يادي از استاد و مديري مدبر

سلام امشب بياد استاد مهربانم فالي از ديوان حضرت حافظ گرفتم .استاد مهربانم دلم برات تنگ شده
ادامه نوشته

تشكر از سنسي حسن

از سنسي حسن ممنونم كه زحمت خبرهاي كاراته و رزمي وبلاگ را ميكشه فقط يك نكته قابل ذكر است كه تست آمادگي جسماني مربوط به تيم كميته جمهوري اسلامي ميباشد و نه كاتا كه كاتا قبلأ انجام شده است در ضمن بنا به دلايل متقن و با يك نامه كتبي انصراف و خداحافظي خودم را اعلام نموده‌ام و اميدوارم تمام تيمهاي اين مرز و بوم موفق باشند بخصوص رزمي كاران پرتوان و كم هزينه و بدون منت.

کاراته کاهای ملی پوش تست دادند نفرات تیم ملی کاراته کشورمان جهت حضور قدرتمند در رقابت های بین المللی تست آمادگی جسمانی دادند. به گزارش روابط عمومی آکادمی ملی المپیک وپارالمپیک، 17 نفر از کاراته کاهای منتخب سوپر لیگ کشور که به اردوی تیم ملی دعوت شدند، صبح امروز زیر نظر کارشناسان مرکز سنجش آکادمی به تست های آمادگی جسمانی پرداختند. گفتنی است که اعضای این تیم از روز سه شنبه مرحله جدید اردوی خود را آغاز می کنند تا خود را جهت حضور در مسابقات آسیایی که در اوایل مرداد برگزا ر می شود آماده کنند. شایان ذکر است حضور عبداللهي منش كاتا كار با تجربه در اين تست قابل توجه بود كه نشان داد هنوز دود از كنده بلند ميشود و نمره خوبي هم گرفت . محمد بهرامی سرمربی ،شهرام هروی مربی و حسین کوهی به عنوان مربی بدنساز ، کادر فنی این تیم را تشکیل می دهند. اردوی آمادگی این تیم تا چند روز آینده در مجموعه کبکانیان دنبال خواهد شد و اعضای این تیم تا آغاز رقابتهای خود در این اردوها شرکت خواهند کرد . لازم به ذکر است که اسامی تعداد12 نفر از این افراد پس از رقابت های انتخابی دردو بخش کمیته تیمی و انفرادی برای رقابت های آینده اعلام خواهد شد.
ادامه نوشته

شك بي‌مورد

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده است .
شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.
متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ می کند ...
آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود !
اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد !!!
زنش آن را جابه جا کرده بود...
مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت :
و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند...! 

شايد

  • خيلی وقته کتاب حافظم گم شده . توی اتاق درهم و بر هم من ( مخصوصاً اين روزا ) شتر با بارش گم می شه چه برسه به يه کتاب کوچيک و آروم !
  • روزهام همه شبيه هم شدن ٬ هيچ فرقی بين من و ديوار های صورتی اتاقم نيست هر دوتامون پر از سکونيم و دل مردگی ...

     این چه حکمتیه که اگرم بخوایی نمی تونی بدیها رو از یاد ببری ؟ این چه حکمتیه که همیشه عمر بدیها تو ذهن آدم بیشتر از خوبیهاست ؟

     خستم ...

     داغونم ....

     بی رمقم ....

     تهی ام تهی ....

     1 بغض تو گلومه که داره خفم می کنه .... 1كاراته باز زشت و بدترکیب هم جلومه و زل زده تو چشمام که نه می تونم غورتش بدم نه می تونم تحملش کنم ... چند روزه قلبم درد می کنه و همون سکوت همیشگی نمی زاره که بگم جماعت آدمهایی که من براتون شاید سر سوزنی مهم باشم ، قلبم درد می کنه ؛ درد می کنه از این همه نامردی ، درد  می کنه از این همه تنهایی ...

     تو این دنیا به کی باید اعتماد کرد ؟؟؟

    خستم ....

    از خودم ... از همه ادما .... از همه دنیا .... امیدوارم برای صدمین بار این توانو پیدا کنم که بلند شم ....

     کسی بین شما پیدا می شه که زانوشو به من قرض بده که من دستمو بزارم روشو بلند شم ؟؟؟؟ کسی هست ؟؟؟

                                 

  • یه حسی دارم..ازش خوشم اومده

    به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته ، آهسته تر

             از صداي بال پروانه ها به او بگوييد دوستش دارم با

             صدايي بلند ، بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق

             به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي، چون فرياد

            دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد فرياد

            دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان

            رساند پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم

     مي‌خواهم با تو از انتظار بگويم!

  • انتظار كمي باران،‌از اين همه برف، از اين همه سرد خسته شده‌ام...

                 يك آغوش گرم،‌بي سرما مي‌خواهم!

    مي‌خواهم با تو از رنگ بگويم!

    از اين همه سفيد، از اين همه سياه،‌از اين همه يكرنگي خسته شده‌ام...

    دلم كمي رنگين كمان مي خواهد...

  •   دفتر عشق که بسته شد  دیدم منم تموم شدم

                               خونم حلال  ولی بدون به پای تو حروم شدم

                            اونی که عاشق شده بود   بدجوری تو کار تو موند

                                   برای فاتح دلت  حالا باید فاتحه خوند

                                   تموم وسعته دلو به نام تو سند زدم

                                  غرور لعنتی می گفت بازی عشقو بلدم

                                                از تو گله نمی کنم از دست قلبم شاکی ام

                                 چرا گذشتم از خودم چرا غرق تاریکی ام

                              دوست ندارم چشمهای من  فردا به آفتاب وا بشه

                                چه خوب می شه  تصمیم تو آخر ماجرا بشه

                                    دست و دلت نلرزه   بزن تیر خلاصو

                                از اون که عاشقت بود  بشنو این التماسو