکه عوامل معنوی هم در ایجاد شادی موُثرند.گاهی انجام دادن کارهایی که از روی عادت باید لذت بخش باشند ، هیچ لذتی به انسان نمی دهد ، حتی عذاب وجدان هم می آورد ؛ چرا که روح و وجدان ، آمادۀ لذت بردن نیستند.یک غذای لذیذ یا خانۀ بسیار زیبا ، اگر حرام و نامشروع باشد ، برای انسان سالم و طبیعی ، تلخ و ناگوار است.

پرهیز از گناه ، در بیشتر مواقع ، پرهیز از لذتهای مادی سطحی است ، اما شادی آور است ، زیرا روح آدمی بگونه ای است که گاهی از "پرهیز " و " ریاضت معقول " سرخوش می شود.ارضای تمایلات به هر صورت ، شادی آور نیست ؛ گاهی" پرهیز از لذت " لذت بخش است.

 

4. مبارزه با نگرانی

شادی ، نبودن اندوه است .اگر انسان بتواند نگرانی ها و اندوه ها را از خود دور کند ، شاد است.البته انسانهای شاد نیز گاه غمگین می شوند که طبیعی است ؛ چراکه بعضی از غمها لازمۀ زندگی است اما بسیاری از آنها برخاسته از نگرانی ها و نا امیدی ها است. این نگرانی ها منشاء مشکلات بسیار دیگری ، از جمله بیماری است. کسانی که دچار دلهره و نگرانی باشند ، از هیچیک از امکانات زندگی لذت نمی برند.

 

5.تبسم و خنده

گرمی تبسم و لبخند ، کینه ها را از بین می برد و به روابط انسانی تعادل می بخشد. وقتی می خندیم ، همه چیز به نفع جسم و روح ما پیش می رود. هنر شاد بودن ، مستلزم توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاهترین زمان ممکن است.

ما می توانیم در خندیدن ، کودکان را سرمشق خود قرار دهیم. کودک به طور طبیعی تقریبا" به همه چیز می خندد ؛ گویی می داند که یک خندۀ سیر ، او را سالم و متوازن نگه می دارد.حتی وقتی انسان عمیقا" غمگین و ناراحت است ، باید هنگام روبرو شدن با دیگران ، خود را شاد نشان دهد و تبسم کند.باید صادقانه خندید و شخصیت خود را نیز در نظر داشت.خنده آنگاه موُثر و درمان بخش است که به موقع باشد و به شخصیت دیگران آسیب نرساند. خنده های بیمورد و تمسخر آمیز ، انسان را غافل می کند و پردۀ سیاهی روی عوامل شادی آفرین دیگر می کشد.

 

6.شوخ طبعی

شوخ طبعی و خوش رویی را می توان ساده ترین راه آفرینش شادی دانست. شوخی روح را شاد می کند و با آفرینش لبخند ، انسان و محیط را شادابی و خرمی می بخشد. خنده ، حتی نیم خند و حتی خیال خنده ، شگفتی مطبوعی به روح انسان می بخشد که اغلب با آرامش اعصاب و سبکی ذهن همراه است.

 

7.بوی خوش

در روابط انسان ها ، بوی خوش ، عامل فرح انگیز مهمی است و متقابلا" بوی بد ، نا امید کننده و سبب افسردگی است. امام صادق (ع) که سلام خدا بر او باد می فرماید :" رسول خدا برای بوی خوش بیشتر از خوراک خرج می کرد."

 

8.پوشیدن لباسهای روشن

رنگ ها ، عکس العمل های گوناگونی را در انسان بر می انگیزند. رنگ روشن ، شادی آفرین است. در دین نیز به پوشیدن لباس های روشن ، توجه زیادی شده است . پیامبر (ص) فرمودند :" جامۀ سپید بپوشید که نیکوترین رنگ هاست."

در حال نماز نیز مستحب است که نمازگزار ، لباس سپید بر تن کند و تاکید شده است که پوشیدن لباس سیاه در هنگام نماز، مکروه است.

 

9.خود آرایی

آراستگی ظاهری انسان ، عامل مهمی در جذب افراد به کردارهای پسندیده است. روان شناسان اجتماعی ، آراستگی شکل ظاهری را عامل موُثری در کارایی پیام دهی می دانند.

در اسلام ، آراستگی ظاهری ، امتیازی برای فرد و یکی از نشانه های ایمان دانسته شده است.

 

10.تلاش و پرهیز از تنبلی

کار، جوهر آدمی و نشان حیات او است. آن که تلاش نمی کند و به تنبلی خو کرده ، بهره اش از زندگی اندک است و سلامت او در خطر ، و شادابی اش بر باد.کار و تلاش ، استعدادهای آدمی را شکوفا می سازد، از انحراف و لغزش او جلوگیری می کند و بر سرزندگی و نشاط او می افزاید.

 

11.سیر و سفر

گشت و گذار در طبیعت و دیدن منظره های زیبا و آشنایی با آداب و رسوم ملل ، گذشته از فایده های بیشمار مادی و معنوی ، آدمی را از افسردگی می رهاند و به سلامت جسم و روان او کمک می کند.

 

12.امید به زندگی

در فرهنگ نیایش پیشوایان معصوم (ع) ، تقاضای عمر طولانی از خداوند ، ذکر شده است و همین را به دوستان خویش نیز آموخته اند . از این رو در ماه رمضان که بهترین زمان برای سخن گفتن با خدا است ، این دعا هر روز تکرار می شود : " بار خدایا ! از تو می خواهم که یکی از مقدرات شب قدر را عمر طولانی ام قرار دهی ."

یکی از فلسفه های انتظار در مکتب تشیع نیز امید و توجه دایمی انسان ها به زندگی و آیندۀ برتر است.

تقديم به فارا 165