داستان يك محبت

يك روز صبح زود از خواب برخاستم تا طلوع آفتاب را تماشا كنم. به راستي كه ز يبايي آفرينش خدا وصف ناپذير بود. نگاه مي كردم و خداوند را براي كار عظيمش مي ستودم . در حالي كه نشسته بودم حضور خداوند را در كنار خود احساس كردم او از من پرسيد:« آيا مرا دوست داري؟».

جواب دادم:«البته! تو خداوند و خداي من هستي.»

بعد پرسيد:« آيا اگر از نظر جسمي مفلوج بودي، باز هم مرا دوست داشتي؟» پريشان خاطر شدم. به دستها، پايها و مابقي اعضاي بدنم نگاه كردم و به خود گفتم: از انجام كارهاي زيادي ناتوان خواهم شد. كارهايي كه الان بسيار طبيعي به نظر مي رسند. اما با اينحال چنين جواب دادم:« كمي مشكل خواهد بود ولي باز هم تو را دوست خواهم داشت.»

 خداوند چنين ادامه داد:« آيا اگر نابينا بودي، باز هم آفرينش مرا دوست داشتي؟» كمي فكر كردم. «چطور مي توانستم چيزي را كه نمي بينم دوست داشته باشم؟ » اما در همين حال به ياد نابينايان زيادي افتادم كه اگر چه نمي ديدند، ولي باز هم خداوند و آفرينش او را دوست داشتند. پس جواب دادم:« فكر كردن در اين مورد كمي مشكل است ولي باز تو را دوست خواهم داشت.»

خداوند از من پرسيد :« اگر ناشنوا بودي چطور، آيا به كلام من گوش مي كردي؟»

چطور مي توانم چيزي را كه نمي شنوم، گوش كنم!

اما فهميدم ، گوش كردن به كلام خداوند فقط با گوشها صورت نمي گيرد بلكه با قلب هم انجام مي شود.

جواب دادم:« اگر چه مشكل است ، ولي باز به كلام تو گوش خواهم كرد.»

خداوند بار ديگر پرسيد:« آيا اگر لال بودي باز هم مرا مي پرستيدي؟» چطور ممكن است بدون داشتن صدا خداوند را بپرستم؟

ناگهان اين عبارت به ذهنم خطور كرد: خداوند را با تمامي دل و جان مي پرستم. پرستش خداوند تنها سرود خواندن نيست ، شكر گذاري هاي قلبي ما، زماني كه شرايط سخت است خود نوعي پرستش است.

سپس چنين جواب دادم :« حتي اگر جسماً هم نتوانم تو را بپرستم ، باز اسم تو را خواهم ستود.»

بلافاصله خداوند پرسيد :« آيا با تمامي قلب خود مرا دوست داري؟»

با شجاعت و اطمينان قلبي فراوان ، پاسخ دادم :« بله خداوند! تو را دوست دارم ، زيرا تو تنها خداي راستين هستي!»

از پاسخي كه داده بودم ، احساس رضايت داشتم . انگاه خداوند گفت:« پس چرا گناه مي كني؟»

جواب دادم:« من كامل نيستم ، فقط يك انسان هستم.»

«چرا زمان صلح و آرامش و زماني كه همه چيز بر وفق مراد تو است، از من خيلي دور هستي ؟ چرا فقط هنگام سختي ها به طور جدي دعا مي كني؟»

هيچ جوابي نداشتم ، فقط اشك….

خداوند ادامه داد:

چرا هنگام پرستش به دنبال من مي گردي، گويي كه پيش تو نيستم؟

درخواستهايت را با بي تفاوتي عنوان مي كني؟ و چرا بي وفايي؟

اشك ها همچنان از گونه هايم جاري مي شد.

چرا اين قدر از من خجالت مي كشي؟

چرا پيغام هاي خوش را نمي رساني؟

چرا به هنگام سختي و جفا به نزد ديگران مي روي تا اشك بريزي، در حالي كه من شانه هاي خود را در اختيار تو گذاشته ام؟

چرا هنگامي كه كاري را به تو مي سپارم تا مرا خدمت كني، بهانه هاي مختلف مي تراشي؟

به دنبال جوابي مي گشتم، ولي هيچ پاسخي نداشتم.

اگر تو از زندگي لذت مي بري، به خاطر اين است كه من خواسته ام تا تو از اين نعمت برخوردار باشي. به تو استعدادهايي بخشيدم تا مرا خدمت كني، ولي تو همچنان به راه خودت مي روي.

كلام خود را براي تو كشف كردم، ولي تو از اين دانش استفاده نكردي . با تو سخن گفتم ، ولي گوشهايت بسته بود. اجازه دادم كه شاهد بركات من باشي ، ولي چشمان خود را بر گرفتي . خادمين خود را نزد تو فرستادم ، ولي تو با حالتي منفعلانه اجازه دادي كه دور شوند.

صداي دعاي تو را شنيدم و به همه آنها جواب دادم.»

«آيا حقيقتاً مرا دوست داري ؟»

نمي توانستم جواب بدهم. چطور مي توانستم؟

فوق از تصورم ، حيرت زده بودم . هيچ عذري نداشتم . چه چيزي مي توانستم بگويم !

قلبم گريست، و هنگامي كه اشكهايم جاري شد، چنين گفتم :«اي خداوند، خواهش مي كنم مرا ببخش. من لياقت آن را ندارم كه فرزند تو باشم.»

خداوند چنين پاسخ داد:« اين فيض من است ، اي فرزندم.»

گفتم: چرا مرا مي بخشي ؟ چرا مرا دوست داري؟

خداوند جواب داد:« چون خلقت من هستي . تو فرزند من هستي . من هرگز تو را ترك نخواهم كرد. وقتي گريه مي كني ، دلم برايت مي سوزد و من هم به همراه تو گريه مي كنم. وقتي از شادي فرياد بر مي آوري ، من نيز با تو شادي مي كنم . اگر سرخورده شوي ، من به تو اميدواري خواهم داد. اگر بيافتي ، من تو را بلند خواهم كرد و اگر خسته شوي تو را بر دوش خواهم كشيد. من تا انقضاي عالم با تو خواهم بود، و تو را تا به ابد دوست خواهم داشت.»

هرگز تابه اين اندازه با صداي بلند گريه نكرده بودم . چطور توانسته بودم تا اين حد سرد باشم ؟ و چطور به خود اجازه داد بودم كه اينچنين قلب خدا را به درد بياورم؟

از خداوند پرسيدم :« چقدر مرا دوست داري؟»

خداوند دستهاي خود را باز كرد و من دستهاي سوراخ شده اش را ديدم.

به نام خداوند ، بر پا شدم تا براي اولين بار به طور جدي دعا كنم.

راز کاراته

راز كاراته اعتماد به نفس مهمترين و اصلي ترين محور هنرهاي رزمي بوده و از ديرباز مورد تاكيد قرار گرفته است. "بودي دارما" مخترع هنرهاي رزمي پس از اينكه 9 سال در يك غار به ذاذن (تفكر) پرداخت به اين نتيجه رسيد كه رابطه بسيار تنگاتنگي بين جسم و روح وجود دارد به طوري كه اين ارتباط شديدا تاثيرگذار بوده و غير قابل چشم پوشيست. بنابراين براي تقويت روح و روان راهبان معبد شائولين يك روش جسماني ابداع نمود. اين روش در اصل تبديل شده روش مبارزه حيوانات بود زيرا او معتقد بود "راز حركات عالم در آدم و راه نبرد آدم در عالم را بياموز" حيواناتي كه بودي دارما از آنها آموخت اينها بودند مار ، ببر ، پلنگ ، درنا، ميمون مست ، خرس، اژدها و... اژدها همان روح و روان بود و در اصل اعتماد بنفس شاگردان بودي دارما با انجام حركات جسماني علاوه بر قدرت بدني از لحاظ معنوي نيز تقويت مي شدند. كه بعدها اين روش به كنگ فو (طريقت دانايي) مشهور گرديد اما نكته اصلي كجا بود؟ آيا فقط حركات بدني باعث افزايش اعتماد بنفس مي شد و يا چيز ديگري در كار بود؟ راز اصلي در تنفس نهفته بود و در اصل روشهاي تنفسي گوناگون باعث تقويت روان مي گرديد . رازي كه هزاران سال قبل توسط جادوگران و همچنين يوگا كشف شده بود. تنفسهاي مشهور به ياما از قبيل پراناياما و غيره واقع مطلب اين بود كه "هرچه قدر ديافراگم گسترده تر و بزرگتر شود اعتماد بنفس بيشتر مي شود" دليلش را كسي نمي داند! در زمان اشغال اوكيناوا توسط سامورائيها، كشاورزان و مردم جزيره براي دفاع از حق خود مجبور به يادگيري فنون رزمي از راهبان بودند اما اين كشاورزان نه معلومات لازم براي يادگيري تمام فنون را داشتند و نه وقت كافي. راهبهاي معبد شائولين بنابه صلاحديد خود چيزهايي را به مردم ياد دادند كه كاربردي و چكيده هنرهاي رزمي بود و به تبع مهمترين آن روشهاي تنفسي را آموزش دادند. كنگ فو راهبان داراي 73 هزار تكنيك و تركيب و عكس العمل سازي بود و بيش از 70 روش تنفسي. اما اين تعداد فن به حدود 1000 تكنيك و 3 روش تنفسي خلاصه گرديده و به نام كاراته (مبارزه با دستان خالي) مشهور گرديد. در بين 3 روش تنفسي كاراته ، تنفس "ايبوكي " عصاره تمام كنگ فو باستاني و كاربردي و بهترين تقويت كننده قدرت دروني و در نتيجه اعتماد به نفس است. ايبوكي راز هنرهاي رزمي و مظهر يين و يانگ و همچنين انرژي چي يا كي مي باشد. ايبو به معني ماه و خورشيد (مهشيد) و كي به معني انرژيست. ايبوكي يعني نرمي و سختي ، آرام و خشن و ملايم و تند و يين و يانگ است. در دو كاتا (فرم مبارزه) ايبوكي به ظهور مي رسد: 1- سانچين نوكاتا ( فرم ساعت شني و مبارزه در سه مرحله) اين فرم توسط گوتامابودا ابداع شده و در طول تاريخ تغيير يافته است اما هدف اصلي نحوه استفده از ايبوكي مي باشد 2- تنشو (دستان شناور) اين فرم كه كمي پيچيده تر از فرم ساعت شني است توسط بودي دارما اختراع شده است و وقتي اجرا مي شود جسم و ذهن شخص كاملا انرژي كي و مفهوم يين و يانگ را درك مي كند. نمامي استادان بزرگ به شاگردان خود انجام مداوم اين دو كاتا را گوشزد مي نمايند و حتي يكي از آزمونهاي اخذ كمربند مشكي اجراي دقيق كاتاي تنشو مي باشد. ما در اينجا قصد آموزش كاراته را نداريم اما دانستن ايبوكي بر هر رهرو طريقت دانايي واجب است. روش انجام ايبوكي براي انجام ايبوكي هوا به آرامي وارد ريه ها مي گردد به طوري كه صداي نفس نبايد شنيده شود دستها به آرامي به صورت ضربدري به سمت شانه ها كشيده مي شود يعني دست راست به طرف شانه چپ و دست چپ به طرف شانه راست. با حركت دستان به سمت بالا عمل دم انجام مي شود. بعد ازاينكه هوا كاملا وارد ريه ها شد دستها به مشت تبديل مي شود و هوا با فشار زياد به قسمت شكم (ديافراگم) وارد شده و در عين حال از ته گلو خارج مي شود تاكيد مي كنم هوا را چنان با فشار به سمت شكم مي فرستيم كه عضلات شكم سفت مي گردد در عين حال كه به شكم و ديافراگم فشار وارد مي شود هوا از ته حلق شروع به خروج مي كند (خروج تدريجي). دستان مشت شده به طرف پايين حركت مي كند. صداي بازدم بسيار بلند و قدرتيست. بازدم بايد صداي نعره و يا خرناس يك ببر يا اژدها را بدهد. كاراته كارها معمولا ايبوكي را در زير آبشار و يا در داخل استخر (آب تا بالاي سينه) انجام مي دهند. اين تنفس سريعا به شما قدرت دروني داده و حتي بدن را گرم مي كند. اگر يك خانم وقتي كه مورد تهديد قرار گرفته است ايبوكي را سه بار انجام دهد سريعا قيافه اي ترسناك و خشن پيدا نموده و در عرض چند ثانيه تبديل به يك ببر ماده مي شود. بعد از انجام ايبوكي چنان آرامشي به شما مي دهد كه باورنكردنيست. ايبوكي ملايم: به اين روش رقص هوا در شكم نيز مي گويند .در اين روش كه الهام گرفته از ايبوكي است دم را انجام داده و وارد شكم نموده و سعي مي كنيم هوا را در درون شكم حركت دهيم سعي مي كنيم تا شكم كاملا باد شده و بزرگ شود. تلاش مي كنيم تا شكم بيش از پيش بزرگ تر شود. انگار كه مسابقه بزرگ كردن شكم گذاشته اند. بعد به نرمي هوا را بيرون مي دهيم. اين عمل را سه بار يا بيشتر انجام بديد. يك نصيحت پدرانه: "هروقت فكرتان دچار اغتشاش شد و ضربان قلبتان زياد شد تنفس خود را كنترل كنيد"

هوالحق

 

 

                                                                                                                                             

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست                       تو خود حجاب خودی حافظ از میان بر خیز

 

 

 

 

همه بزر گان واندیشمندان هم عقیده اندکه در درون انسان دنیای ناشناخته وباعظمتی وجود داردومراقبه بهترین وسیله برای تجربه این جهان درونی است که حتی اگر یکبار آنرا تجربه کنیم از ثمرات آن بهره های فوق العاده ای خواهیم برد .

عده ای را عقیده بر این است انسانی که از وجود این دنیای درون نا آگاه باشد، فردی نا کامل است وبرعکس انسانهای آگاه وهوشیار کاملا״به دنیای درون واقفند .وهر چقدر درراه شناخت درون موفق باشند به تکامل ورهایی نزدیکتر هستند.

بنظر می رسد این گنج گرانبها ومافوق تصور، بصورت بالقوه باشد واین وظیفه ماست که آنرا بصورت باالفعل در آوریم ودر زندگی مادی ومعنوی خود و دیگران از آن بهره جوییم.

متاسفانه عموما״انسانها با اینکه نوری مقدس در درونشان دارند در دنیای بیرون بدنبال آن می گردند.

انسان بدنبال شادی وسرور چهار گوشه عالم را در می نوردد اما آیا جز خستگي عایدش می گردد؟

برای کسب لذات گوناگون چه کارها که نمی کند .اکثرا״ثروت مادی را عامل اصلی خوشبختی می دانند وبرای بدست آوردنش از هر راهی وارد میشوند. عده ای قلیل بدستش می آورنداما اثری از خوشبختی نمی یابند .اکثریت نیز در حسرت آن پیر مشوند وهرگز حقیقت را   نمی  فهمند (توجه داشته باشید که ما باثروت وپول اصلا״مخالف نیستیم بلکه فکر می کنیم همه انسانها باید غنی وثروتمند باشند اما پول صرفا״باعث خوشبختی نیست) .

اگر ما انرژی های درونیمان را فعال کنیم طعم واقعی زندگی را حس خواهیم کرد وآن وقت است که ثروت،تفریح،خواب،ازدواج و...واقعا״شادی آورند.برای شروع تمرین مراقبه اصلا״مهم نیست به کدام فرقه تعلق دارید،چه سن و سالی دارید.متعلق به هر دین و آئینی باشید .پیر یا جوان باشید.هر کجا که ساکن باشید .هرمقام یامنصبی داشته باشید .پسر یادختر،مجرد یا متاهل هر چه که باشید فرقی نمی کند .چرا که همه انسانها انرژی الهی را در درون خود دارند .هر جور که میخواهید باشید اما مراقبه کنید.

زمانی که تمرینات مراقبه رامستمر انجام دهید حتما״زمانی فرا میرسد که انرژیهای درونی شما آشکار میشود.وشمارا به سطوح ژرف مراقبه هدایت میکند.این زمانی است که سرور وشادی ناب برای شما پیدا میشود وزیبائیهای واقعی نمایان مشود .وبواسطه انرژیهای درونی بدن  مادی شمازیبا وجذاب میشود .چشمانتان گیرا وتاثیر گذار خواهد شد،احساس محبت وعشق بین شماو دیگران آشکار میشود .دراین زمان زندگی وهستی درمقابل شما درخشش خاصی خواهد داشت .از تمام فعالیتهایتان چه مادی وچه معنوی لذتی مافوق تصور نصیبتان میشود

دانشمندان علوم متافیزیک معتقدند انسانها عموما  3  آگاهی را تجربه می کنندکه عبارتند از :

 

1آگاهي بيداري

 

2آگاهي خواب

 

3آگاهي رويا

 

يعني انسانهاي معمولي يا در حال تجربه آگاهي بيداري هستند كه مشخصات خاص خودش را دارد يا اينكه درحال تجربه آگاهي خواب عميق هستند يا در حال تجربه اگاهي رويا كه معمولا˝دراين حالت خواب مي بينند.

اگر بخواهيم در مورد مكانيسم هر كدام از آگاهي هاي فوق مطالبي بنويسيم زمان زيادي مي طلبد.

همين دانشمندان معتقدند كساني كه به نوعي مراقبه مي كنند در واقع نوع جديدي از آگاهي را تجربه ميكنند كه به آگاهي ماورائي معروف است يعني زماني كه شما در حا ل مراقبه هستيد در واقع نه خوابيد، نه بيداريد، ونه رويا مي بينيد .بلكه حالت خاصي از آگاهي را تجربه ميكنيد كه فوقالعاده مفيد ميباشد.اگر اين تجربه مرتبا˝ تكرار شود ،آگاهي ماورائي گسترش يافته به طوري كه در 3 آگاهي ديگر تاثير مي گذاردوكيفيت آنها رابشدت ارتقاء مي بخشد يعني زماني كه بيداريد ،بيداري شما با افراد معمولي فرق دارد.ونوعي شادي وسرور دروني بي هيچ دليلي درشماپديد مي آيد كه از انرژي دروني شما سر چشمه مي گيرد حتي خواب شما كامل خواهد بود . شما با خوابي كمتر از قبل كاملا˝سرحال وقدرتمند خواهيد بود.

آگاهي رويا نيز دستخوش تغييرات مثبت زيادي مي شود واكثر روياهايتان صادقه خواهند بود .

 

اصولا˝انسانهايي كه مراقبه ميكنند علاوه بر رشد معنوي، نيازهاي ماديشان نيز راحت تر بر آورده

مي شود . بنا بر اين براي شروع بايد:

 اولا˝با تمام وجود خواهان پيشرفت وترقي در همه جنبه هاي زندگيتان باشيد ودر راه رسيدن به اين خواسته بطور جدي بكوشيد.

دوما˝راه وروش درست وصحيح مراقبه را بياموزيد وريزه كاريهاي اين تكنيك را دقيق ياد بگيريد.

سوما˝در اين راه مقاوم باشيدومستمرا˝تمرين كنيد.حد اقل براي چند ماه.

در زمینه مراقبه تکنیکهای زیادی وجودداردومعمولا״همه آنها مارا به هدف اصلی مراقبه نائل می کند

بعضی ها مراقبه را همان تمرکز فکر میدانند وبا زحمت و سعی زیاد تلاش می کنند به یک موضوع یا سوژه متمرکز شوند .این افراد عموما״پس از مدتی بدلیل خستگی ذهن تمرینات را رها می کننداما به نظر بنده تمرکز فکر یکی از مواهب مراقبه است یعنی کسی که مدتی مراقبه کند فکرش متمرکزتر می شود وبراحتی قادر خواهد بود به یک سوژه فکر کند .

مراقبه در واقع گشودگی حواس است ودرحین تمرین اصلا״نباید به ذهنمان فشار بیاوریم وسعی وتلاش ذهنی انجام دهیم بلکه به آرامی وخیلی ملایم توجه خودمان را از لایه های سطحی ذهن به لایه های عمیق ذهنمان می بریم.

معمولا״کسانی که درزمینه مراقبه فعالیت میکنند ذهن انسان رابه یک اقیا نوس تشبیه می کنندوعنوان میدارند همانطور که در سطح اقیانوس امواج متلاطم وطوفان وجوددارد در همان لحظه در اعماق اقیانوس آرامش وسکوت حکمفرماست .یعنی اینکه در حالت عادی چون ما در سطح ذهنمان سیر می کنیم پر از افکار متضاد وگوناگون هستیم وبه همین دلیل پر از تنش میشویم ودائما״دچار دلهره واظطراب خواهیم بود .اگر در همان زمان ما از سطح ذهن به لا یه های ظریف وعیق ذهن برویم، شاهد آرامش و اقتدار وسکوتی ویژه خواهیم بود .وسیله این گذر یاسفر درونی مراقبه است که معمولا״توسط مانترا صورت می گیرد .

سیستم عصبی ما انسانها معمولا״پر از عقده وگره های عصبی است که اکثر افکار واعمال ما بدلیل وجود همین گره های عصبی شکل می گیرند وبصورت منفی ظاهر می شوند.

یکی دیگر از کارهایی که مرا قبه انجام می دهد پاک کردن سیستم عصبی وذهنی ما از این گره ها یا عقده های روانی است.

شما می دانیدهر اتفاقی که در طول زندگی وحتی قبل از تولد برای ما رخ می دهد در آینده ما تاثیر دارد .بعنوان مثال اگر در سن 5 سالگی توسط والدین تنبیه شده باشیم یا از اتفاقی ترسیده باشیم این اتفاق بصورت یک گره عصبی یا عقده در ضمیر ناخود آگاه ماوجود دارد اگر چه ممکن است ظاهرا״آنرا فراموش کرده باشیم .اما در خیلی ازفعالیتهایمان تاثیر مستقیم دارد حال تصور کنید در طول سالیان متمادی چقدر از این گره های عصبی در ما بوجود آمده یا می آید .وچقدر از مشکلات رفتاری ما بدلیل وجود همین گره ها می باشد  .پس مراقبه با پاک کردن این گونه گره ها چه خدمت بزر گی می تواند به ما بکند .

لازم به ذکر است که در سیستم مراقبه ای مانترا یوگا در تمرینات از مانترا ((ذکر ))استفاده

می شود .مانترا در واقع صوت رهایی بخش است .یک صوت که هماهنگ بافرد تمرین کننده می باشد وصرفا״قابل استفاده برای همان شخص است وفقط حضورا״میتوان از استاد مانترا گرفت.به همین دلیل ما در اینجا تلاشمان اینست که بجای مانترااز سوژه های عمومی دیگر استفاده کنیم تا همه کسانی که امکان گرفتن ذکر را حضورا״ندارند بتوانند تمرین کنند.پس جای نگرانی وجود ندارد ما در اینجا تکنیکهایی را ارائه می کنیم که همه بتوانند تمرین کنند.

 

 

      

به امید صلح جهانی

تنفس چي

تنفس چي ( CHI ) : يكي از تنفسهاي مشهور مي باشد كه در چين و خارج از چين طرفداران زيادي دارد وزماني كه اين تنفس همراه با حركات تاي شي مي شود اثرات آن خيلي بيشتر مي گردد.
هنرجويان سبكهاي دروني و هنرجويان تاي شي و كسانيكه مي خواهند به نيروي چي دست يابند بايستي تنفس چي را بخوبي انجام دهند.
براي اجراي تنفس چي آگاهي به " تان تين " ضروري مي باشد. در بدن انسان چندين " تان تين " شناخته شده است . " تان تين " به مفهوم " كانون فشار " است . اصليترين و شناخته شده ترين تان تين ، " تان تين پائين " مي باشد كه حدود سانتيمتر پائين تر از ناف قرار دارد . تان تين ديگري كه به " تان تين مياني " معروف است حدود سه سانتيمتر بطرف داخل ناف قرار دارد . تان تين سوم نيز بنام " تان تين بالايي " گفته شده است كه در ميان دو ابرو قرار گرفته است.
در بدن نقاط ديگري نيز وجود دارد كه بعنوان تاتين بوده ولي از اهميت كمتري برخوردارند . مثلا به اعتقاد چيني ها در انتهاي ستون فقرات جائي بنام " مركز زندگي " و يا " نقطه حيات " قرار دارد و محلهاي مهم ديگر روي قلب و گلو و غيره قرار دارند.
" تان تين پاييني " در تنفس چي و حركات تاي شي مهمترين جائي است كه مورد توجه قرار مي گيردو بعنوان مركز نيرو و اقتدار بشمار مي رود.


طرز تنفس چي : به حالت چهار زانو ( چن چوان ) بنشينيد چند دقيقه افكار خود را متمركز كنيد آنگاه چشمهايتان را ببنديد و فكر خود را روي " تان تين " ( تان تين پاييني ) كه حدود پنچ سانتيمتر زير ناف قرار دارد متمركز كنيد . سپس هوا را به آرامي از راه بيني وارد بدن نموده و دهانتان را ببنديد در حال دم بايستي هوا بطور كامل ششها را پر كند آنگاه در ذهن خود تصور نمائيد كه شكم خود را با دستهايتان به پائين ماساژوفشار مي دهيد و هواي درون ششها به " تان تين " وارد شده و در آن متمركز مي شود. در اين حال نبايد سينه حركت كند. بعد از تمركز هوا در تان تين كه به مفهوم تمركز همه نيروهاي دروني در " تان تين " است در آنجا هوا را به مدت بيست ثانيه نگه داريد ( در صورت پيشرفت در تمرينات مدت آن را به حدود 2 دقيقه نيز افزايش مي يابد ) سپس قسمت پايين ناف و محل تان تين را شل و آزاد نمائيد واجازه بدهيد هوا در تمام نقاط بدن و در همه سلولها به گردش در آمده وبه ستون فقرات رسيده وسپس به بالاترين نقاطبدنو سررفته آنگاه به ششها برگشته وبه آرامي و ملايمت از دهان خارجشود. عده اي معتقدند كه هنگام تخليه هوا بايستي زبان به سقف دهان چسبانده شود اين كار فقط براي بازدم آرام و ملايم است اگر شما با اراده خود بتوانيد نفس را به آرامي از راه دهان خارج كنيد نيازي به چسباندن زبان به سقف دهان نخواهيد داشت.
در هنگام عمل تنفس چي تصور نمائيد كه نيروي چي در همه نقاط بدنتان بيدار و تقويت و تشديد و قابل استفاده مي گردد و تحت كنترل شما در مي آيد.
تنفس چي را مي توانيد در مواقع مختلف انجام دهيد مثلا مي توانيد تنفس چي را روزي سه بار وهر بار بيست دقيقه در محيط آرام و ساكت و داراي هوائي پاك و تهويه شده انجام دهيد . بهترين مواقع تمرين در نيمه هاي شب و صبح زود مي باشد.
براي رسيدن به نيروي چي انجام مداوم ومستمر تمرينات تنفس چي لازم است و نبايد انتظار داشت كه با چند روز تنفس چي مي توان به حالتي قوي از نيروي چي دست يافت.

فوايد تنفس چي : تنفس چي در صورت استمرار منظم ، به وجود انسان آرامش كامل مي بخشد . در حالت آرامش ذهن و تعادل نيروي چي در بدن ، همه اعضاي بدن بصورت منظم ايفاي نقش مي كند واين نتايج حاصل مي شود.
ازدياد طول عمر ، كسب تندرستي و شادابي ، تقويت بنيه جسمي ، آرامش ذهن و استراحت و تمدد اعصاب ، درمان شدن ناراحتيهاي فكري ، تنظيم فشار خون ، معالجه زخم معده ، تصفيه خون ، تنظيم كاركرد رگهاي شكمي ، باز شدن رنگ قيافه وپوست ، از بين بردن خستگي روحي و جسمي ، پاك وبهداشتي كردن ششها ، احساس تعادل در فعاليت كلي بدن و اصلي ترين فايد آن بيداري و تقويت و تشديد نيروي چي است.

کلمات

سازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین کن

 

پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.

عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.

 

بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.

سرکش ترین کلمه" هوس" است...با آن بازی نکن.

 

خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از آن حذر کن.

 

ناپایدارترین کلمه "خشم" است...آن را فرو ببر.

 

بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.

 

با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.

 

پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.

 

سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا

 

کن.

روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.

 

ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.

 

تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.

 

محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.

 

سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.

سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.

 

شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.

 

لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.

 

حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله

 

بگیر.

 

ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.

 

سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.

 

اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.

بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن

 

 باش.

 

دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده

 

نکن.

زیباترین کلمه "راستی"است... با آن روراست باش.

 

زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.

 

ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو

 

چنین کنند؟

 

موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.

 

آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.

 

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع

 

کن.

 

دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده

 

 مانع پیشرفتت بشود.

 

سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.

 

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای

 

 پشت سرت باش.

 

تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن

 

 کن.

 

کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.

 

صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.

 

بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.

 

ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را

 

 بکن.

 

قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"است... راز زیبائی در آن

 

 نهفته است.

 

تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.

 

رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.

 

تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه

 

 جمع بهتر از فرد بوده.

 

محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون

 

هدف روی آب است.

 

....و وهدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به

 

 سوی آن.

 

منطق يا تعبد

منطق يا تعبد

مطلب ديگر كه آن خيلی مهم است اينست كه ما در اجراء امر به معروف و نهی از منكر ، منطق را دخالت نمی‏دهيم ، در صورتی كه هر كاری منطقی‏ مخصوص به خود دارد كه كليد آن كار است
عرض كردم چيزی را كه ما خوب شناخته‏ايم و بيش از اندازه برايش اثر قائل شديم زبان بود نه عمل ، در عمل هم توجه به عمل فردی بود نه اجتماعی‏
اكنون می‏گويم چيزی كه بيش از هر چيز ديگر مورد غفلت است دخالت منطق‏ است در اين كار . مقصود اينست كه در كار معروف و منكر بايد تدابير عملی انديشيد و بايد ديد چه طرز عملی مردم را نسبت به فلان كار نيك‏ تشويق می‏كند و مردم را از فلان عمل زشت باز می‏دارد
چندی پيش در يكی از روزنامه‏های عصر مقاله‏ای خواندم تحت عنوان " خروارها پند و نصيحت " . در آن مقاله بعد از آنكه نوشته بود كه در كشور ما خروارها پند و نصيحت به صورتهای مختلف ولی بی‏اثر است اين مثل را ذكر كرده بود : " يك جو درمان بهتر از صد خروار نسخه است " . بعد نوشته بود : " چندين سال پيش در يكی از شهرهای كوچك واقع در ايالت‏ فيلادلفيا ( امريكا ) زنها مبتلا به قمار بازی شده بودند . ابتدا كشيشها و روزنامه نويسها و خطباء و فصحاء تا می‏توانستند راجع به بدی قمار خصوصا برای زنها گفتند و نوشتند ، ولی مثل همين حرفهای خودمانی مانند گردو روی‏ گنبد سر خورد و پائين افتاد و به جائی نرسيد ، تا آنكه شهردار محل به فكر افتاد يكی دو تا باشگاه و نمايشگاه هنری زنانه داير كند و سرگرميهای مناسب در آنجا فراهم نمايد ، از قبيل نمايش بچه‏های چاق‏ و تندرست و جايزه دادن به مادران كاردان ، و از قبيل كارهای دستی و غيره‏ ، كه هر كدام برنامه و ترتيبات خاصی داشت و مردم را سر ذوق می‏آورد . دو سه سالی از اين جريان گذشت كه زنهای آن شهر به كلی قمار را فراموش‏ كردند "
اين را می‏گويند چاره عملی و تدبير عملی . اين ، معنای دخالت دادن منطق‏ و تدبير است در مبارزه با منكرات . اگر آنها می‏خواستند به موعظه‏ها و خطابه‏های كشيشان و مقاله‏ها و روزنامه‏ها قناعت كنند می‏بايست برای هميشه‏ بنشينند و مثل ما بگويند : گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آنچه البته به جائی نرسد فرياد است از قديم در ميان ما معروف است كه زنها زياد غيبت می‏كنند . الان هم‏ زنهای قديمی و محجبه در عين اينكه اهل نماز و روزه و مسجد و عبادت هستند زياد غيبت می‏كنند . چرا ؟ زيرا محيط خانوادگی قديمی ما با آن سبكی كه‏ بود طوری است كه زن و بيچاره اگر غيبت نكند حرف ديگر و كار ديگر ندارد . اهل علم و معرفت و كتاب كه نيست . اهل هنر و كاردستی و صنعت كه‏ نيست . در حال فراغت از زحمات خانه سرگرمی ديگری ندارد جز اينكه دور هم جمع شوند و غيبت كنند . روح بالاخره غذا می‏خواهد . وقتی غذای صحيح‏ نرسيد ، از گوشت مرده تغذيه می‏كند . « ا يحب احدكم ان يأكل لحم اخيه‏ ميتا »( 1 ) .

پاورقی : 1 - سوره حجرات ، آيه . 12

ده گفتار

دشمن دشمنان عقل

از كلمات علی ( ع ) است : « اصدقاؤك ثلاثة ، و اعداوك ثلاثة » يعنی‏ تو سه نوع دوست و سه نوع دشمن داری . « فاصدقاؤك : صديقك و صديق‏ صديقك و عدو عدوك » يعنی دوستان تو يكی آنكس است كه مستقيما دوست‏ خود تو است ، دومی دوست دوست تو است ، سومی دشمن دشمن تو است ، « و اعداؤك : عدوك و عدو صديقك و صديق عدوك » (1) دشمنان تو عبارت‏ است از آنكه مستقيما با خود تو دشمن است ، و آنكس كه دشمن دوست تو است ، و آنكس كه دوست دشمن تو است

پاورقی : 1 - نهج البلاغه ، حكمت . 295

مقصودم از نقل اين كلام اين بود كه يكی از انواع دوستان ، دشمن دشمن‏ است . علت اينكه دشمن دشمن به منزله دوست خوانده شده اين است كه دشمن‏ را ضعيف می‏كند و دست وی را می‏بندد و از اين راه به انسان كمك می‏كند
اين خود يك حساب و قاعده‏ای است كه دشمن دشمن مانند دوست ، است آدمی‏ را تقويت می‏كند
اين قاعده كه در افراد جاری است ، در حالات و قوای معنوی انسان هم‏ جاری است . قوای معنوی انسان در يكديگر تأثير می‏كنند ، و احيانا تأثير مخالف می‏نمايند و اثر يكديگر را خنثی می‏كنند . اين مطلب جای انكار نيست . در قديم و جديد به تضادی كه كم و بيش بين قوای مختلفه وجود انسان هست توجه شده ، و اين خود داستان مفصلی دارد

راز تأثير تقوا در روشن‏بينی

يكی از حالات و قوائی كه در عقل انسان يعنی در عقل عملی انسان يعنی در طرز تفكر عملی انسان كه مفهوم خوب و بد و خير و شر و درست و نادرست و لازم و غير لازم و وظيفه و تكليف و اينكه الان چه می‏بايست بكنم و چه‏ نمی‏بايست بكنم و اينگونه معانی و مفاهيم را بسازد تأثير دارد ، طغيان‏ هوا و هوسها و مطامع و احساسات لجاج‏آميز و تعصب‏آميز و امثال اينها است‏ ، زيرا منطقه و حوزه عقلی عملی انسان به دليل اينكه مربوط به عمل انسان‏ است همان حوزه و منطقه احساسات و تمايلات و شهوات است . اين امور اگر از حد اعتدال خارج شوند و انسان محكوم اينها باشد نه حاكم بر اينها ، در برابر فرمان عقل فرمان می‏دهند ، در برابر ندای عقل و وجدان فرياد و غوغا می‏كنند ، برای ندای عقل حكم پارازيت را پيدا می‏كنند ، ديگر آدمی ندای عقل خويش را نمی‏شنود ، در برابر چراغ عقل گرد و غبار و دود و مه ايجاد می‏كنند ، ديگر چراغ عقل‏ نمی‏تواند پرتو افكنی كند . فی‏المثل ما كه در اين فضا الان نشسته‏ايم و می‏گوئيم و می‏شنويم و می‏بينيم ، به حكم اينست كه يك نفر سخن می‏گويد و ديگران سكوت كرده‏اند ، چراغها نور می‏دهند و فضا هم صاف و شفاف است
ولی اگر در همين فضا با اين يك نفر سايرين هم هركس برای خودش حرفی‏ بزند و با صدای بلند آوازی بخواند بديهی است كه حتی خود گوينده هم ندای‏ خود را نخواهد شنيد . و اگر اين فضا پر از دود و غبار باشد كسی كسی را نخواهد ديد . اينست كه گفته‏اند :
حقيقت سرائی است آراسته
هوا و هوس گرد برخاسته
نبينی كه هر جا كه برخاست گرد
نبيند نظر گرچه بيناست مرد
و يا گفته‏اند :
جمال يار ندارد نقاب و پرده ولی
غبار ره بنشان تا نظر توانی كرد
و يا گفته‏اند :
چون غرض آمد هنر پوشيده شد
صد حجاب از دل به سوی ديده شد
برای مثال جوان محصلی را در نظر می‏گيريم . اين جوان از مدرسه برگشته‏ فكر می‏كند لازم است درسهايش را حاضر كند ، برای اين كار چندين ساعت‏ بنشيند و بخواند و بنويسد و فكر كند ، زيرا بديهی است نتيجه لاقيدی و تنبلی مردود شدن و جاهل ماندن و عقب ماندن و هزارها بدبختی است . اين‏ ندای عقل او است . در مقابل اين ندا ممكن است فريادی از شهوت و ميل به‏ گردش و چشم چرانی و عياشی در وجود او باشد كه او را آرام نگذارد . بديهی است كه اگر اين فريادها زياد باشد ، جوان ندای عقل خود را نشنيده و چراغ فطرت را نديده می‏گيرد و با خود می‏گويد فعلا برويم خوش باشيم تا ببينيم بعدها چه می‏شود . پس اينگونه‏ هواها و هوسها اگر در وجود انسان باشند ، تأثير عقل را ضعيف می‏كنند ، اثر عقل را خنثی می‏كنند ، و به تعبير ديگر اين هوا و هوسها با عقل آدمی‏ دشمنی می‏ورزند . در حديث است كه امام صادق ( ع ) فرمود : « الهوی عدو العقل » . ( 1 ) هوا و هوس دشمن عقل است . علی ( ع ) درباره عجب و خودپسندی فرمود : « عجب المرء بنفسه احد حساد عقله » ( 2 ) خودپسندی‏ انسان يكی از اموری است كه با عقل وی حسادت و دشمنی می‏ورزد . درباره‏ طمع فرمود : « أكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع » ( 3 ) بيشتر زمين‏ خوردنهای عقل آنجا است كه برق طمع ، جستن می‏كند
بدوزد شره ديده هوشمند
در آرد طمع مرغ و ماهی به بند
رسول اكرم ( ص ) می‏فرمايد : « اعدی عدوك نفسك التی بين جنبيك » (4) يعنی بالاترين دشمنان تو همان نفس اماره و احساسات سركش تو است كه از همه به تو نزديكتر است و در ميان دو پهلويت قرار گرفته است
علت اينكه اين دشمن بالاترين دشمنان است واضح است ، زيرا دشمن عقل‏ است كه بهترين دوست انسان است . هم رسول اكرم ( ص ) فرمود : « صديق‏ كل امرء عقله » ( 5 ) يعنی دوست واقعی هركس عقل او است

پاورقی : 1 - مصباح الشريعة ، باب 38 ، ص . 223 2 و 3 - نهج‏البلاغه ، حكمت 212 و . 219 4 - بحارالانوار ، ج 70 ، ص . 64 5 - بحارالانوار ، ج 1 ، ص 87 ، از حضرت رضا عليه السلام

از هر دشمنی با نيروی عقل می‏توان دفاع كرد . اگر دشمنی پيدا شود كه‏ بتواند عقل را بدزدد پس او از همه خطرناكتر است . صائب تبريزی شعری‏ دارد كه مثل اينست كه ترجمه همان حديث نبوی است ، می‏گويد : بستر راحت چه اندازيم بهر خواب خوش ما كه چون دل دشمنی داريم در پهلوی خويش پس توجه به اين مطلب لازم است كه حالات و قوای معنوی انسان به حكم‏ تضاد و تزاحمی كه ميان بعضی با بعضی ديگر است در يكديگر تأثير مخالف‏ می‏كنند و تقريبا اثر يكديگر را خنثی می‏كنند ، و به عبارت ديگر با يكديگر دشمنی و حسادت می‏ورزند . از آنجمله است دشمنی هوا و هوس با عقل
از همين جا معنای تأثير تقوا در تقويت عقل و ازدياد بصيرت و روشن‏بينی‏ دست عقل را باز می‏كند و به وی آزادی می‏دهد : عتق من كل ملكة
حكما اينگونه عاملها را كه به طور غير مستقيم تأثير دارند فاعل بالعرض‏ می‏نامند . می‏گويند فاعل يا بالذات است و يا بالعرض . فاعل بالذات‏ آنست كه اثر ، مستقيما از خود او توليد شده ، و فاعل بالعرض آنست كه‏ اثر ، مولود علت ديگری است و كار اين علت كار ديگری است مثل اينكه‏ مانع را برطرف كرده است ، و همينكه مانع برطرف شد آن علت ديگر اثر خود را توليد می‏كند ، ولی بشر همين را كافی می‏داند كه آن اثر را به اين‏ علت زايل كننده مانع هم نسبت بدهد
اگر انسان در هر چيزی شك كند در اين مطلب نمی‏تواند شك كند كه خشم و شهوت و طمع و حسد و لجاج و تعصب و خودپسندی و نظائر اين امور آدمی را در زندگی كور و كر می‏كند . آدمی پيش هوس كور و كر است . آيا می‏توان در اين مطلب شك كرد كه يكی از حالات عادی و معمولی بشر اينست كه عيب را در خود نمی‏بيند و در ديگران می‏بيند و حال آنكه خودش بيشتر به آن عيب‏ مبتلا است ؟ آيا علت اين نابينائی نسبت به عيب خود جز عجب و خودپسندی‏ و مغروری چيز ديگری هست ؟ آيا ترديدی هست كه مردمان متقی كه مجاهده‏ اخلاقی دارند و بر عجب و طمع و ساير رذائل نفسانی فائق آمده‏اند بهتر و روشنتر عيب خود و درد خود را درك می‏كنند ؟ و آيا برای انسان علم و حكمتی مفيدتر از اينكه خود را و عيب خود را و راه اصلاح خود را بشناسد وجود دارد ؟ اگر توفيقی پيدا كنيم كه با نيروی تقوا نفس اماره را رام و مطيع‏ نمائيم آنوقت خواهيم ديد چه خوب راه سعادت را درك می‏كنيم و چه خوب‏ می‏فهميم و چه روشن می‏بينيم و چه خوب عقل ما به ما الهام می‏كند
آنوقت می‏فهميم كه اين مسائل چندان هم پيچيده و محتاج به استدلال نبوده ، خيلی واضح و روشن بوده ، فقط غوغاها و پارازيتها نمی‏گذاشته‏اند كه ما تعليم عقل خود را بشنويم

آيا هوش غير از عقل است ؟

گاهی افرادی ديده می‏شوند كه در مسائل علمی بسيار زيرك و با هوشند و از ديگران خيلی جلواند ، ولی همين اشخاص در مسئله زندگی و راهی كه بايد انتخاب كنند مثل آدمهای گيج و متحيراند ، افرادی كه هوششان در علميات‏ از اينها خيلی عقبتر است مصالح زندگی را بهتر و روشنتر می‏بينند . لهذا اين فكر پيش آمده كه در انسان دو چيز است يكی هوش و يكی عقل ، بعضی با هوشترند و بعضی عاقلتر
ولی حقيقت اينست كه ما دو قوه نداريم يكی به نام عقل و ديگری به نام‏ هوش . افراد باهوشی كه در مسائل عملی گيج و مبهوت و متحيرند علتش همان‏ است كه عرض شد ، در اثر طغيان دشمنان عقل اثر عقلشان خنثی شده ، پارازيتها نمی‏گذارند كه فرمان عقل خود را بشنوند . اينگونه اشخاص‏ پارازيت وجودشان زياد است ، نه اينكه در عقل خود كم و كسری داشته باشند
در اول سخن اشاره كردم كه تقوا و مجاهده اخلاقی و طهارت روح ، در آنچه‏ مربوط به حوزه عقل نظری است هيچگونه تأثيری ندارد . حتی فلسفه الهی نيز وابستگی به اين معانی اخلاقی ندارد . و اشاره كردم كه در عين حال به نحو ديگری تقوا و مجاهده اخلاقی در تحصيل معارف الهی مؤثر است . اين مطلب‏ احتياج به بحث مستقل دارد و چون آنچه فعلا گفتم می‏فرمايد : « قد احيی عقله ، و امات نفسه حتی دق جليله ، و لطف غليظه ، و برق له لامع كثير البرق ، فابان له الطريق ، و سلك به السبيل ، فتدافعته الابواب الی باب السلامه » ( 1 ) عقل خويش را زنده كرده و نفس‏ اماره را ميرانده است تا آنجا كه اثر اين مجاهدت در بدن وی ظاهر شده و استخوان وی را نازك و غلظت وجود وی را تبديل به لطافت كرده . در اين‏ موقع برقی شديد برای وی می‏جهد و راه را به او نشان می‏دهد و او را در راه‏ می‏اندازد و پيوسته از اين در به آن در و از اين مرحله به آن مرحله او را حركت می‏دهد تا می‏رسد به آنجا كه باب سلامت مطلق است

پاورقی : 1 - نهج البلاغه ، خطبه . 218

« يهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و يخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و يهديهم الی صراط مستقيم »( 1 )

تقوا و تلطيف احساسات

تقوا و طهارت در يك ناحيه ديگر هم تأثير دارد و آن ناحيه عواطف و احساسات است . كه احساسات را رقيق‏تر و لطيف‏تر می‏كند . اينطور نيست‏ كه آدم با تقوا كه خود را از پليديها و كارهای زشت و كثيف ، از ريا و تملق ، از بندگی و كاسه ليسی دور نگهداشته ، ساحت ضمير خود را پاك‏ نگهداشته ، عزت ومناعت و آزادمنشی خود را حفظ كرده ، توجهش به معنا بوده ، نه به ماده ، يك همچو شخصی نوع احساساتش با احساسات يك آدم‏ غرق در فحشاء و پليدی و غرق در ماديات يكی باشد . مسلما احساسات او عالی‏تر و رقيق‏تر و لطيف‏تر است ، تأثرات او در مقابل زيبائيهای معنوی‏ بيشتر است ، دنيا را طور ديگری و با زيبائی ديگری می‏بيند ، آن جمال عقلی‏ كه در عالم وجود است بهتر حس می‏كند
گاهی اين مسئله طرح می‏شود كه چرا ديگر شعرائی مثل سابق پيدا نمی‏شود ؟ چرا ديگر آن لطف و رقت كه مثلا در گفته‏های سعدی و حافظ هست امروز پيدا نمی‏شود ؟ و حال آنكه همه چيز پيش رفته و ترقی كرده ، علم جلو رفته و افكار ترقی نموده ، دنيا از هر جهت پيش رفته

پاورقی : 1 - سوره مائده ، آيه 16 : [ خداوند به سبب آن ، كسانی را كه خشنودی‏ او را می‏جويند به راههای سلامتی هدايت می‏كند ، و به اذن خويش ايشان را از تاريكيها به سوی نور بيرون می‏برد ، و به راه راست هدايت می‏نمايد ]

اگر به شعرای معاصر بر نخورد ، عقيده شخصی من اينست كه علت اين امر يك چيز است و آن اينكه علاوه بر ذوق طبيعی و قدرت خلاقه فكری ، يك رقت‏ و لطافت و حساسيت ديگر در ضمير لازم است . اين رقت و لطافت وقتی پيدا می‏شود كه شخص توجه بيشتری به تقوا و معنويت داشته باشد ، اسير ديو خشم‏ و شهوت نباشد ، آزادگی و وارستگی داشته باشد
اگر عده‏ای اصرار دارند كه شاعران روشن ضمير گذشته را هم مثل خودشان‏ آلوده و پليد معرفی كنند و اين معما را حل نشدنی جلوه دهند مطلب ديگری‏ است . عقيده شخصی من اينست كه آدم پليد و آلوده هر اندازه قدرت هوش و ذكاوتش زياد باشد از درك لطفهای معنوی و روحی عاجز است و نمی‏تواند آنطور معانی لطيف و رقيق كه در سخنان بعضی ديده می‏شود ابداع كند

تقوا و نيروی پيروزی بر شدائد

اما اثر ديگر تقوا كه قرآن كريم می‏فرمايد : « و من يتق الله يجعل له‏ مخرجا »هر كس كه تقوای خدا داشته باشد خداوند برای او راه بيرون شدن از سختيها و شدائد را قرار می‏دهد ، ايضا می‏فرمايد : « و من يتق الله يجعل له‏ من امره يسرا »هركس كه تقوای الهی داشته باشد خداوند يك نوع سهولت و آسانی در كار او قرار می‏دهد ، اميرالمؤمنين سلام الله عليه می‏فرمايد : « فمن اخذ بالتقوی عزبت عنه الشدائد بعد دنوها ، و احلولت له الامور بعد مرارتها ، و انفرجت عنه الامواج بعد تراكمها ، و أسهلت له الصعاب بعد » « انصابها » يعنی هركس كه چنگ به دامن تقوا بزند سختيها و شدائد بعد از آنكه به او نزديك شده‏اند از او دور می‏شوند و كارها كه بر ذائقه او تلخ‏ آمده‏اند برايش شيرين می‏شوند ، موجها كه روی هم جمع شده‏اند و می‏خواهند او را به كام بكشند از او كنار می‏روند ، امور پر مشقت بر او آسان می‏گردد
در اينجا نيز سؤالی طرح می‏شود كه چه رابطه‏ای ميان تقوا كه يك خصيصه روحی‏ و اخلاقی است ، با پيروزی بر مشكلات و شدائد وجود دارد

دو نوع مضيقه و تنگنا

در اينجا مقدمه بايد عرض كنم كه مضيقه‏ها و تنگناهائی كه برای انسان‏ پيش می‏آيد و سختيهائی كه انسان در آن سختيها واقع می‏شود دو نوع است : يك نوع مضيقه‏هائی است كه اختيار و اراده انسان هيچگونه دخالتی در آنها ندارد ، مثل اينكه سوار هواپيما می‏شود و هواپيما خراب می‏گردد ، و يا آنكه سوار كشتی است و دريا طوفانی می‏شود ، خطر غرق شدن وجود دارد ، و امثال اين شدتها و گرفتاريهائی كه برای هر كسی ممكن است پيش بيايد بدون‏ آنكه قابل پيش‏بينی باشد و اراده و اختيار انسان در آن دخالت داشته باشد
و نوع ديگر از ابتلاها و مضايق و گرفتاريها آنها است كه اراده و اختيار انسان در اينكه وارد آن گرفتاريها بشود و يا نشود و اگر وارد شد چگونه خارج شود دخالت دارد ، و به تعبير ديگر گرفتاريهای اخلاقی و اجتماعی

پاورقی : 1 - نهج‏البلاغه ، خطبه . 196

پس در اينجا دو مسئله پيش می‏آيد : يكی تأثير تقوا در نجات انسان از گرفتاريهای نوع اول و ديگر تأثير تقوا در نجات از گرفتاريهای نوع دوم
اما در قسمت اول من الان نمی‏توانم اظهار نظر كنم كه بيان قرآن شامل‏ نجات از اين نوع گرفتاريها هم هست يا نيست . البته هيچ مانعی نيست كه‏ يك همچو ناموسی در جهان باشد و يك نوع ضمانت الهی بوده باشد ، نظير استجابت دعا ، ولی جمله‏ای هست در نهج‏البلاغه كه می‏توان آن را به منزله‏ تفسير اين مطلب تلقی كرد كه منظور ، نجات از گرفتاريهای نوع دوم است
در خطبه 181 می‏فرمايد : « و اعلموا انه من يتق الله يجعل له مخرجا من‏ الفتن ، و نورا من الظلم » . بدانيد كه هر كه تقوای الهی داشته باشد خداوند برای او راه بيرون شدن از فتنه‏ها ، و نوری به جای تاريكی قرار می‏دهد . فتنه‏ها همان ابتلائات سوء و گرفتاريهای اخلاقی و اجتماعی است
گرفتاريهای نوع اول نادرالوجود است . عمده گرفتاريها و شدائد و مضايقی‏ كه برای انسان پيش می‏آيد و زندگی را تلخ و شقاوت آلود می‏كند و هرگونه‏ سعادت دنيوی و اخروی را از انسان سلب می‏كند همين فتنه‏ها و ابتلائات سوء و گرفتاريهای اخلاقی و اجتماعی است
با توجه به اينكه منشأ بيشتر گرفتاريهای هر كسی خود او است و هر كسی‏ خودش بالاترين دشمنان خودش است - « اعدی عدوك نفسك التی بين جنبيك » هر كسی خودش سرنوشت خود را تعيين می‏كند ، غالب رفتارهای هر كسی با خودش خصمانه است
دشمن به دشمن آن نپسندد كه بی‏خرد
با نفس خود كند به مراد هوای خويش
اغلب گرفتاريهائی كه برای ما پيش می‏آيد از خارج نيامده ، خودمان برای‏ خودمان درست كرده‏ايم . من در زندگی خودم و همچنين در زندگی اشخاصی كه‏ تحت مطالعه من بوده‏اند تجربه كرده‏ام ديده‏ام همينطور است . با توجه به‏ اينها خوب واضح می‏شود كه سلاح تقوا چه اندازه مؤثر است در اينكه انسان‏ را از فتنه‏ها دور نگه می‏دارد ، به فرض اينكه در فتنه واقع شد تقوا او را نجات می‏دهد . قرآن كريم در سوره اعراف آيه 201 می‏فرمايد : « ان الذين‏ اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون »مردمان با تقوا اگر هم احيانا خيالی از شيطان بر آنها بگذرد و جان آنها را لمس كند و روح آنها را تاريك نمايد تذكر پيدا كرده و به ياد خدا می‏افتند و بصيرت‏ خود را باز می‏يابند
به همين دليل كه تقوا اثر اول يعنی روشن‏بينی و ازدياد بصيرت را به‏ دنبال خود دارد ، اثر دوم يعنی نجات از مهالك و مضايق را دارد
گرفتاريها و شدائد در تاريكی پيدا می‏شود ، تاريكی غبار معاصی و گناهان و هواها و هوسها . وقتی كه نور تقوا پيدا شد راه از چاه تميز داده می‏شود و انسان كمتر گرفتار می‏شود و اگر گرفتار شد در روشنی تقوا بهتر روزنه بيرون‏ رفتن را پيدا می‏كند
گذشته از همه اينها تقوا و خود نگهداری سبب می‏شود كه انسان نيروهای‏ ذخيره وجود خود را در راههای لغو و لهو و حرام هدر ندهد ، هميشه نيروی‏ ذخيره داشته باشد . بديهی است كه آدم نيرومند و با اراده و با شخصيت‏ بهتر تصميم می‏گيرد و بهتر می‏تواند خود را نجات بدهد . همان طوری كه نور و روشنائی داشتن ، راهی و وسيله‏ای است برای نجات و رهائی ، قوت و نيرو داشتن نيز به نوبه خود راه و وسيله‏ای است كه خداوند متعال‏ قرار داده است
در اواخر سوره مباركه يوسف آيه‏ای است كه به منزله نتيجه‏گيری از آن‏ داستان عجيب و پرهيجان است . داستان حضرت يوسف را كم و بيش همه‏ شنيده‏ايد . آنجا كه داستان نزديك است به آخر برسد يعنی بعد از آنكه‏ يوسف ، عزيز مصر می‏گردد و برادران يوسف در اثر قحطی برای تهيه غله از كنعان به مصر می‏آيند و آنها يوسف را نمی‏شناسند ولی يوسف آنها را می‏شناسد و يوسف به بهانه‏ای " بنيامين " را كه از طرف مادر هم با يوسف برادر بود پيش خود نگه می‏دارد . در اين وقت برای بار دوم برادران‏ می‏آيند و با گردن كج و التماس از يوسف گندم می‏خواهند و حالت عجز و التماس خاصی به خود می‏گيرند ، و چقدر خوب قرآن كريم منظره تذلل و زاری‏ و كوچكی آنها را در اين آيه مجسم كرده است ! گفتند : « يا ايها العزيز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاه فاوف لنا الكيل و تصدق علينا ان‏ الله يجزی المتصدقين »ای عزيز و ای مهتر ! ما و خانواده‏مان بدبخت‏ شده‏ايم و وجه ناقابلی برای خريد گندم با خود آورده‏ايم . كيل تمام به ما بده و بر ما مسكينان تصدق كن . خداوند به تصدق كنندگان پاداش می‏دهد
يوسف تا اين وقت خودش را معرفی نكرده بود . در اين وقت خواست‏ خودش را به آنها بشناساند : « قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و اخيه اذ انتم جاهلون »گفت : يادتان هست كه از روی جهالت و نادانی با يوسف و برادرش چه كرديد ؟ همينكه اين جمله را گفت كه آيا يادتان هست با يوسف و برادرش چه كرديد آنها يكه خوردند « قالواء انك لانت يوسف گفتند آيا تو يوسف هستی ؟ « قال انا يوسف و هذا اخی قد من الله علينا گفت بلی من يوسفم و اين هم برادر من است . خداوند عنايت و لطف خاص‏ خود را شامل حال ما گردانيد . « انه من يتق و يصبر فان الله لا يضيع اجر المحسنين »( 1 ) هر كس كه تقوا و صبر داشته باشد ، خود نگهداری و مقاومت داشته باشد ، خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمی‏كند . اينكه‏ می‏بينيد ، نتيجه تقوا است ، نتيجه پاكی و خودنگهداری است . غلام شدم و زير دست اين و آن افتادم اما تقوا را حفظ كردم ، كارم به جائی رسيد كه‏ متشخص‏ترين زنان مصر و يكی از زيباترين زنان مصر از من جوان بی‏اسم و رسم‏ تقاضای كام گرفتن كرد ولی من خودم را در پناه تقوا نگه داشتم و گفتم‏ « رب السجن أحب الی مما يدعوننی اليه »(2) من زندان را بر اين لذتهای‏ مقرون به آلودگی ترجيح می‏دهم . تقوای آنروز ، مرا امروز عزيز مصر كرد
تقوا و صبر و پاكی و نزاهت در اين جهان گم نمی‏شود ، آدمی را از حضيض‏ ذلت به اوج عزت می‏رساند . « انه من يتق و يصبر فان الله لا يضيع اجر المحسنين ». مثل اينست كه قرآن كريم نتيجه داستان يوسف را در اين يك‏ جمله خلاصه كرده است كه عاقبت از آن تقوا است . تقوا آدمی را از مهالك‏ و شدائد بسياری نجات می‏دهد و به اوج عزت می‏رساند « و من يتق الله يجعل‏ له مخرجا »برای مردمان متقی كه در همه حال خود را حفظ می‏كنند بن‏بست و شكست وجود ندارد

پاورقی : 1 - سوره يوسف ، آيات 88 تا . 90 2 - سوره يوسف ، آيه . 33

وقتی كه انسان كلمات و خطابات اباعبدالله ( ع ) را به خاندان محترمش‏ می‏بيند كه با چه ايمان و اطمينانی به آنها اطمينان می‏دهد غرق در حيرت‏ می‏شود : يارب ! اين چه روحيه و چه ايمان و چه اطمينان است و اين تضمين‏ را از كجا گرفته بود ؟ ! در كتب نوشته‏اند « ثم ودع ثانيا اهل بيته » برای بار دوم با اهل بيت خود وداع كرد ، به آنها گفت : « استعدوا للبلاء و اعلموا ان الله حافظكم و حاميكم » مهيا و آماده تحمل سختيها باشيد و بدانيد خداوند شما را حفظ و حمايت می‏كند « و سينجيكم من شر الاعداء و يجعل عاقبة امركم الی خير » شما را نجات خواهد داد و سرانجام كار شما را نيك خواهد كرد « و يعذب اعاديكم بانواع البلاء ، و يعوضكم الله عن هذه‏ البلية بانواع النعم و الكرامة » دشمنان شما را به اقسام عذابها گرفتار خواهد كرد و به شما به عوض اين شدائد و بلايا انواعی از نعمتها و كرامتها خواهد داد « فلا تشكوا و لا تقولوا بالسنتكم ما ينقص من قدركم » (1) مبادا شكايت كنيد و مبادا جمله‏ای برزبان بياوريد كه از قدر و قيمت شما بكاهد
اطمينانی كه حسين ( ع ) به پيروزی نهائی داشت و به خاندانش تلقين‏ می‏كرد ، از همان آيه قرآن سرچشمه می‏گيرد كه می‏فرمايد : « و من يتق الله‏ يجعل له مخرجا ». اين تضمين را از قرآن گرفته بود . از نوع اطمينان و ايمانی است كه يوسف صديق داشت كه هنگامی كه به نتيجه تقوای خود رسيد با خوشحالی و رضايت می‏گفت : « انه من يتق و يصبر فان الله لا يضيع اجر المحسنين »ولی امام حسين ( ع ) قبل از آنكه داستان به آخر برسد و به‏ نتيجه برسد نتيجه را می‏ديد

پاورقی : 1 - نفس المهموم ، ص 355 و . 445

كلمات شمرده حسين مثل تير بر قلب خاندانش نشست . سختيها و اسارتها را تحمل كردند ولی در پناه صبر و تقوا ، عاقبت كارشان همانطور شد كه‏ حسين ( ع ) به آنها وعده داده بود و خداوند در قرآن تضمين كرده بود . بعد از چندی می‏بينيم كه زينب سلام الله عليها همان جمله‏های حسين را به الفاظ ديگر با يك دنيا اطمينان بازگو می‏كند . خطاب به يزيد بن معاويه كرده‏ می‏گويد : « فكد كيدك ، و اسع سعيك ، و ناصب جهدك . فو الله لا تمحوا ذكرنا ، و لا تميت وحينا ، و لا تدرك امدنا ، و لا ترحض عنك عارها » (1) هر حيله‏ای كه می‏خواهی بكار ببر و هر چه دلت می‏خواهد كوشش كن ، اما به‏ خدا قسم كه نخواهی توانست نام ما و محبوبيت و احترام ما را از بين ببری‏ ، نمی‏توانی وحی زنده خدا را كه در خاندان ما پيدا شده بميرانی . برای تو جز عار و ننگ و رسوائی در اين جهان چيزی باقی نمی‏ماند

آموزش پارتیشن بندی هارد دیسک

آموزش پارتیشن بندی هارد دیسک ( FDisk )


همان طور که می دانید، یک هارد دیسک نو در ابتدا، دارای هیچ گونه پارتیشنی نمی باشد و یا به اصطلاح می گویند که هارددیسک (خام) می باشد. برای پارتیشن بندی یک هارد دیسک خام، نرم افزارهای متفاوتی وجود دارد. اما یکی از ایده آل ترین آنها، برنامه معروف
FDISK می باشد. قبل از شروع بحث پارتیشن بندی، می بایست یک درک کلی از یک هارد دیسک داشته باشید. به طور کلی اکثریت هارددیسکهای پارتیشن بندی شده، دارای یک پارتیشن اولیه Primary Partition یک پارتیشن افزوده شده Extended Partition و درایوهای منطقی Logical Drives که درون پارتیشن Extended قرار دارند، می باشد.

اجرا کردن برنامه
FDISK

برای اجرای برنامه
FDISK ، به یک دیسکت Startup ویندوز 98 یا ME احتیاج دارید. بدین ترتیب که به وسیله دیسکت، بوت (Boot ) شده تا کامپیوتر در محیط داس (DOS ) بالا بیاید. پس از بوت شدن کامپیوتر به وسیله دیسک Startup، عبارت FDISK را تایپ کرده و کلید Enter را فشار دهید تا به محیط برنامه FDISK وارد شوید.

شروع کار با
FDISK

بعد از اجرا کردن
FDISK ، صفحه ای نمایان می شود که حاوی یک پیام طولانی می باشد. در انتهای این پیام، سوال زیر پرسیده شده است:

(Do you wish to enable large disk support (Y/N?





در این صفحه، حرف
Y را تایپ کرده و کلید Enter را فشار دهید تا به منوی اصلی برنامه FDISK بروید.


منوی اصلی برنامه
FDISK

منوی اصلی برنامه
FDISK ، شامل گزینه های زیر می باشد:

Current fixed disk drive: 1

Choose one of the following :

1. Create DOS partition or logical DOS Drive

2. Set active partition

3.  Delete partition of Logical DOS Drive

4.  Display partition information

Enter choice : [1]



ایجاد پارتیشن
Primary

برای ایجاد کردن این پارتیشن، در منوی اصلی برنامه، عدد 1 را وارد کرده و کلید
Enter را فشار دهید تا گزینه های زیر نمایان شود:


1. Create Primary DOS Partition

2.  Create Extended DOS Partition

3. Create Logical DOS Drive(s) in the Extended DOS Partition

Enter Choice: [1]




سپس دوباره عدد 1 را وارد کرده و کلید
Enter را فشار دهید. با انجام این کار و پس از گذشت مدت زمانی، پیغام زیر به نمایش در می آید:

Do you wish to use the maximum available size for a Primary DOS Partition and make the partition active (Y/N)? [Y]



این سوال به شما می گوید که آیا مایل هستید تمام فضای هارددیسک را به پارتیشن
Primary اختصاص داده و آن را فعال ( Active) نمایید؟ مسلم است که همچین کاری برای یک هارددیسک با ظرفیت 40 GB و یا بیشتر، غیر معقول است. پس حرف N را تایپ کرده و کلید Enter را فشار دهید تا پیغام زیر نمایان شود:

Total disk space is 38090 Mbytes (1 Mbyte = 1048576 bytes)

Maximum space available for partition is 38090 Mbytes (100%)

Enter partition size in Mbytes or percent of disk space (%) to create a Primary DOS Partition: [38090]




حال در اینجا، می بایست مقدار فضایی را که می خواهید به پارتیشن
Primary خود اختصاص دهید را بر حسب مگابایت و یا درصد وارد کنید. بعد از وارد کردن مقدار مورد نظر خود، کلید Enter را فشار دهید. پس از ساخته شدن پارتیشن Primary، کلید ESC را بزنید تا به منوی اصلی برنامه بازگردید.

فعال کردن یک پارتیشن

پارتیشن فعال در واقع همان پارتیشنی است که فایلهای مورد نیاز برای بوت سیستم در آن وجود دارد. این پارتیشن معمولا همان پارتیشن
Primary که C نام دارد می باشد. برای فعال کردن پارتیشن Primary ساخته شده، در منوی اصلی برنامه، عدد 2 و سپس کلید Enter را فشار دهید. حال عدد (1 اگر که می خواهید پارتیشن C شما فعال شود) را وارد کرده و کلید Enter را فشار دهید تا پارتیشن C به عنوان پارتیشن فعال انتخاب شود. دکمه ESC را بزنید تا به منوی اصلی برنامه بازگردید.

ساخت پارتیشن
Extended

برای ساخت پارتیشن
Extended ، در منوی اصلی برنامه، عدد 1 و سپس کلید Enter را فشار دهید. در صفجه ظاهر شده، عدد 2 و سپس کلید Enter را فشار دهید تا پیغامی همانند پیغام زیر نمایان شود:

Total disk space is 38090 Mbytes (1 Mbyte = 1048576 bytes)

Maximum space availabe for partition is 20180 Mbytes (53%)

Enter partition size in Mbytes or percent of dik space (%) to create an Extended DOS Partition: [20180]




چنان چه می خواهید مابقی فضای هارددیسک باقیمانده را نیز پارتیشن بندی کنید، در این صفحه کلید
Enter را فشار دهید. درین صورت، تمامی فضای باقیمانده به صورت پارتیشن Extended در خواهد آمد و دیگر، هیچ فضای خامی، درون هارددیسک باقی نخواهد ماند. پس از ساخته شدن پارتیشن Extended، کلید ESC را فشار دهید.

ساخت درایوهای منطقی

پس از اینکه پارتیشن
Extended ساخته شد و شما کلید ESC را فشار دادید، FDISK به شما می گوید که هیچ درایو منطقی ساخته نشده است و پیغام زیر را نمایش می دهد:

Total Extended DOS Partition size is 20180 Mbytes (1 Mbyte = 1048576 bytes)

Maximum space available for logical drive is 20180 Mbytes (100%)

Enter logical drive size in Mbyte or percent of disk space (%): [20180]



حال می توانید درایوهای منطقی خود را بسازید. بدین منظور، حجم درایوهای منطقی خود را وارد کرده و کلید
Enter را فشار دهید.

حذف پارتیشنها از هارددیسک

برای حذف کردن پارتیشنهای ساخته شده در یک هارددیسک، ابتدا می بایست درایوهای منطقی، سپس پارتیشن
Extended و در نهایت پارتیشن Primary را حذف نمود. برای حذف درایوهای منطقی از یک هارددیسک، در منوی اصلی برنامه FDISK، عدد 3 و سپس کلید Enter را فشار دهید تا منوی زیر نمایان شود:


1. Delete Primary DOS Partition

2. Delete Extended DOS Partition

3. Delete Logical DOS Drive(s) in the Extended DOS Partition

4. Delete Non-DOS Partition




در این منو، عدد 3 را تایپ کرده و کلید
Enter را فشار دهید تا صفحه ای نمایان شود. در این صفحه، لیستی از درایوهای منطقی به همراه نام آنها، به نمایش در آمده است و در انتهای این صفحه، پیغام زیر نوشته شده است:


Total Extended DOS Partition size is 20180 Mbytes (1 Mbyte = 1048576 bytes)

WARNING! Data in a deleted Logical DOS Drive will be lost .

What drive do you want to delete? [ ]



در این صفحه، حرف درایو منطقی ای که می خواهید آن را پاک نمایید، وارد کنید (به عنوان مثال (
E سپس کلید Enter را فشار دهید. حال برنامه FDISK از شما، نام پارتیشن ( Lable) را می خواهد. نام پارتیشن را وارد کرده و کلید Enter را فشار دهید. در این لحظه، FDISK از شما سوالی مبنی بر اینکه آیا می خواهید پارتیشن را پاک نمایید یا خیر، می پرسد. حرف Y را تایپ کرده و کلید Enter را فشار دهید تا درایو منطقی مورد نظر شما پاک شود. پس از پاک کردن تمامی درایوهای منطقی، نوبت به پاک کردن پارتیشن Extended می رسد. برای پاک کردن پارتیشن Extended، در منوی اصلی برنامه FDISK، عدد 3 را تایپ کرده و کلید Enter را فشار دهید. سپس عدد 2 را تایپ کنید و کلید Enter را فشار دهید تا پیغام زیر نمایان شود:


Total disk space is 38090 Mbytes (1 Mbyte = 1048576 bytes)

WARNING! Data in the Extended DOS Partition will be lost .

Do you wish to continue (Y/N)? [N]



در این صفحه، حرف
Y را تایپ کرده و سپس کلید Enter را فشار دهید تا پارتیشن Extended پاک شود.

خب این هم آموزش کامل پارتیشن بندی امیدوارم که فرمت و کارهای دیگر را بلد باشید اما اگر خواستید باز هم در بخش نظرات بنویسید من در خدمتم و آن را هم آموزش می دهم البته یک کم اشاره می کنم که فرمان زیر مخصوص فرمت درایو سی می باشد.

Format c:/s



بعد از کلمه فرمت یک فاصله باید قرار دهید و اگر هم خواستید جای سی درایوهای دیگری را می توانید جایگزین کنید مانند فلاپی درایو و البته بهتر است موقع نصب ویندوز شما اگر دارای 3 درایو هستید فقط سی را فورمت کنید و بقیه درایوها را در محیط ویندوز فومت و قابل استفاده کنید چون شما گزینه کوییک را هم دارید و سرعت و راحتی کار هم کاملا مشهود می باشد.

یک نکته مهم هم این است که شاید شما هارد را فرمت کردید و خواستید ویندوز نصب کنید اما نشد شما باید با همین پارتیشن ها بازی کنید و در اصل یک بار پاک و دوباره بسازید تا اوپراتینگ سیستم فایلز شما کاملا مصدود شوند تا مراحل نصب به اتمام برسد.

 

آموزش نصب ویندوز XP

آموزش نصب ویندوز XP

جهت استفاده از این روش شما حتماً باید یک ورژن از ویندوز (مهم نیست که 98-2000-2003 و یا حتی xp باشد) بر روی کامپیوترتان بصورت از قبل نصب شده داشته باشید.

براي نصب XP ابتدا پس از تهيه CD مربوطه و مشخص كردن و انتخاب كردن درايوي كه مي خواهيد XP را در آن نصب كنيد، CD را داخل CD-ROM قرار دهيد صفحه ي نصب ويندوز به صورت Autorun يا خودكار ظاهر مي شود در غير اين صورت مي توانيد آن را از طريق پنجره My Computer باز كنيد، به ياد داشته باشيد قبل از انجام هر كاري، اول شماره سريال ويندوز را در گوشه اي يادداشت كنيد، بعد از باز كردن صفحه نصب ويندوز انتخاب هاي متعددي در پيش روي شما قرار مي گيرد از جمله: نصب ويندوز Install Windows XP انجام وظايف اصلي Perform Additional بررسي برنامه هاي قديمي قابل اجراء در سيستم Chek System Compatibility با انتخاب گزينه اول Install Windows XP كادر محاوره اي كوچكي به نام Windows Setup در مقابل شما ظاهر مي شود، در قسمت بالا و در سمت چپ اين كادر محاوره اي دو گزينه در اختيار شما قرار مي دهد: ارتقاء درجه Upgrade نصب جديد New Installation گزينه ي شماره 1 همان سيستمي را كه اكنون در حال استفاده از آن هستيد را به ويندوز XP ارتقاء مي دهد اما گزينه ي شماره 2 يك سيستم عامل جديد برايتان نصب مي كند، پس شما گزينه شماره 2 را انتخاب مي كنيد و دكمه ي NEXT را فشار مي دهيد، سپس توضيحاتي در مورد خود ويندوز و قراردادهاي آن است كه شما با انتخاب گزينه I Accept this Agreement و موافقت كردن در مرحله بعدي شماره ي سريالي را كه قبلا يادداشت كرده بوديد را از شما مي خواهد شماره را وارد و Next مي كنيد، اكنون وارد Setup Option مي شويد گزينه ي Advanced Option را انتخاب كنيد و قسمت دوم مسيري را كه ويندوز بايد طي كند يا همان درايوي را كه مي خواهيد ويندوزتان را در آن بريزيد را انتخاب كنيد: WINDOWS/: نام درايو مثل: H:/WINDOWS و گزينه ي Copy All Installation File From Setup CD را فعال كنيد، سپس دكمه ي NEXT را زده در مرحله بعدي يعني Gey Update Setup File روي گزينه دوم كليك كرده و آن را فعال مي كنيد، بعد از چند ثانيه ستوني در سمت چپ تصوير ظاهر مي شود كه در حال پر شدن است و در حال كپي كردن فايل ها و... در سمت راست هم جزئيات كارهايي كه در حال انجام است و توضيحاتي در مورد ويژگي هاي ويندوز و وسايل و امكانات آن نوشته مي شود، وقتي كار كپي كردن فايل ها به پايان رسيد كامپيوتر به طور خودكار براي اولين بار Restart مي شود. بعد از آن كامپيوتر براي بالا آمدن دو انتخاب در مقابل شما قرار مي دهد انتخاب اول همين ويندوزي است كه تازه نصب شده و انتخاب دوم ويندوزي كه قبلا داشتيد البته چون فعلا براي اولين بار است كه وارد ويندوز تازه مي شويد و هنوز هم نصب به طور كامل انجام نشده است كامپيوتر خود به خود وارد همان گزينه ي اول كه ويندوز تازه است مي شود و ادامه ي كار نصب را دنبال مي كند. اكنون وارد محيطي تقريبا شبيه به محيط DOS شده ايد با فشردن دكمه F2 وارد مرحله بعدي شده و ENTER كنيد، سپس نام درايوي را كه مي خواهيد ويندوز در آن نصب شود را مي پرسد شما با انتخاب نام درايو مورد نظر از فهرست مذبور ENTER كرده و وارد مرحله ي بعد مي شويد اكنون در مرحله Setup Will Install Windows o­n Partion هستيد و در مقابل شما  6 حالت وجود دارد روي گزينه ي ششم يعني: Leave The Current File System Intact رفته و ENTER كنيد؛ البته كامپيوتر معمولا به طورپيش فرض روي گزينه ي آخر يا همان گزينه ي ششم مي رود. ساير گزينه ها مربوط به تغيير دادن نوع پارتيشن شماست كه بسته به نوع كاربرد و امنيت مورد نياز تغيير مي كند كه براي يك كاربر معمولي همان گزينه ي ششم مناسب است. در مرحله ي بعد از شما خواسته مي شود تا براي كپي شدن فايل ها كمي صبر كنيد، يك ستون زرد رنگ شروع به پر شدن مي كند و پس از اتمام اين كار كامپيوتر براي دومين بار RESTART مي شود بعد از بالا آمدن خود به خود روي XP رفته و صفحه ي آغازين ويندوز براي اولين بار به نمايش در مي آيد در اين مرحله ماوس هم به كار مي افتد در سمت چپ تصوير و خلاصه اي از كارهايي كه تا كنون انجام شده و در حال انجام شدن هستند را براي شما مي نويسد بعد از اين مرحله كادر محاوره اي ديگري به نام: WINDOWS XP PROFESSIONAL SETUP در مقابل شما ظاهر مي شود كه تنظيمات مربوطه به زبان را مي پرسد البته اين تنظيمات از قبل به طور پيش فرض انتخاب شده است و در غير اين صورت مي توانيد آن را تغيير دهيد و NEXT كنيد و نام و نام سازمان را كه به دلخواه شما ست را وارد كرده و نامي هم براي كامپيوترتان انتخاب كنيد البته در اينجا در قسمت انتخاب زبان اگر مايل باشيد مي توانيد زبان فارسي را انتخاب كنيد تا زبان فارسي هم در ويندوزتان نصب شود يا به اصطلاح ويندوزتان فارسي شود. در مرحله بعد از شما Administrator Password را مي خواهيد كه آن هم بنا به ميل شما اگر مي خواهيد براي ويندوز كلمه عبور در نظر بگيريد تا فقط خودتان بتوانيد وارد آن شويد مي توانيد آن را هم وارد كنيد در غير اين صورت بدون وارد كردن چيزي فقط OK كنيد. صفحه ي بعد پيش كد شهر يا شهرستان محل سكونت شما براي برقراري ارتباط با اينترنت است كه پس از وارد كردن در دومين محل يعني Area Code، NEXT مي كنيد و سيستم را بنا به تن يا پالس بودن سيستم تلفن تان تغيير مي دهيد. در مرحله مربوط به تنظيمات تاريخ و زمان است و مرحله بعد از آن مربوط به نصب لوازم مربوط به شبكه يا Installing Networks است و كارهايي از جمله Registering Compenents و... را انجام مي دهد. پس از انجام اين كارها كامپيوتر براي سومين بار RESTART مي شود و پس از روشن شدن در مقابل شما دو گزينه قرار مي گيرد: MICROSOFT WINDOWS XP PROFESSIONAL سيستم عامل جديد MICROSOFT WINDOWS 95/98/SE/ME سيستم عاملي كه قبلا روي كامپيوتر شما نصب بود با انتخاب اولين گزينه وارد ويندوز تازه مي شويد در ابتدا XP براي ورود اولين بار به داخل اين محيط به شما خوش آمد گويي مي كند و چند سوال هم در مورد ارتباط با اينترنت از شما مي پرسد كه با جواب دادن به اين سوالات وارد مرحله بعدي يعني ورود به Desktop مي شويد، و مي توانيد برنامه هاي مورد نياز را نصب و شروع به كار نماييد.