شهر الکترونیک عامل ارتقاء كيفيت زندگي

در شروع هزاره سوم‌‌٬ فناوری اطلاعات بعنوان عمده ترین محور تحول و توسعه در جهان مطرح شده و دستاوردهای ناشی از آن نیز بگونه ای با زندگی مردم عجین گردیده که رویگردانی و بی توجهی به آن ٬ اختلالات عظیمی را در جامعه بوجود میاورد.

در این راستا وجود شهرهای الکترونیکی و اینترنتی در هر کشوری میتواند زمینه حضور تدریجی ٬منطقی٬علمی و اقتصادی این پدیده ارزشمند را فراهم نماید که در حال حاضر معیار سنجش توان علمی و قدرت کشورها برای تولید٬ توزیع و استفاده از دانش است.

مطالعات و بررسیهای کارشناسی و اقدامات صورت گرفته پیرامون توسعه فن آوری اطلاعات در جهان نشان داده است حرکات انفرادی و توسعه پراکنده در این زمینه عمومآ موفق نبوده و از کیفیت و مطلوبیت مناسبی برخوردار نیست .بهمین دلیل اغلب کشورهای پیشرفته توسعه فن آوری اطلاعات و عمومیت بخشیدن به استفاده از آن توسط مردم را ٬ ازطریق سیستمهای یکپارچه در قالب شهرها و شهرداریهای الکترونیکی دنبال میکنند.

هر کشور متناسب با موفقیتهای اقتصادی ٬ اجتماعی و فرهنگی خود اهداف خاصی را در رابطه با ایجاد شهرهای الکترونیکی مد نظر قرار میدهد.بر این اساس همه شهرهای الکترونیکی جهان الزامآ دارای اهداف مشترکی نیستند و ممکن است دز بعضی زمینه ها با یکدیگر متفاوت باشند ٬ اما در مجموع اهداف مشترک فراوانی را در بین آنها میتوان یافت.

توسعه رقابت پایدار و قابل رقابت ٬ ارتقای مدیریت شهری ٬ اجرای طرح جامع شهر ٬بهبود بخشیدن به کیفیت خدمات و بالا بردن استانداردهای زندگی شهروندان همراه با حفظ هویت فرهنگی ٬افزایش نرخ حضور شهروندان در تصمیم گیریها ٬آماده کردن شهروندان برای زندگی درجامعه دانش محور ٬ارائه خدمات شهرداریها به صورت OnLine بدون تعطیلی و در همه اوقات شبانه روز و بدون محدودیت مکانی ٬ بخشی از اهداف شهرهای الکترونیک محسوب می گردد. همچنین توسعه امکانات خدماتی ٬فرهنگی ٬ آموزشی ٬ تجاری٬فنی و تخصصی بصورت یکسان به همه شهروندان میتواند نمایانگر بخش دیگری از اهداف یک شهر الکترونیک تلقی شود.

بازاریابی

برای رسيدن به موفقيت در كسب و كار، براي داشتن فروش بيشتر، شما بايد كالا يا خدماتي را كه ارائه مي‌دهيد را بازاريابی كنيد. يكي از راه‌ها و استراتژی‌های بازاريابی تبليغ و آگهي دادن است. با تبليغ و آگهي دادن و فلاير پخش كردن ما نه تنها مي خواهيم پيام خودمان را به مخاطبين هدف‌مان برسانيم كه در واقع مي‌خواهيم به آنها نفوذ كنيم. درست است تبليغ يكي از راه‌های رساندن پيام تجاري ما به مشتري احتمالي است اما يادمان باشد كه در واقع اين ايجاد و حفظ و افزايش ارتباط قوي و موثر با مخاطبين است كه ما را به موفقيت و فروش بيشتر مي‌رساند. يك مشتري معمولاً با عقل و منطق وارد فروشگاه شما مي‌شود اما تنها اين احساسات اوست كه او را به خريد از شما ترغيب مي‌كند. يك مشتري احتمالي هم با عقل و منطق است كه به آگهي شما نگاه مي كند، اما اگر احساسات او به او حكم كرد كه شما هماني هستيد كه او به دنبالش مي‌گشته، آنوقت تلفن را برمي‌دارد و با شما تماس مي‌گيرد. پس احساسات مشتري را هدف قرار دهيد! شايد بپرسيد كه چگونه و كدام احساس را هدف قرار دهم؟ من به شما مي‌گويم: يكي از اين احساسات، احساس يكدلي است. بگذاريد كمي بيشتر توضيح دهم. مشتري احتمالي شما يا حتي خواننده‌ی مقاله‌ يا متن آگهي شما در يك مجله يا سايت اينترنتي، مي خواهد حس كند كه شما با تمام وجود نيازها و خواسته‌هاي او را درك مي‌كنيد. وقتي با مشتری احساس يكدلي و همدلي مي‌كنيد، وقتي به او نشان مي‌دهيد كه نيازهای او را و خواسته‌هاي او را بخوبي درك مي كنيد آنوقت است كه يك ارتباط قوي و موثر با او ايجاد مي‌شود و مشتري قطعاً پيش خود مي‌گويد : «آهان ... اين همان جايي است كه دنبالش مي‌گشتم ... خود خودش است! اين فرد يا اين فروشگاه دقيقاً مي‌داند كه من دنبال چه مي‌گشتم و مي فهمد كه با چه مشكلاتي دست به گريبانم. وقتی‌ كه با مخاطب يا مشتري احتمالي‌تان احساس همدلي مي‌كنيد اين پيام را به او مي‌رسانيد كه ما با جاهاي ديگرفرق مي‌كنيم. وقتي اين ارتباط احساسي ايجاد شد شما اين پيام را حتي به بازار هدف (تمام آن افرادی كه از نظر شما مي توانند مشتری باشند) مي‌رسانيد كه كالا و خدمات شما متمايز از ساير رقباست.

يكي ديگر از اين احساس‌ها، ايجاد حسي است كه مخاطب با آن متوجه مي‌شود كه شما حقيقتاً مي‌خواهيد و مي‌توانيد با كالا و خدماتتان به او كمك كنيد تا مشكلش برطرف شود. فقط قيمت ندهيد! فقط اعداد و ارقام نياوريد! فقط از آمار و ارقام صحبت نكنيد! فقط نگوييد آنجا هستيد، اين ارتباطي خشك و بي روح است، روح و هيجان بدهيد به كارتان، به مخاطبين‌تان بگوييد، واقعاً اين را بگوييد كه اينجائيد براي اينكه به آنها كمك كنيد. با دلايلي مثبت و قوی به آنها اين را نشان دهيد. نشان دهيد كه چرا كالا و خدمات شما مي‌تواند به آنها كمك كند، كمك كند تا مشكلاتشان واقعاً برطرف شود – براي اين كار بايد حقيقتاً هم به كارتان علاقمند باشيد و بايد حقيقتاً به كالا يا خدماتتان اطمينان داشته باشيد. آيا به كارتان علاقه داريد؟ آيا به كالا و خدماتي كه ارائه مي‌دهيد آنقدر ايمان و اطمينان داريد؟ اگر پاسخ‌تانن مثبت است، پس مي‌توانيد خيلي راحت اين احساس اطمينان قلبي خودتان را به مشتريانتان انتقال دهيد. بگذاريد همين‌جا يك مثال خيلي روشن و واضح برايتان بياورم. ببينيد من چطور با شور و هيجان دارم اين مقالات و مطالب را مي‌نويسم و چطور با شور و هيجان دارم اين خبرنامه‌ها را ارسال مي‌كنم. من به كارم علاقه دارم و به اين خدمات مشاوره‌اي كه ارائه مي‌دهم اطمينان دارم و آنها را باور دارم، با اين نوشته‌ها آيا توانسته‌ام اين احساس را به شما منتقل كنم؟ اگر نتوانسته بودم شما آيا به من اعتماد مي‌كرديد كه سوالاتتان را از من بپرسيد؟ پس اين اعتماد در مشتري يا مخاطب احتمالي ما ايجاد مي‌شود اگر اول در خود ما اين احساس ايجاد شده باشد و توانسته باشيم آن را با تمام ابزارهايي كه در اختيار داريم (بازاريابي) به مخاطب منتقل كنيم. ببينيد كه يكي ديگر از آن احساسات، همين حس اعتماد و اطمينان خاطر است. هيچ مشتري بالقوه‌اي از شما خريد نمي‌كند مگر اينكه به شما اعتماد كرده باشد. پس اين حس را در مشتري يا مخاطب خود ايجاد كنيد، در مكاتبات خودتان، در همه‌ی تبليغات خودتان، در آگهي‌ها، فلايرها، تراكت‌ها، حتي سربرگ‌ها، كارت ويزيت‌ها، مقالات و ... وقتي مردم به شما، به كالا و يا خدماتي كه ارائه مي دهيد اعتماد كنند مطمئن باشيد كه از شما و فقط از شما خريد خواهند كرد – تا وقتي كه اين حس هم در شما باشد و هم در مشتري – و حتماً شما را به ساير دوستان و آشنايان توصيه مي‌كنند. همه‌ی كارشناسان بازاريابي در اين متفق‌القول هستند كه بهترين شيوه و موثر ترين نوع تبليغ، تبليغ شفاهي يا تبليغ سينه به سينه است، يعني همانجا كه مردم در مورد شما به صورت مثبت صحبت كنند، يعني كار شما، فروشگاه يا سالن زيبايي شما را به همديگر توصيه كنند، اگر چنين چيزي پيش آيد، تصادفي نبوده‌ است. اما چطور اين احساس را ايجاد كنيم؟ من به شما مي‌گويم: روابط خودتان را به مخاطبين شخصي و نزديك‌تر كنيد. چطور؟ نام و نام خانوادگي آنها را بپرسيد. بدانيد اهل كجا هستند – منظورم اين است كه دموگرافيك يا اصطلاحاً اطلاعات جمعيت‌شناختي آنها را بدانيد و ارتباط خودتان را بالا ببريد با مخاطب قرار دادن آن، به نام و نشان دهيد كه مي‌دانيد آنها به چه كاري مشغولند، نشان دهيد كه درباره‌ی نيازهاي آنان فكر كرده‌ايد و فكر مي‌كنيد.  راه ديگر اين است كه با آنها احساس يكدلي كنيد. مردم را به انجام كاري كه درست مي‌دانيد ترغيب كنيد، قابل اعتماد بودن خود را به آنها اثبات كنيد.

در آگهي‌ها و اصولاً در تبليغات‌تان از عبارت‌ها يا كلمات هيجان انگيز و تهييج كننده استفاده كنيد. اينها واژه هايي هستند كه در دل مخاطب احتمالي شما نفوذ مي كنند و مدتها به ياد مي‌مانند. مثلاً اخيراً ديده‌ام در همين ايران خودمان از كلمات و عباراتي استفاده مي كنند مثل «خفن» يا «در سه سوت» اينها حس و هيجان دارد و احساس مخاطب را هدف قرار مي‌دهد. مثلاً مي‌توانيد برای تبليغ سالن زيبايی‌تان متني بنويسيد كه در آن از واژ‌هايي چون «كشف»، «فرشته»، «درخشندگي» «درخشان»، «تازگي»، «شفافيت» استفاده شده باشد. مثلاً «با ما زيبايي‌هاي نهفته‌‌تان را كشف كنيد، خيلي‌ها اينجا خودشان را فرشته‌اي ديدند در آينه ... «دوباره پوستي تازه و تميز، دوباره حس داشتن پوستي شفاف و مويي درخشان». ببينيد بايد حس را در خودتان داشته باشيد و اين حس را به مخاطبين‌تان منتقل كنيد، ضمير ناخودآگاه آنان را بشناسيد و به آن نفوذ كنيد. مثلاً هستند بسياری رقبای ديگر كه خيلی قوی تر از ما هستند اما حقيقتاً برخي از آنها پوست و ناخن و موي شما را خراب مي‌كنند، چون اين سر خودم آمد تصميم گرفتم سالن زيبايي خودم را داشته باشم كه آنجا چنين اتفاقاتي روي ندهد. اين گفته‌ها و مشابه اينها را در تبليغات‌تان قرار دهيد و خودتان را از ساير رقبا متمايز و جدا كنيد. در ميان مخاطبين هدف به تحقيق برويد و از آنها راز موفقيت رقبا را بپرسيد، شما هم خودتان را به رقبا نزديك كنيد و همان سطح از كيفيت و قيمت را ارائه دهيد. گاهي اوقات بد نيست اگر قيمت‌ها را افزايش دهيد تا مشتريان خاصي را حذب كنيد.

يك چيز ديگر، هيچگاه تخفيف ندهيد. تخفيف كه مي‌دهيد اين پيام را به مخاطب مي‌رسانيد كه كار شما ارزش‌اش كمتر از آن چيزي است كه پيش از اين در نظر گرفته بوديد. شايد اگر فرصت شود در اين باره بيشتر بنويسم.

محمد حسین طباطبائی

شايد بايد زودتر از اينها سراغ او مي‌رفتيم. كسي كه تمامي مردم ايران از خردسالي او خاطره‌هايي به ياد مي‌آورند. كسي كه وقتي نامش برده مي‌شد همه براي طول عمرش دعا مي‌كردند و براي موفقيت روز افزون او نذر و نياز. دو ساله كه بود مادرش را كه استاد كلاس‌هاي آموزش قرآن بود همراهي مي‌كرد و وقتي عموي او با اصرار فراوان از او تست گرفت فهميد باچه درياي استعدادي مواجه است. به همين راحتي در 5/2 سالگي استعدادش كشف شد. الان كه حدود 14 سال از آن زمان مي‌گذرد روبروي نوجواني قرار گرفته ام كه در لابه لاي صفحات تاريخ گم نشد. قرار بود اول در جامعه القرآن همديگر را ببينيم اما نشد و رفتيم به منزل دكتر! روي زمين نشستيم و با هم حرف زديم. خبري از لوح‌ها و هدايايي كه از كشورها و نهادهاي مختلف گرفته بود نبود، تنها يك قاب روي ديوار نشسته بود. از من استقبال مي‌كند با همان لبخند دوران كودكي، وقتي از گذشته اش مي‌پرسي آنقدر به نيكي از آن ياد مي‌كند كه گويي خودش هم زمان را درك نكرده است ؛ مثل ما و خيلي از مردم ديگر كه وقتي او را مي‌بينند به يادش نمي آورند. پايه 8 حوزه علميه را مي‌خواند و به گفته خودش هنوز خيلي از مسير مانده كه طي نكرده است. براي كسي كه متولد 27 بهمن سال 69 است مطمئنا بخش عظيمي از راه طي نشده اما آنچه كه او تا امروز پشت سر گذاشته هم كم نبوده... اين گفتگو تقديم به همه دانشجويان راه علم و معرفت.

¤ از كسي كه بيش از ده سال از او خبر نداريد چه سؤالي مي‌پرسيد؟ دكتر كجا بوديد؟
- به همه نسل سومي‌ها و خوانندگان كيهان سلام عرض مي‌كنم. جاي خاصي نبودم. همين جا در شهر قم مشغول درس و بحث.

¤ الان اگر كسي شما را در كوچه و خيابان ببيند، مي‌شناسد؟
- نه، نمي شناسند! چون بيشتر هنوز قيافه پنج يا شش سالگي من را در ذهن دارند و به نظرم اينطور بهتر است. در روايت آمده «در گمنامي راحتي است».

¤ حالا چه چيزهايي مي‌خوانيد؟
- از نظر مطالعه محدوديت خاصي ندارم اما گرايش من بيشتر به مطالعه كتب اخلاقي و ديني است.

¤ از برنامه‌هاي آموزشي تلويزيوني تان هم خبري نيست...
- خب بعد از مدتي كه برنامه ريزي تحصيل من جدي تر شد زمان و فرصت كمتري دست مي‌داد تا بتوانم در اين گونه كارها شركت كنم و كم كم از برنامه‌هاي كاري من به طور خودكار حذف شد.

¤ در اين مدت خودتان هم تدريس مي‌كرديد؟
- بله بعضا تدريس هم داشته ام.

¤ اين روش‌هاي جديدي كه براي حفظ به وجود آمده در زمان خود شما هم بود، فكر مي‌كنيد در جامعه جواب مي‌دهد؟
- اصول حفظ از قديم تا به حال تغيير نكرده يا با قرائت و تكرار يا از طريق استماع و يا از طريق نوشتن اما روش‌هاي تدريس و كلاسداري و شيوه‌هاي آموزشي تغيير كرده. اين روش‌هاي جديد بحمدلله بسيار كارآمدند و من با تمام احترامي كه براي روش‌هاي سنتي قائلم اما از روش‌هاي جديد آموزشي استقبال مي‌كنم.

¤ به فرزند خودتان چنين روشي پيشنهاد مي‌كنيد؟
- اگر شيوه‌ها و روش‌هاي بهتري در آن زمان ابداع شده باشد، حتما با آن شيوه‌ها با فرزندم كار مي‌كنم.

¤ بعضي معتقدند به كودكي شما كمي ظلم شده(!) چون آن زمان كه بايد براي شيطنت و بازيگوشي مي‌گذاشتيد بيشتر براي تحصيل و فراگرفتن قرآن صرف كرديد. آغاز تحصيل از 5/2 سالگي خيلي توان مي‌خواهد!
خيلي از مردم اينطوري فكر مي‌كنند ولي اصلاً اينچنين نيست من در همان سن و سال شيطنت و تفريح خودم را داشتم، يادم مي‌آيد در يكي از برنامه‌هايي كه عده زيادي از خانم‌ها هم حضور داشتند در حال اجراي برنامه بودم و در همان حالي كه به سؤالات مطرح شده پاسخ مي‌دادم با ماشين اسباب بازي كه در دست داشتم بازي مي‌كردم ـ به قول بچه‌ها قام قام بازي ـ اين اتفاق براي خيلي از آنها جالب بود در واقع باورشان نمي شد كه من دارم پاسخ سؤالاتشان را مي‌دهم و همزمان ماشين بازي ام را هم مي‌كنم.

¤ اين فاصله‌اي كه از نظر ارتباط بين شما و مردم اتفاق افتاد خود خواسته بود يا اينكه عامل ديگري داشت؟
نمي دانم از كدام فاصله مي‌گوييد! زيرا من هميشه در ميان مردم و با مردم بوده ام و حضور مستمر من در استانها و شهرهاي مختلف و در جمع‌هاي مردمي گواه اين گفته است.

¤ نگاه مردم و مسئولين به شما چگونه بود؟ الان چگونه است؟ هنوز ديدارها وجود دارد؟
نگاه مردم و مسئولين هميشه نگاهي توأم با لطف و احترام بوده چون مردم ما قرآن كريم و ذريه پيامبر (ص) را گرامي مي‌دارند و احترام به حافظ قرآن را احترام و بزرگداشت خداوند متعال مي‌دانند.

¤ قرآن از نظر شما چه تعريفي دارد به عنوان يك نوجوان؟
فكر مي‌كنم نگاه يك جوان به قرآن بايد مانند نگاه او به عطر باشد، چطور وقتي از خانه خارج مي‌شود خود را معطر مي‌كند، همانطور براي معطر كردن روح خود بايد با قرآن مأنوس باشد. بايد قرآن در سينه اش باشد تا كم كم در گفتار و رفتارش تأثير بگذارد. امام صادق(ع) مؤمني را كه اهل قرآن نيست به رطبي تشبيه كرده اند كه گرچه شيرين است اما بويي ندارد، اما شيعه‌اي كه با قرآن است را تشبيه به ترنج كرده اند كه هم مزه خوبي دارد و هم بوي خوبي.

¤ و فكر مي‌كنيد براي اين زاويه ديد كاري انجام شده؟
به نظر من در رابطه با قرآن كارهاي ريشه‌اي صورت نگرفته، فقط اكتفا كرده ايم به بعضي از كارهاي كليشه‌اي در صدا و سيما و نمايشگاه‌هاي قرآني در ماه مبارك رمضان، اگر چه تمام اينها در جاي خود خوب است اما اصلاً كافي نيست و تا زماني كه مسئله قرآن سرلوحه برنامه‌هاي اصلي مسئولين و مردم قرار نگيرد قرآن كريم در دل جوانان مان رسوخ نخواهد كرد.

¤ يك سريالي در ماه مبارك رمضان از تلويزيون با محوريت قرآن كريم پخش شد (صاحبدلان) نظر شما در مورد فعاليت‌هاي هنري از اين دست كه نگاه ارزشي به قرآن دارند چيست؟
ما وظيفه داريم از تمام ابزار ممكن براي معرفي قرآن و آوردن آن به صحنه زندگي مردم استفاده كنيم، يكي از ابزار مؤثر و پرمخاطب، پنجره سينما و تلويزيون است كه سينماي مذهبي و ديني ما به عقيده من گامهاي موفقي برداشته، اما نبايد اينطور باشد كه فقط در ماه رمضان شاهد چنين نگاهي و حركتي باشيم، يكي از علائم آخرالزمان اين است كه «لايعبدون الله الا في شهر رمضان» يعني مردم آخرالزمان تنها در ماه مبارك رمضان خدا را عبارت مي‌كنند!

¤ راديو قرآن و شبكه قرآن به عنوان رسانه‌اي ديداري و شنيداري كلام خدا ، تا چه حد توانسته اند اين دغدغه شما را مرتفع كنند؟
به نظرم يكي از بركات نظام اسلامي ما همين راديو معارف و صدا و سيماي قرآن است البته نبايد طوري شود كه شبكه‌هاي ديگر راديويي و تلويزيوني از قرآن كريم بي نصيب بمانند مخصوصاً شبكه سه كه شبكه جوان است.

¤ «اينترنت» به عنوان رسانه‌اي جهاني چقدر مي‌تواند كمك حال ما باشد؟
اينترنت به دليل دارا بودن زبان مشترك در تمامي دنيا يكي از پل‌هاي ارتباطي مناسب براي ترويج معارف ديني است. ما هم بايد از اين ابزار قدرتمند كمال استفاده را ببريم كه البته اين ديگر به خلاقيت و توانمندي ما برمي گردد تا چگونه از آن بهره بگيريم.

¤ به چه كساني از نظرعلمي مديون هستيد؟
پدرم كه به عنوان اولين استاد و راهنماي من بودند. حجت الاسلام غرويان به عنوان استاد منطق كه درس لمعه را نيز نزد ايشان آموختم. حجت الاسلام سيداحمد خاتمي، و استاد پناهيان كه علم خطابه را از ايشان فرا گرفتم.

¤ با سؤالات يك كلمه‌اي نسل سومي موافقي؟
بله!

¤ دلتنگي؟
كسي كه با قرآن باشد، هيچگاه دلتنگ نمي شود.

¤ نفس؟
بايد مراقبش بود بويژه خانواده اماره اش.

¤ مرگ؟
براي انسانهاي خوب پلي است كه با عبور از آن به بهشت مي‌رسند.

¤ گناه؟
آتشي كه نزديكي به آن هم بدجوري مي‌سوزاند.

¤ روشنفكري ديني؟
بيداري.

¤ RAM 512
(با تعجب نگاه مي‌كند) يك قسمت سخت افزاري از كامپيوتر.

¤ باورم نمي شد بدانيد.
جدي!؟

¤ اينترنت؟
بهترين وسيله براي نشر اسلام.

¤ حوزه يا دانشگاه؟
هر دوانه.

¤ منتظر؟
اهل كار و فعاليت.

¤ شهيد؟
شمع.

¤ جشن پتو؟
خاطره زيباي جواني.

¤ عشق؟
قلب مؤمن.

¤ آمريكا؟
كلكسيون بديها.

¤انرژي هسته‌اي؟
حق مسلم تمام ملت‌ها.

¤ سياست؟
عين ديانت.

¤ انتخابات مجلس خبرگان؟
سرنوشت ساز.

¤ رهبري؟
نائب الامام.

¤ هم مباحثه اي؟
دوست صميمي.

¤ ان قلت؟
نصف علم.

¤ ورزش؟
لازم براي همه.

¤ فوتبال بازي مي‌كني يا تماشا مي‌كني؟
هر دو! هم بازي مي‌كنم هم تماشا مي‌كنم.

¤ پدر؟
اولين معلم و بهترين دوستم.

¤ خاطره شيرين قرآني؟
در برنامه پرسش و پاسخ قرآني كه در عربستان و در جمع صدها وهابي داشتم، همه آنها را شكست دادم.

¤ خاطره غيرقرآني؟
در هشت سالگي روزي با گروهي از بچه‌ها به اردو رفته بوديم، صبح زود بعد از نماز در حالي كه همه خواب بودند من با زغال صورت همه شان را سياه كردم و آن پنجاه نفر هيچ وقت نفهميدند كه چه كسي آنها را سياه كرده بود!!!

¤ خدا را شناختي؟
هنوز خودم را هم نشناخته ام!

¤ ميزان و معيار زندگي؟
پيامبر اعظم(ص)

¤ موسيقي؟
گوش مي‌كنم. (با خنده) اما از نوع قرآني آن.

¤ آخرين كتابي كه خواندي؟
اخلاق در قرآن از آيت الله مكارم شيرازي.

¤ شعر؟
مي خوانم. اما نه به اندازه‌اي كه خيلي‌ها مي‌خوانند.

¤ گلستان سعدي؟
سومين كتابي كه آن را خواندم و حفظ كردم.

¤ ديوان حافظ؟
از دولت قرآن پديد آمده.

¤ روزنامه؟
سر مي‌زنم اما خواننده حرفه‌اي و افراطي روزنامه نيستم.

¤ دكتر محمدحسين طباطبايي؟
مسكين ابن مسكين، اقل لخليفه بل لا شي في الحقيقه...

¤ بينش 10 سال پيش محمدحسين طباطبايي با الان چه تفاوت‌هايي دارد؟
هر چه مي‌خوانم وجلوتر مي‌روم خود را فقيرتر ونيازمندتر مي‌يابم.

¤ «لايكلف الله نفساً الا وسعها»؟
به نظر من براي رسيدن به هدف و پيشرفت، بايد وظيفه خودمان را بيش از تواني كه داريم بدانيم.

¤ ممنون از اين كه به بچه‌هاي نسل سوم فرصت گفت و گو داديد؟
من هم از اين كه به من فرصت صحبت كردن داديد تشكر مي‌كنم.

منبع: كيهان

عشق

عشق يعنی دل سپردن در الست
 
از می وصل الهی  مستِ مست
 
عشق  يعنی  ذكر ناموس  خدا
 
يا علی گفتن به زير دست و پا
 
عشق  يعنی  جلوه  صبر  خدا
 
شرم ايوب نبی  از مرتضی
 
عشق بر دلداده  فرمان  می‌دهد
 
عاشق جان داده را جان می‌دهد
 
عشق باعث شد كه دل سامان گرفت
 
پشت درب خانه زهرا جان گرفت
 
عشق  يعنی انقلاب فاطمه
 
از كبودی چشم تار فاطمه
 
عشق يعنی عشق ناب فاطمه
 
بيت الاحزان خراب فاطمه

تشکر

بنام خدا

 

من لم يشكرالمخلوق لم يشكرالخالق

 

بر خود لازم ميدانم از كليه دوستان و همكاران عزيز و

خانوادههاي محترمشان كه مرا مورد لطف و حمايت خود

 قرار دادند صميمانه تشكر نمايم  و از خداوند منان

 برايشان سلامت و موفقيت مسئلت دارم.

اميدوارم منتخبين مردم ،از همه لحظات،براي خدمت

صادقانه به مردم عزيز اين ديار پاك استفاده كنند و

 شايستگي خودرا در برخورداري از اعتماد مردم بزرگوار به

 اثبات برسانند.

خلیج همیشگی فارس

این وطن است . این مبارزه برای  وطن است و فقط برای همین وطن است که همه ی ایرانی ها از سراسر دنیا برایش تلاش می کنند. 

 

در ساعات گذشته اعلام شده است بر اساس توافق  NIAC با نشنال جئوگرافیک باز خلیج فارس در نقشه های این سایت همان خلیج فارس نامیده شده است بدون هر گونه پسوند یا پرانتزی اضافه .
دیشب سایت بازتاب خبرداد : با واكنش شديد ايرانيان و پوشش رسانه‌اي اعتراض به اقدام غيرقانوني مؤسسه «
National Geographic» در استفاده از واژه جعلي «خليج عربي»، اين مؤسسه مجبور به حذف اين نام از نقشه خود شد.
اين مؤسسه، آبان ماه گذشته در نقشه‌هاي خود، با درج واژه جعلي «خليج عربي» در داخل پرانتز زير عنوان خليج فارس و همچنين درج واژه اشغال‌شده در ذيل عنوان جزاير ايراني مورد ادعاي امارات در خليج فارس، موجب اعتراض گسترده ايرانيان در داخل و خارج كشور شد.
پيرو اين اقدام و به رغم عدم پيگيري جدي نهادهاي رسمي، مؤسسه «نشنال جئوگرافيك» در پي مواجه شدن با موج انبوه اعتراضات در نخستين گام نسبت به اقدام جعلي خود عقب‌نشيني كرده، واژه «اشغالي» را از مقابل عنوان جزاير ايراني و واژه «خليج عربي» را از داخل پرانتز حذف نمود.
«نشنال‌جئوگرافيك» البته در عبارتي توضيحي زير عنوان «خليج فارس» كه با فونت ريز نگاشته شده،‌ آورده است كه از نظر اسناد تاريخي نام اين خليج، «خليج فارس» است، ولي برخي، از آن با عنوان «خليج عربي» ياد مي‌كنند.
اين عقب‌نشيني نسبي كه ناشي از تأثير اعتراض فراگير افكار عمومي ايران نسبت به اين جعل تاريخي است، نشان مي‌دهد كه در صورت تداوم اين اعتراض، اشاره فعلي مؤسسه «نشنال‌جئوگرافيك» به واژه جعلي خليج عربي نيز حذف خواهد شد. البته با فشار محافل عربي   مؤسسه «نشنال‌جئوگرافيك» اقدام جعلي خود را تكرار كرد.
گفتني است، وبلاگ‌نويسان و كاربران اينترنتي ايراني، نقش ويژه‌اي در انعكاس اعتراض ايران به كار بردن واژه جعلي «خليج عربي» داشتند.
در اين حال، يك مقام آگاه در وزارت خارجه در گفت‌وگو با روزنامه «جمهوري اسلامي»، از اين اقدام مؤسسه آمريكايي اظهار خشنودي كرده و آن را موفقيت دانست.
در حالي كه شكايت حقوقي به دادگاه كه كمترين وظيفه وزارت خارجه است، تاكنون انجام نشده و بي‌تفاوتي مسئولان اين وزارتخانه نسبت به جعل عنوان «خليج فارس» و به كار بردن واژه «خليج عربي» ادامه دارد.
تصوير
اصلاح‌شده و نقشه جعلي اين مؤسسه را در زير مشاهده مي‌كنيد.
هر چند که این مساله اصلاح شده اما الان، چند ساعت بعد از اینکه این تغییرات انجام شد گویا با فشار اعراب   دوباره نقشه های آنلاین همون نقشه ی قدیمی پر اشتباه رو نشون میدن. فکر کنم مشکل فنی باشه و با توجه به مطلب زیر، راضی شده اند که این تغییرات رو انجام بدهند.
در عین حال ،  
NIAC در وبسایتش نظر ایرانیان رو خواسته در مورد اینکه آیا این تغییرات مورد قبول شما هست یا نه (به طور خاص، آیا هنوز هم با وجود عبارت ar@bian gulf در آن پاراگراف مخالفید یا نه؟) اگر چه به نظر من جواب معلومه و بعید میدونم کسی از ما از وجود اون عبارت به هر شکلی راضی باشه، مساله اینجاست که تا چقدر واقعا میتونیم نشنال جئوگرافیک رو وادار به حذف کلی اون عبارت کنیم. با توجه به سرسختی اونها از اول و وزن نسبتا سبک ایران از نظر تجاری، بعید میدونم که این کار الان میسر باشه و تا همینجا هم خیلی سخت جنگیدیم. به هر حال میتونید نظرتون رو در این مورد اینجا به NIAC بگویید. یا اینکه نظرتون رو تا 29 دسامبر، یعنی فردا، به این آدرس بفرستید:
persiangulf@niacouncil.org

ايران

فکر میکنید برای خدمت به سرزمین آریائی چه راههائی وجود دارد؟

فکر میکنید برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی و کسب بالاترین آراء چه باید کرد؟

 

 

مهارتهاي زندگي

مهارتهاي زندگي
مهارت شناخت خود
   امروزه عليرغم ايجاد تغييرات عميق فرهنگي و تغيير در شيوه‌هاي زندگي، بسياري از افراد در رويارويي با مسائل زندگي،‌فاقد توانايي‌هاي لازم و اساسي هستند و همين امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشكلات زندگي روزمره و مقتضيات آن آسيب‌پذير نموده است.
   بشر امروز هدف اصلي زندگي را كه تعالي و شگوفايي انسان است زير پا گذاشته و اين به دليل نداشتن شيوه‌هاي صحيح زندگي است.
امروزه اكثريت جوامع آموزش‌هاي مختلفي را برگزار مي‌كنند ولي در مورد شيوه‌هاي درست زندگي مهارت‌ لازم را به مردم نمي‌آموزند. مردم نيز همه كار مي‌كنند به جز زندگي، براي همه چيز وقت دارند به جز زندگي.
مهارت‌هاي زندگي چيست؟
مهارت يعني چه؟
   مهارت يعني توانايي انجام يك كار و مهارت‌هاي زندگي آنهايي هستند كه به ما كمك مي‌كنند تا زندگي خوب، شاد و موفقي داشته باشيم. براي رسيدن به اين زندگي شاد بايد مهارت‌ها و توانايي‌هاي مختلفي داشته باشيم. براي مثال بايد بتوانيم استعدادها و نقاط قوت خود را خوب بشناسيم و آنها را پرورش بدهيم، با ديگران ارتباط برقرار كنيم و روابط خوب و صميمانه‌اي با آنها داشته باشيم. بايد بتوانيم احساسات، آرزوها و خواسته‌هاي خود را بيان كنيم، مسايلي را كه در زندگي با آنها مواجه مي‌شويم. حل كنيم،‌ خوب تصميم‌گيري كنيم و وقتي دچار هيجان‌هايي مثل ترس، خشم، خجالت يا غمگيني مي‌شويم، با آنها كنار بياييم و آنها را به شكل درستي ابراز كنيم كه به ما و ديگران صدمه نزند. در اين جا با يكي از اين مهارت‌ها آشنا خواهيم شد.
مهارت شناخت خود:
   يكي از مهمترين عواملي كه به ما كمك مي‌كند زندگي خوب و موفقي داشته باشيم اين است كه خود را بشناسيم، احساس خوبي در مورد خود داشته باشيم. و از كسي كه هستيم شاد و راضي باشيم.
   فكر مي‌كنيد كسي كه احساس خوبي نسبت به خود دارد چه ويژگيهايي دارد؟
   تعدادي از ويژگيهاي چنين فردي در زير آمده است:
  • خصوصيات مثبت، توانايي‌ها و استعدادهاي خود را مي شناسد و آنها را به كار مي‌گيرد.
  • خصوصيات منفي و نقاط ضعف خود را مي‌شناسد، مي‌پذيرد و سعي مي‌كند آنها را اصلاح كند.
  • موفقيت‌ها و شكست‌هاي خود را مي‌شناسد، به موفقيت‌هايش افتخار و از شكست‌هايش درس مي‌گيرد.
  • به خود و ديگران احترام مي‌گذارد.
  • براي رسيدن به اهداف خود تلاش مي‌كند.
  • مسئوليت اعمال و رفتار خود را مي‌پذيرد.
  • اكنون به سئوالات زير پاسخ دهيد:
   شما چه احساسي در مورد خود داريد؟
   آيا فردي هستيد شاد و راضي و احساس خوبي در مورد خود داريد؟ آيا تا به‌حال فكر كرده‌ايد كه ديگران از شما بهتر هستند و دوست داشته باشيد به جاي آنها باشيد؟
   به نظر شما اگر كسي خود را دوست نداشته باشد و هميشه آرزو كند كه اي كاش جاي كس ديگري باشد؟ مي‌تواند زندگي شادي داشته باشد؟اگر كسي فكر كند ديگران از او بهتر هستند و او هيچ توانايي و استعدادي ندارد مي‌تواند در زندگي موفق شود؟ آيا كسي كه وقتي در كاري شكست مي‌خورد، خود را سرزنش مي‌كند و خود را آدم بي‌استعداد و بي‌عرضه‌اي مي‌داند، مي‌تواند براي رسيدن به آرزوها و اهدافش تلاش كند و زندگي موفق و شادي را براي خود بسازد؟
كسي كه احساس خوبي نسبت به خود دارد، توانايي‌ها و استعدادهاي خود را مي‌شناسد، نقاط ضعف خود را مي‌پذيرد و سعي مي‌كند كه نقاط ضعف خود را تقويت و نقاط ضعف خود را اصلاح نمايد.
 چنين ويژگي‌هايي نقش خيلي مهمي در يك زندگي شاد و موفق دارد چون كسي كه خود و ديگران را دوست دارد در زندگي شاد و خوشحال‌تر است و كسي كه توانايي‌ها و استعدادهاي خود را مي‌شناسد براي موفق شدن تلاش بيشتري مي‌كند و موفق هم مي‌شود.