تئوريهاي مديريت

به نام انكه ما را فكرت اموخت

تئوريهاي مديريت

.  مقدمه

 مديريت انجام كار به وسيله ديگران است .مديريت يك فرايند است ودلالت بر هدايت تشكيلات انساني دارد. مديريت موثرمبتني برتصميم گيري مناسب ودستيابي به نتايج مطلوب است .مديريت كارا،متضمن تخصيص منابع وصرف مديرانه منابع است.مديريت به فعاليتهاي هدفدار تاكيد دارد .پس از انقلاب صنعتي دراثر توليد انبوه مديريت از مالكيت جداشدوبعدازان به عنوان يك رشته علمي وارد دانشگاه شد. فردريك تيلورپدر مديريت علمي است وفايول از پيشگامان مكتب اصول گرايان است وماكس وبر واضع بوروكراسي است.اين سه رويكرد باهم مكتب كلاسيك را نشكيل ميدهند.كلاسيكها توجه چنداني به محيط خارجي نداشتند ،انها به انسان بعنوان يك ماشين مينگريستند .پس از انها ، التون مايووهمكارانش مكتب نئوكلاسيك را بنيان نهادند وبه عوامل اجتماعي وانساني در سازمان تاكيد داشتند.پس ازان مكتب سيستمي تشكيل گرفت وبعدها مكاب اقتضايي مديريت تشكيل شد ونوع مديريت راباتوجه به شرايط تحليل ميكرد. بخشي از مديريت علم است وبايد اموخته شود ولي بخش ديگران كه با كسب تجارب حاصل ميشود ،هنراست.

.

شيوه رهبري ومديريت هرجامعه بستگي به ساخت فرهنگي وارزشهاي آن دارد. مديريت وظايف : برنامه ريزي ، سازماندهي ، رهبري، هماهنگي و كنترل  را در چهار چوب يك سيستم ارزشي انجام ميدهد.

 برنامه ريزي :

 برنامه ريزي از وظايف بسيار مهم مديران  است و بر ساير وظايف مديران تقدم واولويت دارد.تحقق اهداف فردي وسازمان مستلزم برنامه ريزي است .

 برنامه عبارت است از تعيين هدف مطلوب وپيش بيني راه رسيدن به آن . دربرنامه ريزي وضعيت مطلوب تصور وطراحي ميشود.

بطور كلي اهداف برنامه ريزي عبارتند از:

 1 -افزايش احتمال رسيدن به هدف از طريق تنظيم فعاليتها.

2-افزايش منفعت اقتصادي از طريق مقرون به صرفه ساختن عمليات.

3-متمركز شدن بر طريق دستيابي به مقاصد واهداف واحتراز از انحراف از مسير.

4- مهيا ساختن ابزاري براي كنترل ، كه بدون برنامه ريز يامكان كنترل وجود ندارد.

 انواع برنامه ريزي:

 1- برنامه ريزي استراتژيك ( اساسي)

2- برنامه ريزي عملياتي (اجرايي)

3- برنامه ريزي تخصصي (برنامه ريزي در ساير وظايف مديريت)

برنامه هاي استراتژيك جامع وكلان هستند وبرنامه هاي عملياتي كوتاه مدت وجزيي هستند.

 مراحل عمده برنامه ريزي :

 1-شناسايي مقتضيات موجود ( فرصتها و محدوديتها)

2-تعيين اهداف كوتاه مدت .

3- كسب اطلاعت كامل درباره فعاليتهاي ضروري براي تحقق اهداف.

4 - طبقه بندي وتحليل اطلاعات .

5 – ارئه فرضيه هايي بر مبناي پيش بيني وضعيت اينده .

6- جستجوي بديلها وبرنامه هاي جايگزين .

7- ارزيابي بديلها گوناگون.

8- انتخاب بديل مناسب .

9- تدوين برنامه هاي فرعي وپشتيباني

10- تنظيم توالي فعاليتها و جداول زمان بندي .

11- بيان كردن برنامه هادر قالب ارقام وبودجه وبرنامه تخصيص منابع مالي .

12- پيگيري پيشرفت كار.

برنامه ريزي موثر مستلزم در نظر گرفتن موارد زیر میباشد :

 1- تقدم زماني فعاليتها

2- هما هنگي وارتباط

3- تشريك مساعي وهمكاري

4- اماده سازي شرايط براي اجراي برنامه ها

  محاسن برنامه ريزي شامل :

1- تسهيل تحقق اهداف

2- رشد تكنولوژي وتطبيق ان با محيط

3- افزايش بهره وري

4- امكان كنترل را فراهم ميكند

5- كمك به انجام منظم فعاليتها

 محدوديتهاي برنامه ريزي:

 1 - هزينه ووقت

2 - براساس احتمالات است نه قطعيات

3 – در مواردي فعاليتهارا كند ودشوار ميكند

هماهنگي در برنامه ها واجتناب از برنامه ريزي هاي موازي ومتداخل از اين محدوديتها ميكاهد.

 - مدير موفق كسي است كه حداقل نتيجه قابل قبول را بدست مي اورد.

 - مدير موثر كسي است كه حداكثر نتيجه قابل قبول را بدست مياورد

 - مدير موثر مستلزم داشتن توانايي فني، انساني ، ادراكي ، وطراحي وتوان حل مسئله است

 - براي ارزيابي عملكرد ميتوان از دو شاخص " اثر بخشي و كارايي " استفاده كرد

- اثربخشي يعني تحقق اهداف و انجام كارهاي درست .

 - کارايي يعني درست انجام دادن كارها .

 - همه مديران با تصميم گيري سروكاردارند. تصيم گيري و مديريت را ميتوان مترادف دانست.

 (مديريت فقط به سازمانها وامور اداري مربوط نميشود در انجام جزيي ترين وحتي شخصي ترين كارهاي خود هم اگر از فن مديريت استفاده كنيم بهترين نتايج را بدست مياوريم. مانند مديريت خانه داري... اينجا هنر خانم خونه جلوه پيداميكنه...)

. -----------------------------------------------------------------------------------------------------------

بخش دوم                      

                                                          سازماندهي

 سازماندهي فرايندي است كه طي آن ، ميان افرادوگروههاي كاري ، تقسيم كار صورت ميگيرد وبين انها هماهنگي ايجاد ميشود تا اهداف سازماني تحقق يابد. در فرايند سازماندهي  اول كارها وفعاليتهاي  مورد نياز طراحي وتعريف ميشود. سپس فعاليتها بر حسب مشاغل دسته بندي ميشود وپس  از ان ميان مشاغل وسيستمها ، نحوه برقراري ارتباطات تعريف ميشود. حاصل فرايند سازماندهي ، ساختار سازماني است.(ساختار سازمان در مديريت به اندازه كالبد شناسي در پزشكي اهميت دارد) در هر سازماني يك ساختار رسمي وجود دارد كه به طور قانوني تصويب ميشودوتعداد  مشاغل، حدود وظايف واختيارات ونحوه انجام  فعاليتها  دران مشخص ميشود. به محض اينكه سازمان رسمي ايجاد شد، سازمان غير رسمي به وجود ميايد. شكل گيري سازمان غير رسمي امري طبيعي است . وحاصل تعامل اجتماعي بين كاركنان است. وممكن است سازمان رسمي را تقويت كند يا اينكه در مقابل ان باشد.

 نمودار سازماني وراهنماي سازمان از مهمترين ابزارهاي رسمي سازي در سازمان هستند.در راهنماي سازمان اهداف ، خط مشي ورويه ها، شرح شغلهاي مهم ، رهنمودهاي اصلي براي انجام كارها مشخص ميشود. در سازماندهي معمولا به واحدهاي ستادي و صفي اشاره ميشود.

 -  واحدهاي صفي  فعاليت ووظايفي را انجام ميدهند كه به طور مستقيم با اهداف سازمان در ارتباط است.

 -  واحدهاي ستادي  وظايفي دارند كه براي پشتيباني از واحدهاي صفي تدوين ميشود.

  واحدهاي ستادي به ستاد عمومي  ،‌تخصصي،  وشخصي  تقسيم ميشود:

 - ستاد شخصي  مدير را در اجراي وظايفي كه به عهده اش محول شده ياري ميكند . تحت عناوين ستاد كمكي، منشي محرمانه، دستيار كمكي

 - ستاد تخصصي به كليه مديران مسئول سازمان در  اموري كه در تخصص انهاست ، مشورت ميدهد.ودر حوزه هايي چون اداري، كنترل كيفيت خريد، حسابداري، تحقيق وتوسعه،.... فعاليت دارد.

 - ستاد عمومي يا ستاد كل كه پيشنهاداتي در وضع خط مشي وسياست عمومي سازمان ميدهند ودر منطقه مديريت اداري استقرار يافته وبا رياست كل سازمان ارتباط نزديك دارد.

 روند هاي جديد در سازماندهي در جهت كوتاه كردن خط فرماندهي ، استفاده از تيم، گسترش حيطه نظارت، افزايش عدم تمركز، گرايش بسوي ساختارهاي تخت وافزايش تفويض اختيار و توانمند سازي كاركنان ميباشد

 .در فرايند سازماندهي  دو ابزار بسيار مهم عبارتست از" تفكيك يا تجزيه" و " تلفيق يا تركيب" در حالت تفكيك ، سازمان به اجزاي كوچكتري تقسيم ميشود وبعد با مكانيزم  تركيب اين اجزاي كوچك با هم هماهنگ ميشوند .

  فرايند تقسيم سازمان به بخشها، اداره ها، شعبه ها، وواحدها را بخش بندي ميگويند.

      انواع سازماندهي :

1-سازماندهي برمبناي وظيفه

 2-سازماندهي برمبناي فرايند

3-سازماندهي برمبناي مشتري

 4-سازماندهي بر مبناي منطق جغرافيايي

 5-سازماندهي بر مبناي بازار

 6-سازماندهي بر مبناي زمان فعاليت يا نوبت كاري

7-سازماندهي بر مبناي  محصول

 سازماندهي بر مبناي وظيفه براي سازمانهاي كوچك مناسب است .ودر سازمانهاي بزرگ به بوروكراسي افراطي منجر ميشود. اين روش ساده وعقلايي است. واز قديمي ترين روشهاي سازماندهي است و اموزش نيروي انساني اسانتر وكم هزينه تر است و فاقد انعطاف پذيري براي تطبيق با محيط است. در اين نوع امكان پرورش مديران چند بعدي وجود ندارد.

 روشهاي سازماندهي جديدتر:

 1- سازماندهي برمبناي پروژه يا برنامه

 2-سازماندهي ماتريسي

 3-سازماندهي با گروههاي متداخل

 4-سازماندهي مبتني بر تيم

 5-سازماندهي شبكه اي

6-سازماندهي بر مبناي دانش

 سازماندهي ماتريسي تركيب سازماندهي بر مبناي وظيفه وسازماندهي بر مبناي محصول است . در اين نوع افراد تحت دو نوع سر پرستي هستند.اين سازماندهي شكل پيشرفته از سرپرستي چند جانبه است وموقتي است نه دائمي ووحدت فرماندهي رعايت نميشود.

  در فرايند طراحي سازمان ، ساختار مناسب براي نيل به اهداف سازمان انتخاب ميشود.مينتزبرگ در سازمان  پنج قسمت اصلي را شناسايي كرده كه هركدام كاركرد ووظيفه خاصي را ايفا ميكنند. اين قسمتها عبارتند از:

 1- سطح استراتژيك يا مديريت عالي

 2- سطح مياني

3-ستاد فني

 4-ستاد پشتيباني

 5- سطح عملياتي

          ·اگر مديريت در جستجوي قدرت باشد ساختار سازماني بلند تر ميشودودر ساختار بلند رضايت شغلي مديران عالي بيشتر است و اگر مدير كاركنان را نابالغ تصور كند ، ساختار سازماني بلند تر ميشود.

          ·با مشاهده نمودار سازماني قلمرو مديريت يا حيطه كنترل را ميتوان مشخص كرد. منظور از حيطه كنترل تعداد مرئوسيني هستند كه به صورت مستقيم گزارش كار خودرا به يك مدير ميدهند. اگر يك مدير با تعداد زيادي مرئوس مواجه باشد، سازمان داراي ساختار افقي  يا تخت است. وبرعكس اگر حيطه مديريت محدود باشد سازمان داراي ساختار بلند است بنابراين حيطه نظارت با ساختار سازمان رابطه معكوس دارد.

سال تولد خود را ببينيد

هر چیزی وهرموجودزنده ای ،درطبیعت ،یک سیکل مربوط به "انتظام عالم "یا "کوسمولوژی"گردشی ودورانی را دنبال کرده ،وزمانی را برای به وجود آورده ،رشدکردن ،زندگی کردن وغیره داشته است .فلاسفه تائوئیست عهد باستان،براساس دوازده ماه قمری ،دوازده دورهسیستم شناخت از سیکلها واثرات نفوذی خاکی و"دنیوی "پرداختند .این دوازده مرحله که به سال مربوط هستند،باسیکلاهای بارز شناخته شدهکره"مشتری "مطابقت دارند.دریک روز تمام ،سیکل دوازده ،نشان از گذشت زمان،بامعیار "ساعت"دارد .
درکشور چین ،پنج روش پیچیده "تائوکوسمولوژی"وجود دارد .اینپنج سیستم سنتی که جنبه"آسترو – ریتمولوژی"دارند عبارت هستند از:اخترشناسی 9صورت فلکی،اخترشناسی "تسووئی"،اخترشناسی "تسوپینگ"که ازنام یک اخترشناس تائوئیست اقتباس شده است ،اخترشناسی "تائی یی"،یعنی (روشنایی متعالی )واخترشناسی "یی کینگ"که بزرگترین وپردامنه ترین نوع اخترشناسی ودر عین حال پیچیده ترین ودشوارترین آنهاست.این اخترشناسی ،به اصطلاح امروزی "تقویم"هایی داشته که در آن ،فعالیتهای سال ،ماه قمری ،روز وساعت واین که چه ساعتی برای انجام فلان کار مناسب است یانیست وغیره ،مشخص شده است .درکشور چین ،همچنین سیستمهای دیگری که از شهرت کمتری برخوردار هستند،وجوددارندکه پایه کارشانبرحرکات ستارگان وبخصوص سیستم این که قمر در چه نقطه ای ازآسمان قراردارد،استوار بوده وهست .
بعدها،سیستمی پیدا شدکه حیوانات نمادی یاسمبولیک هم وارد اخترشناسی شدند.وساعت وروز وسالهای تولد را به این حیوانات ارتباط دادند که ما آن رابه نام "برج"میشناسیم؛برای مثل:برج حمل،برج عقرب،حوت وغیره.......این نوع اخترشناسی وتقویم ،سابقه ای دیرینه دارد ونخستین اثرکتبی دراین باره،درکتاب "وانگ چون"به سال 567میلادی آمده است.این روش "دوازده شاخه"روی افکار هندیها ،اثرات غیر قابل انکاری داشته است .
افسانه ای دراین باره وجوددارد که مربوط به هندی هاست وراجع به اصل ومنشأودر این مورد چنین می گویند:
"
براساس افسانه ها،بودای بزرگ برحیوانات ظاهر شد وبه آنان قول داد که برای هرکدامشان،اسم یکی از سالها را بگذارد به شرط آن که حیوانات قبول کنند که همیشه "احترام "اورا نگاه دارند .حیوانات فکر کردند وفقط دوازده تا از آنها حاضر شدند به "بودا "جواب مثبت بدهند وتحت امر وفرمان او باشند.این حیوانات عبارت هستنداز:موش،گاومیش،ببر،خرگوش،اژدها ،مار،اسب،بز،میمون،خروس،سگ وخوک وحشی.
البته روایت دیگری هم در این زمینه وجوددارد وآن این که روزی "بودا "بر آن شد که زندگی خاکی رارهاکند.درآن لحظه ای که می خواست قسمت گوشتی بدنش راترک کند،به منظور تکمیل واتمام "اثر فلسفی"خود که اثری الهام گرفته ازطبیعت بود،خواست باحیوانات تماس گرفته وارتباط برقرار کند.درآن قسمت کم درخت وبرهوت جنگل ،درزیر سایه درخت مقدس "جینک گو"که دربخش ازسالهی عمرخودراگذرانده بود ،حیوانات را فراخواند ولی از میان همهحیوانات،فقط دوازده تای آنها دعوت بودا راپذیرفته وبه دیدارش رفتند که این دوازده حیوان عبارت بودند از:موش،گاومیش،ببر،خرگوش،اژدها ،مار،اسب،بز،میمون،خروس،سگ وخوک وحشی."بودا"به نشانهسپاس ازقبول این دعوت وحضورحیوانات،به هرکدام شان یک"علامت"ستاره شناسی ویک صورت فلکی هدیه داد..البته بودا،این علایم رابه ترتیب ورود وحضورهر یک از حیوانات به هر کدامشان داد.
این افسانه ها ،نسل به نسل وسینه به سینه تا امروز افکار مردم جهان ،بخصوص مشرق زمین رابه خود جلب کرده است .
امروزه ،این سمبلها ونمادها به صورتی مدرن وجدیدازاین دوازده حیوان وجودداشته وبرحسب سیکلهای دایمی انرژی ازنظم وترتیب،برخوردارهستند.
تمدن چین،خیلی زود،دست به کار استعمال وکاربرداین سمبلها وعلایم،برای تشریح حرکت حیات وخصوصیات آنها شد.
*حقیقت،شرح دادنی نیست(غیرقابل تشریح است).
*سمبلها،علاقه مند هستند که از طریق الهام وحی پیش از وقوع به درک وفهم حقیقت بپردازند.
*واژه ها،سمبلهاراشرح می دهند.
*وقتی معنی واقعی سمبل فهمیده شد،واژه فراموش می شود .
خطاطی چینی ها،به خودی خود چیزی سمبولیک می باشد؛وگاه اتفاق می افتد که یک واژه فقط از راه تصاویروخطاطی معنیش قابل فهمیدن است .
به این ترتیب،این سمبلها رانمی توان واقعیاتی مطلق دانست؛ولی می توان آنها را مانند ابزار کارهایی که فی مابین واقعیت متعالی غیرقابل اطلاع رسانی(تائو)ودرک نسبی ما ازجهان قرار دارند،به حساب آورد.
این سمبلها یا"علایم "قبل از هر چیز ،یک خصوصیت اجرایی وعملی دارندوباید راه خروج از جهت محدود کنندهیکسمبول را دانست بایدبه زندگی رنگ وجلای کامل بخشید. چینی ها این مطلب رادر تئوری دوازده ارژی خود شرح داده اند .تئوریی که بی گمان به واقعیت نزدیکی دارد:یعنی چیزی ذاتی که به طور شگفت انگیزی تأثیرگذاراست وازروی حرکت روزانهخورشیدواز روی فصول چهارگانه،الگو برداری کرده است .
انرژی وبیوریتم چینی
آن چیزی راکه به شما عرضه می کنیم ،یک فهرست مختصر وموجزاز خصوصیات ومشخصات سیکلهای حیوانی دوازده گانهسال است.سال چینی که بر پایه قمری قراردارد،از آخر ژانویه آغاز می شود.به این ترتیب اگرتولدتان قبل از آغاز سال ویااوایل فوریه باشد ،شما به گروه انرژی سال قبلی غربی تعلق خواهید داشت .
برای شناخت انرژیهای حاکم،لازم است سمبل وعلایم حیوانی مشخص کننده سال تولدتان را بشناسید.علاوه بر آن،دانستن ساعت تولد نیز از ضروریات است .به این ترتیب با توجه به ساعت تولد وسال تولد،صاحب دو علامت می شوید .اگرتصادفی ساعت وسال تولد طوری باشد که شانس بیاورید وبرای هر دو،یک سمبل را نصیب خود سازید،انرژیی که خواهیدداشت خیلی بیشتر ازحد معمول خواهد بود که درفهرست،برای شما نقل خواهد شد.
براساس سنت،سال تولد معرف پدرووراثت بوده وساعت تولد از شخصیت صمیمی،درون گرایی ورازداری حکایت می کند.ماه قمری وروز تولد ،اطلاعات دیگری رابه آدمی می دهند که ما از جهت پیچیدگی محاسباتی که دارند،عاجز از نقل آنها می باشیم .
اینک تابلوی مربوط به ارتباط"حیوان سمبل"وانرژیهایی راکه خیلی سریع وتند در شماایجاد می شوند ،عرضه می داریم .

علایم وسمبولها

                                         (کلمات رمز )

سالهای تولد

خرگوش

انرژی همراه با فکر ،عقل وانصاف،احتیاط وتعادل،رازداری،ژرفایی بینش ودرایت ،اگر آرامش درونی توسعه یابد ،باید قبول کند که از اوانتقاد شود ،بدون اینکه بخواهد زیرجلی وموذیانه ،کینه ورزی کند.

1903 1915 1939 1927 1951 1963 1975 1987

اژدها

خودرأی بودن وخودسری،هوش واستعداد،بی اعتنابه آینده نگری ،انرژی متغیر،باید تمایل خود را به خصیصه های پرخاشگری،تحقیر ونزاع جویی کاهش دهد تا بتواند انرژی خود را حفظ کند .در ضمن باید به توصیه ها ونصیحتهای دیگران،به منظور اجتناب از خود محوری،توجه داشتهه باشد .

1904 1916 1928 1940 1952 1964 1976 1988

مار

تحلیلگر شایسته از اوضاع ،باهوش وفهم بالا،باخوش خلقی ،شوخ طبعی وظرافت،ملاحت طبیعی،اجتماعی وآداب دان،ولی زودرنج ودرون گراوخود خور،اگرعصبی شود،خشم او بی حساب است وباید به خاطر این که به خودش صدمه ای واردنشود،این خشم را کنترل کند.بایدازعدالت طبیعت مطمئن بوده وچنانچه دچارشکستی می شود،آن رابهترتحمل کند.

1905 1917 1941 1953 1965 1977 1989

موش

خودسری وخودرأیی،ولی درعین حال مردد در تصمیم گیری،سرزندگی وپرحرارتی وشادابی در دوران جوانی،جاه طلبی اجتماعی ،ظرفیت انجام کارهای مهم ،به منظوردستیابی هر چه بیشتر انرژی مثبت؛بدگمان بودن نسبت به خودخواهی وفرصت طلبی ها ...

1900 1912 1924 1936 1948 1960 1972 1984 1996

گاومیش

انرژی دعوامرافعه،انرژی بسیار قوی مقابله باوالدین،زمانی که احساس می کنید مستقل از آنهاهستید،بردباری،پشتکار.گاومیش بایدازخشم وغضب شدید،که موجب پوچی اوبوده بپرهیزدتادرضمن مادیگری برروی اوسنگینی نکند.

1901 1913 1925 1937 1949 1961 1973 1985

ببر

انرژی قوی،دردوران دوم زندگی،قدرت وجبروت،استقلال مغناطیسی،اعتمادبه نفس.بااین حال بایدخودش رااز بعضی قوای جبریه خلاص کندتابتواند به هدف برسد.صاحب این علامت باید هیجاناتی راکه مانند خوره اورامی خورد،تسکین داده وآنهارافرونشاند.

1902 1914 1926 1938 1950 1962 1974 1986

اسب

نشاط وسرزندگی ،لطافت وظرافت ،دارای انرژی حیاتی سرشار،علاقه مندی وشوق به مسافرت،ظاهری خندان وبشاش،دوستدار تحرک وفعالیت،صاحب این علامت،باید اختیار زبان خودراداشته باشد،بی حوصلگی هاوآتشین مزاجی خودرابه منظورآن که انرژی اش رابه طور هیچ وپوچ ازدست ندهد،کنترل کند.

1906 1918 1930 1942 1954 1966 1978 1990

بز

انرژی ملایم دارد وبخشاینده است .ذوق هنری ودر عین حال رویایی فکر کردن وجود دارد.صاحب این علامت درجهت جریانها حرکت می کند.انرژی اوآن چنان ضربه خور است که باید حواسش جمع باشد حتی درحالی که در"جهت"حرکت می کند،جریان اورا باخود نبرد.این شخص باید درک خود رااز دنیای اطراف خود،بیشتر سازد فهم خودراازآنچه دراطرافش می گذرد بالا ببرد.

1907 1919 1931 1943 1955 1967 1979 1991

میمون

زرنگی وچابکی،نبوغ،حیله گری،خلق وخوی نارس،هوش ودرایت،نرمش وانعطاف روحی،سیاست داری،انفعالی بودن،قابلیت انطباق ووفق دادن خود ولی خودپسندی وتکبر اوموجب آن است که انرژیش راازدست بدهد.اوبایدروحیه خود راثابت وپابرجانگه داردوازمسائل سطحی دوری جوید.

1908 1920 1932 1944 1956 1968 1980

خروس

انرژی جنگجویانه مبارزه جویی،گاهی اوقات قهرمانانه،صداقت ودرستی ،درجستجوی هرچیزی که نوباشد.کنجکاوی دارد،بیدار است،اهل تشکیلات بوده وبه سازمان دهی علاقه مند است .انتقاد کردن رادوست دارد.گاهی دچار خیال پردازی واوهام می شود.صاحب این سمبل برای حفظ انرژی خود باید از هرگونه خود محوری ودون کیشوت بازی یاپهلوان پنبه بودن دوری جوید.

1909 1921 1933 1945 1957 1969 1981 1993

سگ

ثبات واستقامت،تداوم ،وفاداری،صداقت ودرستکاری،فداکاری واز خودگذشتگی،محتاط واحتیاط کار،عادل ومنصف،اندکی دودل ومردد،اهل اخلاق ،گاهی اوقات بدبین.صاحب این سمبل،باید بداند چگونه استقلال درونی خود را پیداکند وخودرا،از شر حالت غیرمطمئن ومرددخلاص کند.

1910 1922 1934 1946 1958 1970 1982 1994

خوک

صمیمیت وصداقت،سادگی،دنبال خوشگذرانی دارای نیات نیکو،بدون بدکاری،گاهی صاف وساده ،هیچ گاه انرژی خود را برای خشونت به کار نمی برد مگر آن که بازورگویی روبه رو شود.او باید از"مادی گرایی"خود را جدا کند تابار وسنگینی انرژی اش از آنچه هست کمترشود.

1911 1923 1935 1947 1959 1971 1983 1995

بهشت و جهنم

به نام همیشه مالک

 

فردی از پروردگار در خواست کرد تا به او بهشت و جهنم را نشان دهدخداوند  پذیرفت او را وارد اتاقی نمود که جمعی از مردم در اطراف دیگ بزرگ غذا نشسته بودند همه گرسنه نا امید و در عذاب بودندهر کدام قاشقی داشت که به دیگ می رسید ولی  دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بودبه طوری که نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانندعذاب آنها وحشتناک بود !

آنگاه خداوند گفت :اکنون بهشت را به تو نشان می دهم او به اتاق دیگری که درست مانند اولی بود وارد شد .

دیگ غذا جمعی از مردم همان قاشقهای دسته بلند ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند .

آن مرد گفت : نمی فهمم!!!

چرا مردم اینجا شادنددر حالی که در اتاق دیگر بدبختند؟با آنکه همه  چیزشان  یکسان  است؟

خداوند تبسمی کرد و گفت : خیلی  ساده  است در اینجا آنها  یاد  گرفته اند که یکدیگر  را تغذیه  کنندهر کسی  با  قاشقش  غذا در دهان  دیگری  می گذاردچون  ایمان  دارد  که کسی  هست  که  در دهانش غذایی  بگذارد .

آیا تا کنون دو نفر را در یکجا با دو حال مختلف دیده اید شاید یکی حال خوب ( بهشت ) و دیگری حال بد ( جهنم ) دارد به راستی این دو زیاد ازهم دور نیستند و به راحتی می توان از یکی به دیگری راه یافت این دست خودماست که انتخاب کنیم در کدام یک از آنها باشیم در میان دریای پر تلاطم یا در ساحل نجات و گاهی هم اعمال گذشته ما قدرت انتخاب رااز ما گرفته است نظرتون چیه ؟

عشق و دیوانگی

 

زمانهای قديم وقتی هنوز راه بشر به زمين باز نشده بود و فضيلتها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.

ذکاوت گفت :بياييد بازی کنيمٍ ،مثل قايم باشک!

ديوانگی فرياد زد:آره قبوله ، من چشم ميزارم!

چون کسی نمی خواست دنبال ديوانگی بگردد همه قبول کردند.

ديوانگی چشم هايش رابست و شروع به شمردن کرد:يک..... دو.....سه!

همه به دنبال جايی بودند تا قايم بشوند.

نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد.

خيانت داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد.

اصالت به ميان ابرها رفت و

هوس به مرکززمين به راه افتاد

دروغ که می گفت به اعماق کوير خواهد رفت ، به اعماق دريا رفت!

طعم داخل يک سيب سرخ قرار گرفت.

حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق .

آرام آرام همه قايم شده بودند و ديوانگی همچنان می شمرد:هفتادوسه،...... هفتادو چهار....!

اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود.

تعجبی هم ندارد قايم کردن عشق خيلی سخت است.

ديوانگی داشت به عدد100 نزديک می شدکه عشق رفت

وسط يک دسته گل رز و آرام نشست.

ديوانگی فرياد زد، دارم ميام، دارم ميام....

همان اول کار تنبلی را ديد. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود!

بعدهم نظافت را يافت و خلاصه نوبت به ديگران رسيد اما از عشق خبری نبود.

ديوانگی ديگر خسته شده بودکه حسادت حسوديش گرفت و آرام در گوش او گفت :عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است.

ديوانگی با هيجان زيادی يک شاخه گل از درخت کند و آنرا با قدرت تمام داخل گلهای رز فرو کرد.

صدای ناله ای بلند شد . عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد، دستها يش را جلوی صورتش گرفته بود و از بين انگشتانش خون می ريخت. شاخه ی درخت چشمان عشق را کور کرده بود.

ديوانگی که خيلی ترسيده بود با شرمندگی گفت:

حالا من چکار کنم؟ چگونه ميتونم جبران کنم؟

عشق جواب داد: مهم نيست دوست من، تو ديگه نميتونی کاری بکنی ، فقط ازت خواهش می کنم از اين به بعد يارمن باش.

همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم. و از همان روز تا هميشه عشق و ديوانگی همراه يکديگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند.

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

یک ساعت با تو

 
مردي ديروقت ‚ خسته از كار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را ديد كه در انتظار او بود.
سلام بابا ! يك سئوال از شما بپرسم؟
- بله حتمآ. چه سئوالي؟
- بابا ! شما براي هرساعت كار چقدر پول مي گيريد؟
مرد با ناراحتي پاسخ داد: اين به تو ارتباطي ندارد. چرا چنين سئوالي ميكني؟
- فقط ميخواهم بدانم.
- اگر بايد بداني ‚ بسيار خوب مي گويم : 20 دلار
پسر كوچك در حالي كه سرش پائين بود آه كشيد. بعد به مرد نگاه كرد و گفت : ميشود 10 دلار به من قرض بدهيد ؟
مرد عصباني شد و گفت : اگر دليلت براي پرسيدن اين سئوال ‚ فقط اين بود كه پولي براي خريدن يك اسباب بازي مزخرف از من بگيري كاملآ در اشتباهي‚ سريع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اينقدر خودخواه هستي. من هر روز سخت كار مي كنم و براي چنين رفتارهاي كودكانه وقت ندارم.
پسر كوچك‚ آرام به اتاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصباني تر شد: چطور به خودش اجازه مي دهد فقط براي گرفتن پول از من چنين سئوالاتي كند؟
بعد از حدود يك ساعت مرد آرام تر شد و فكر كرد كه شايد با پسر كوچكش خيلي تند و خشن رفتار كرده است. شايد واقعآ چيزي بوده كه او براي خريدنش به 10 دلار نياز داشته است. به خصوص اينكه خيلي كم پيش مي آمد پسرك از پدرش درخواست پول كند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.
- خوابي پسرم ؟
- نه پدر ، بيدارم.
- من فكر كردم شايد با تو خشن رفتار كرده ام. امروز كارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هايم را سر تو خالي كردم. بيا اين 10 دلاري كه خواسته بودي.
پسر كوچولو نشست‚ خنديد و فرياد زد : متشكرم بابا ! بعد دستش را زير بالشش برد و از آن زير چند اسكناس مچاله شده در آورد.
مرد وقتي ديد پسر كوچولو خودش هم پول داشته ‚ دوباره عصباني شد و با ناراحتي گفت : با اين كه خودت پول داشتي ‚ چرا دوباره درخواست پول كردي؟
پسر كوچولو پاسخ داد: براي اينكه پولم كافي نبود‚ ولي من حالا 20 دلار دارم. آيا مي توانم يك ساعت از كار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بياييد؟ من شام خوردن با شما را خيلي دوست دارم