دردم از یار است و درمان نیز هماین که میگویند آن خوشتر ز حسنیاد باد آن کو به قصد خون مادوستان در پرده میگویم سخنچون سر آمد دولت شبهای وصلهر دو عالم یک فروغ روی اوستاعتمادی نیست بر کار جهانعاشق از قاضی نترسد می بیارمحتسب داند که حافظ عاشق است
دل فدای او شد و جان نیز همیار ما این دارد و آن نیز همعهد را بشکست و پیمان نیز همگفته خواهد شد به دستان نیز همبگذرد ایام هجران نیز همگفتمت پیدا و پنهان نیز همبلکه بر گردون گردان نیز همبلکه از یرغوی دیوان نیز همو آصف ملک سلیمان نیز هم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 10:42 توسط کیان عبداللهی منش
|