بهشت و جهنم
به نام همیشه مالک
فردی از پروردگار در خواست کرد تا به او بهشت و جهنم را نشان دهدخداوند پذیرفت او را وارد اتاقی نمود که جمعی از مردم در اطراف دیگ بزرگ غذا نشسته بودند همه گرسنه نا امید و در عذاب بودندهر کدام قاشقی داشت که به دیگ می رسید ولی دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بودبه طوری که نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانندعذاب آنها وحشتناک بود !
آنگاه خداوند گفت :اکنون بهشت را به تو نشان می دهم او به اتاق دیگری که درست مانند اولی بود وارد شد .
دیگ غذا جمعی از مردم همان قاشقهای دسته بلند ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند .
آن مرد گفت : نمی فهمم!!!
چرا مردم اینجا شادنددر حالی که در اتاق دیگر بدبختند؟با آنکه همه چیزشان یکسان است؟
خداوند تبسمی کرد و گفت : خیلی ساده است در اینجا آنها یاد گرفته اند که یکدیگر را تغذیه کنندهر کسی با قاشقش غذا در دهان دیگری می گذاردچون ایمان دارد که کسی هست که در دهانش غذایی بگذارد .
آیا تا کنون دو نفر را در یکجا با دو حال مختلف دیده اید شاید یکی حال خوب ( بهشت ) و دیگری حال بد ( جهنم ) دارد به راستی این دو زیاد ازهم دور نیستند و به راحتی می توان از یکی به دیگری راه یافت این دست خودماست که انتخاب کنیم در کدام یک از آنها باشیم در میان دریای پر تلاطم یا در ساحل نجات و گاهی هم اعمال گذشته ما قدرت انتخاب رااز ما گرفته است نظرتون چیه ؟