بنام بخشنده بزرگ
کلماتی خودمانی
در روزگاری که سر میکنیم سخن از عشق فراوان است
 بمعنای عام وخاص
اما روی سخنم با عشق خداوند است
شاید زیباترین کلام رو این زمانه با زبانی بسیار ساده و روان رضا صادقی  گفته که
همه حرف خوب میزنند اما کی خوبه این وسط
همه حرف از خدا میزنند حرف از عشق ،عشق خداوند
اما داشتن ایمان با عمل همراهه ایا بواقع در عمل هم اینگو اند؟
گفته اند نبوغ در سادگی است نه پیچیدگی
بقولی عشق را در دستان کودکی دیدم که ابنباتش را به دریا انداخت تا دریا شیرین شود
به همین سادگی میشو دوسعت عشق را دریافت
خواجه عبدالله انصاری فرموده که
اگر بر هوا پری مگسی باشی و اگر روی آب روی خسی باشی ،دلی بدست آر تا کسی باشی
یعنی اگر درنهایت عرفان به جایی برسی که جایگاه تو بر روی هوا باشد و از روی آب رد شوی چه سود؟دلی باید بدست آورد تا  کسی شد
یعنی باید دلی بدست اوردی تا در نزد خدای دارای مقامی باشی
کودکی را دیدم که خوردن یک بستنی انگار دنیای به او هدیه داده بودی
شاید ان لحظه که بستنی را میخورد فکر میکرد یکی از ارزوهایش بر اورده شده  شاید ه مبزرگترین اروزیش در ان روز
نمازخوانانی که بشدت دم از خدا میزنند و سالی چندین بار به مکه میروند اما وقتی پای شخصی به وسط میاید که در نهایت ابرومندی نیازمند کمکی است روی بر میگردانند و چنانچه اگر اسمشان بعنوان خیر بر روی پارچه نوشته شود و به سر دری اویزان شود چکهای سفید هدیه میکنند
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
  بهتر ز طاعتی که ز روی ریا کنند
کدامین  مذهب اینگونه گفته؟
ثواب خواندن قران را به عربی میدانند و در تفسیر ان قدری تامل نمیکنند و میگویند وقت هدر میرود قران را باید به عربی خواند
خواندنی طوطی وار؟ ایا خدا اینگونه گفته؟؟!!!
شیخ اجل سعدی در گلستان فرموده:
مراد از نزول قران ،تحصیل سیرت(رفتار) خوب است نه ترتیل سورت مکتوب(خوب و شمرده سوره)
و همان عابد نمازخوان قران ترتیل خوان به شخصی که از روی غفلت و یا هر چیز دیگری زمانی دست به گناهی زده چنان برخورد میکند که گوئی ا اصلا انسان نیست و معتقد است که او در گذشته شخصی بس عاصی بوده و باشد که توبه کرده باشد از کجا معلوم خدا قبول کرد ه باشد؟ اینگونه برداشت میکنند و نمیدانند که عاصی که دست بردارد به از عابد که در سر دارد و مغرور باشد
خداوند چه بسا که اگر امروز هم حلاجی بیاد و بگوید انالحق همین انسانها با چاقو و قیچی حلاجی اش کنند اگر چه شاید شمشیر و سلاحی نداشته باشند
و بقول عزیزی که فرموده قران را انگونه تفسیر میکنند که به نفعشان است
روزی بزرگی بمن گفت که فقر خیلی خوب است و پیامبر به فقر خود فخر میکرد اینگونه برایم تفسیر کرد اما
امروزها وقتی به کتاب بزرگان مراجعه کردم دریافتم که مراد از فقری که پیامبر گفت فقر ذاتی بود فقری که بنده در برابر خداوند ابراز میکنه اینگونه فقری باعث فخر پیامبر بوده نه فقر مالی
ایات و روایات رو انگونه تفسیر کردند که خود میخواستند
خداوندا تو از هر در که باز ایی بدین خوبی و زیبایی
دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی
عشق را در دستان پرمحبت کودکی دیدم که ابنباتش را به دریا افکند تا دریا شیرین شود
خدایا ترا ستایش میکنم و حمد وثنای ترا میگویم نه بخاطر جهنم و بهشت تو زیرا تو خود شایسته ستایشی(مولای علی علیه السلام)